تو خونه پدربزرگم خواستم مثلا کمک کنم سینی که پر از لیوان بود رو برداشتم داشتم میبردم که یه دفعه یکی از لیوانها که جاش تنگ بود از گوشه سینی افتاد و شکست و البته بابتش کلی خجالت کشیدم😊
رفتم اتیشو خاموش کنم بگم دوستم تقصیر نداشته بعد دوستم سه هفته قهر کرد باهام
به جان خودم چیز بدی نگفتم فقط گفتم این فلک زده خنگ اصلا به قیافش نمیخوره عرضه داشته باشه تقلب کنه
و معلمه بخشیدش به لطف من پس چرا ناراحت شد نمیدونم والا
لطفا هر کاری رو جلو بچه انجام ندین.
زمانی که بچه بودم. میدیدم که این خانم ها بالا و زیر ابروشون رو تمیز میکنن و خوشگل میشن. منم یک روز رفتم یواشکی ژیلت رو برداشتم و خواستم کار اونا رو تقلید کنم. بالای ابرو ژیلت رو گذاشتم و کشیدم. چشمتون روز بد نبینه، نصف ابروم رفت. تا یک مدت از خونه بیرون نمیرفتم. مامانمم نمیدونست بخنده یا دعوام کنه.