همگانی | سیمون دوبوار |

انسان حتی طالب خوشبختی هم نیست. به وقت کشی قناعت میکند تا اینکه وقت او را بکشد.
 
اما مگر میشود زندگی را در گلخانه‌ای زندانی کرد تا بی‌خطر رشد کند؟ جای تنگ و خفه درخشش و عطرش را از آن میگیرد.
 
در زمانی که تو خوابیده‌ای کسان دیگری هستند که بیدارند و تو هیچ نفوذی بر آنان نداری.
 
از همان لحظه‌ای که آدم به دنیا می‌آید مردنش شروع میشود.
 
بین تولد و مرگ، زندگی وجود دارد.
 
زیادی خودم را وقف دیگران کردم. حالا میخواهم فقط برای خودم زندگی کنم.
 
هیچ مرگی طبیعی نیست. آنچه بر سر انسان می‌آید هرگز نمیتواند طبیعی باشد. زیرا حضور انسان جهان را به پرسش میکشد.
 
وقتی عزیزی میمیرد، ما بهای زنده ماندن را با هزار تاسف و حسرت میپردازیم.
 
مردن مهم نیست. آثار شماست که باقی میماند.
 
گاهی استوارترین مومنان هم ممکن است خدا را خیلی دور ببینند، آن‌قدر دور که انگار غایب است.
 
عقب
بالا پایین