درآغوشم بگیر! هردویمان در قاب عکس جا می‌شویم | انجمن کافه نویسندگان

دلم میخواست که گهگاهی
رفیقِ حال تو باشم
نه اینکه مال من باشی
ولی من مال تو باشم

دلم میخواست که گهگاهی
بگی خوابی یا بیداری؟
بگم هستم؛ چطوری تو؟
بگی دلگیر و بی حالی...

بگم اینجام همیشه من
بگو هرچی که میخوای رو،
بگی من هستم اون کس که
پیشش آروم و بی عاری

دلم میخواست که حرفاتو
برای من نگه داری
اگه حتی خوشیاتو
کنار دیگرون داری...

دلم میخواست که باشم من
امین و محرم رازات
ببافم دلخوشی هامو
کنار مخمل موهات

تو اونقدر دلنشین هستی
که من قانع به این چیزام
میدونم مال من نیستی
ولی کافیه رویاهام...

امیدوارم که خوش باشی
کنار هرکسی هستی
فقط یادت نره بازم
چه پیمونی با من بستی

همینکه هم دلت باشم
می ارزه عالمی واسم...
فقط با خوندن این شعر
نخند لطفا به احساسم


 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 0)
هیچ کاربر ثبت نام شده ای این تاپیک را مشاهده نمی کند.
عقب
بالا پایین