شعر | جان لاجانم |

درد دردش بنوش و درمان جو

جان به جانان سپار و جانان جو
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NAHIT
دل نداند که فدای سر جانان چه کند

گر فدای سر جانان نکند جان چه کند
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NAHIT
باش تا جان برود

در طلب جانانم

که به کاری

به از این بازنیاید جانم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NAHIT
دلم بی وصل جانان جان نخواهد

که عاشق جان بی جانان نخواهد
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NAHIT
به جان تا شوق جانان است ما را

چه آتش‌ها که بر جان است ما را

بلای سختی و برگشته بختی

از آن برگشته مژگان است ما را
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NAHIT

‏بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
چون طفل دوان در پی گنجشک پريده


#سعدی
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
نوشته‌ها
نوشته‌ها
7,542
پسندها
پسندها
15,639
امتیازها
امتیازها
918
سکه
1,178
بی رنگ رُخَت
زمانه زندان من است

#مولانا
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سخت، نازک گشت جانم از لطافت های عشق
دل نخواهم، جان نخواهم، آنِ من کو؟ آنِ من...

مولانا
 
نبودنت جور دیگریست؛
مثل فکر کردنِ من به تو
در کوچ تنهایی...
 
عقب
بالا پایین