[ غـــُــرغـــُــریــــآتــ ـــ .... ]

امروز باورم شد
که تو خسته تر از آن بودی که بفهمی دوست داشتنم را
از من گذشت
اما
هرجا هستی
“خسته نباشی”
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
چقـــد بـــَـده تــو هــق هــق گــریــه هـــــات
نـفــــس کـــَـم بیـــاری و
عشـقـــت بـــه یــکــــــــی دیــگـــه
بــگــــه
" نـفــــــس "
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
تو را خودم چشم زدم
بس که نوشتمت میان شعرهایم
بی آنکه اسفند بچرخانم دور واژه ها
تو را خودم چشم زدم
میدانم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
باید دستها را زیر چانه گذاشت
به وسعت قرنها
به حقیقت این واژه فکر کرد
بعد از “انسانیت” یک کامای بزرگ بگذار
شاید به کما رفته باشیم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
عاشق که میشوی
نا آرام میشوی ،
گاهی حسود ،
گاهی خود خواه ،
گاهی دیوانه،
گاهی آرام ،
گاهی شاد ،
گاهی غمگین ،
گاهی خوشبخت ترین
یک روز به خودت میایی میبینی تنهایی ؛
تنها ترین
هیچ کسی رو نداری حتی برای درد و دل کردن و حرف زدن...
تنها غم میماند کنارت ...و تنهایی
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 0)
هیچ کاربر ثبت نام شده ای این تاپیک را مشاهده نمی کند.
عقب
بالا پایین