❁ زندگیِ ایده‌آل ❁

برام جالب بود هر شخص راجع به آینده صحبت می کنه.
در صورتی که کسی موفق هست که بتونه زندگی ایده آلش رو در شرایط فعلی ایجاد کنه. با وجود موانع و شاید خیلی شرایط اون طور که باید نباشه اما باید در نظر گرفت که در شرایط فعلی چطور میشه به اون زندگی ایده ال نزدیک شد.
باید به دسترس بودنش توجه داشت که فقط نشه یه فانتزی، ارزو یا هرچی...
در شرایط فعلی سلامت جسمانی و سلامت روانی، تناسب اندام، زندگی ای که بتونم از وقتم نهایت استفاده رو ببرم.
زندگی ایده ال فعلی من فقط و فقط تلاش مطالعه و کسب تجربه هستش.
تا بتونم زندگی ایده ال در اینده رو هم رقم بزنم.
زندگی ایده ال من برای آینده خیلی مشخصه اما معمولا ترجیح میدم پیش از اینکه عملیشون مکردم راجع بهش حرفی نزنم و همینطور استراتژی های زندگیم
 
آخرین ویرایش:
برام جالب بود هر شخص راجع به آینده صحبت می کنه.
در صورتی که کسی موفق هست که بتونه زندگی ایده آلش رو در شرایط فعلی ایجاد کنه. با وجود موانع و شاید خیلی شرایط اون طور که باید نباشه اما باید در نظر گرفت که در شرایط فعلی چطور میشه به اون زندگی ایده ال نزدیک شد.
باید به دسترس بودنش توجه داشت که فقط نشه یه فانتزی، ارزو یا هرچی...
در شرایط فعلی سلامت جسمانی و سلامت روانی، تناسب اندام، زندگی ای که بتونم از وقتم نهایت استفاده رو ببرم.
زندگی ایده ال فعلی من فقط و فقط تلاش مطالعه و کسب تجربه هستش.
تا بتونم زندگی ایده ال در اینده رو هم رقم بزنم.
زندگی ایده ال من برای آینده خیلی مشخصه اما معمولا ترجیح میدم پیش از اینکه عملیشون مکردم راجع بهش حرفی نزنم و همینطور استراتژی های زندگیم
دلم واسه بحث های این شکلی تنگ شده بود :دی

خب ببین با اون قسمت از حرفت که گفتی حواسش جمع شرایط فعلیش هم باشه یا به عبارتی از لحظه لذت ببره مخالف نیستم؛ اما ایده آل خودش به تنهایی یعنی رویا و آرزو. یعنی چیزی که خواستار تمام اضلاع و زوایاش باشیم. کسی که ایده آلیسته هیچ وقت از اونچه که هست، رضایتی نداره چون همیشه بهتر از اون هم هست. مثال میزنم؛ اگر ایده آل باشم، این شکلی میشم که به طور مثال یه خونهء 70 متری دارم ولی آرزوی یه خونهء 170 متری رو دارم. تلاش میکنم و به اون 170 متریه هم میرسم؛ ولی 270 متریش هم هست. اصلا 700 متریش هم هست. چند هکتاریش هم هست!
ایده آل همینه. که با توجه به شرایطت، چند لول بالاتر رو برای خودت آرزو کنی و سعی کنی بهش برسی. آرزوی اون جایگاه یا پوزیشنی که می خوای درش قرار بگیری.
بحث اکنون و رضایت یا عدم رضایت نسبت بهش، خودش یه مطلب و تاپیک جدا می طلبه؛ اینجا قراره از آرزوهامون بگیم و اون شرایطی که علاقه داریم بهش برسیم -حالا می خواد ممکن باشه یا ناممکن-؛ این بین ممکنه کسی زندگی ایده آلش رو همین حالا هم داشته باشه. مثلا خودم، تقریبا 90% از وضعیتم به جهات مختلف راضی ام و می تونم بگم که زندگی ایده آلم رو همین الان هم دارم.
واسه همینه که میگم از اون هدفه بگید؛ از همون نقطه ای که دارید سعی می کنید بهش برسید. همون جایی که آل پاچینو میگه از دیگه واسه ت اهمیتی نداره فردایی باشه یا نه! چون تو به جایی که می خواستی، رسیدی.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دلم واسه بحث های این شکلی تنگ شده بود :دی

خب ببین با اون قسمت از حرفت که گفتی حواسش جمع شرایط فعلیش هم باشه یا به عبارتی از لحظه لذ*ت ببره مخالف نیستم؛ اما ایده آل خودش به تنهایی یعنی رویا و آرزو. یعنی چیزی که خواستار تمام اضلاع و زوایاش باشیم. کسی که ایده آلیسته هیچ وقت از اونچه که هست، رضایتی نداره چون همیشه بهتر از اون هم هست. مثال میزنم؛ اگر ایده آل باشم، این شکلی میشم که به طور مثال یه خونهء 70 متری دارم ولی آرزوی یه خونهء 170 متری رو دارم. تلاش میکنم و به اون 170 متریه هم میرسم؛ ولی 270 متریش هم هست. اصلا 700 متریش هم هست. چند هکتاریش هم هست!
ایده آل همینه. که با توجه به شرایطت، چند لول بالاتر رو برای خودت آرزو کنی و سعی کنی بهش برسی. آرزوی اون جایگاه یا پوزیشنی که می خوای درش قرار بگیری.
بحث اکنون و رضایت یا عدم رضایت نسبت بهش، خودش یه مطلب و تاپیک جدا می طلبه؛ اینجا قراره از آرزوهامون بگیم و اون شرایطی که علاقه داریم بهش برسیم -حالا می خواد ممکن باشه یا ناممکن-؛ این بین ممکنه کسی زندگی ایده آلش رو همین حالا هم داشته باشه. مثلا خودم، تقریبا 90% از وضعیتم به جهات مختلف راضی ام و می تونم بگم که زندگی ایده آلم رو همین الان هم دارم.
واسه همینه که میگم از اون هدفه بگید؛ از همون نقطه ای که دارید سعی می کنید بهش برسید. همون جایی که آل پاچینو میگه از دیگه واسه ت اهمیتی نداره فردایی باشه یا نه! چون تو به جایی که می خواستی، رسیدی.

عا اره خیلی جذابه، جا داره چند تا تاپیک دیگه توی این زمینه ایجاد بشه صحبت کنیم.
_____
رضایت داشتن متفاوته با قانع بودن.
من از چیز هایی که در حال حاضر دارم راضی ام اما قانع نیستم. نکته ی حرف هام همین بود.
و خوشبختی یعنی رضایت، کسی که نتونه از لحظه اش لذت ببره یعنی باخته! چون ممکنه یک درصد در نظر گرفت که فردایی وجود نداشته باشه پس در کنار تمام تلاش ها برای اینده باید زندگی ایده ال رو توی حال هم رقم زد.
البته کسی که زیرک باشه این کار رو انجام میده.
یک شخص ایده الیست باید توی بک گراند واقع بینی زندگی کنه! باید بلند پرواز و زیاده خواه باشه اما اهداف دست یافتنی.
البته من اینجوری زندگی کردم و عقاید شخصی من هست و اصرار هم ندارم به کسی تحمیلش کنم. البته طبق مطالعاتی که در این زمینه داشتم.
من ارزو رو قبول ندارم! همه چیز برام آبجکت هست نه ارزو...
و تاپیک رو نقد نکردم برام جالب بود که هیچکس به زمان حال اشاره ای نداشت.

[تاپیک جالبی بود...]
 
آخرین ویرایش:
عا اره خیلی جذابه، جا داره چند تا تاپیک دیگه توی این زمینه ایجاد بشه صحبت کنیم.
_____
رضایت داشتن متفاوته با قانع بودن.
من از چیز هایی که در حال حاضر دارم راضی ام اما قانع نیستم. نکته ی حرف هام همین بود.
و خوشبختی یعنی رضایت، کسی که نتونه از لحظه اش لذ*ت ببره یعنی باخته! چون ممکنه یک درصد در نظر گرفت که فردایی وجود نداشته باشه پس در کنار تمام تلاش ها برای اینده باید زندگی ایده ال رو توی حال هم رقم زد.
البته کسی که زیرک باشه این کار رو انجام میده.
یک شخص ایده الیست باید توی بک گراند واقع بینی زندگی کنه! باید بلند پرواز و زیاده خواه باشه اما اهداف دست یافتنی.
البته من اینجوری زندگی کردم و عقاید شخصی من هست و اصرار هم ندارم به کسی تحمیلش کنم. البته طبق مطالعاتی که در این زمینه داشتم.
من ارزو رو قبول ندارم! همه چیز برام آبجکت هست نه ارزو...
و تاپیک رو نقد نکردم برام جالب بود که هیچکس به زمان حال اشاره ای نداشت.

[تاپیک جالبی بود...]
نمصن میکنیم میکنیم :::::

آره اگر بحث قناعت بیاد وسط، معادله درست میشه.
و موافقم؛ یکی از ترس های من اینه که مثلا 30 سالم بشه برگردم ببینم هیچ کاری نکردم، لذت نبردم، ناراضی ام و خسته ام! این مسئله خیلی برای من خوفناک و ناراحت کننده ست؛ و از این بابت میشه گفت صح می فرمایید ??
چرا آرزو رو قبول نداری ~?
اینکه کسی به زمان حال اشاره نکرده، ... نمی دونم، دارم بهش فکر می کنم؛ و دارم فکر می کنم شاید به خاطر تربیت ما بوده یا شرایطی که توش بزرگ شدیم. دقت کوچیکی هم به اطرافمون که بکنیم می بینیم اکثرا ناراضی ان؛ چه بین بزرگ تر ها [مثلا همکارهای والدینم یا فامیلامون] و جه بین قشر همسن خودمون همیشه در حال ناله و غصه خوردنن. و همین باعث میشه که یک فضای ایده آل -که اغلب به جهات مختلف غلطه- توی ذهنشون شکل بگیره.
و خب، در اینکه شرایط سخته من به قشر همسن خودمون حق میدم بابت خستگی و نالیدن چون خودم هم بینشون هستم؛ ولی بابت ناامید شدن و Givin up اصلا. کما اینکه زمین خدا بزرگه و آسمونش هم؛ نهایتش به نقطهء ایده آل شهرت نرسیدی، به نقطهء ایده آل اتاقت که می تونی برسی ~ سو، مقولهء ناامیدی واسه من لاینحله.

جالبی از خودتونه ??
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

دِلکَـــــش

کاربر ویژه
کاربر انجمن
نوشته‌ها
نوشته‌ها
2,474
پسندها
پسندها
3,772
امتیازها
امتیازها
328
سکه
119
نمصن میکنیم میکنیم :::::

آره اگر بحث قناعت بیاد وسط، معادله درست میشه.
و موافقم؛ یکی از ترس های من اینه که مثلا 30 سالم بشه برگردم ببینم هیچ کاری نکردم، لذ*ت نبردم، ناراضی ام و خسته ام! این مسئله خیلی برای من خوفناک و ناراحت کننده ست؛ و از این بابت میشه گفت صح می فرمایید ??
چرا آرزو رو قبول نداری ~?
اینکه کسی به زمان حال اشاره نکرده، ... نمی دونم، دارم بهش فکر می کنم؛ و دارم فکر می کنم شاید به خاطر تربیت ما بوده یا شرایطی که توش بزرگ شدیم. دقت کوچیکی هم به اطرافمون که بکنیم می بینیم اکثرا ناراضی ان؛ چه بین بزرگ تر ها [مثلا همکارهای والدینم یا فامیلامون] و جه بین قشر همسن خودمون همیشه در حال ناله و غصه خوردنن. و همین باعث میشه که یک فضای ایده آل -که اغلب به جهات مختلف غلطه- توی ذهنشون شکل بگیره.
و خب، در اینکه شرایط سخته من به قشر همسن خودمون حق میدم بابت خستگی و نالیدن چون خودم هم بینشون هستم؛ ولی بابت ناامید شدن و Givin up اصلا. کما اینکه زمین خدا بزرگه و آسمونش هم؛ نهایتش به نقطهء ایده آل شهرت نرسیدی، به نقطهء ایده آل اتاقت که می تونی برسی ~ سو، مقولهء ناامیدی واسه من لاینحله.

جالبی از خودتونه ??
مسئله اینه تاپیک چیز دیگه ای رو بیان کرده بود
وگرنه من دقیقا همونجاییم که لازم دارم باشم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Kallinu
عقب
بالا پایین