حضوری =)

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع FAREWELL
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
آقا روی دیوار مدرسه ی شما هم از اینا داشت که:
سه تا برو پایین
چهار تا برو چپ

همون
دلم واسه خوندن اینا تنگ شده
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دلم واسه دیوارای توالت ک عاشقانه هاشونو اونجا میذاشتن تنگیده??
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
- ندووو خانُمَم ندوووو

هنوزم برای حنجرش نگرانم:>
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
واسه به لرز انداختن مدرسه از شیطنت های گروهی?
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
وقتی تو گرما کولر گازیمون مث بخاری عمل می‌کرد و تو زمستون به حالت عادیش برمی گشت⁦(^^)⁩
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اجازه برم بیرون دشوری؟
رفتن و برنگشتن ها :aiwan_light_king: :dancer2: دیگ برنمیگشتییییییییم عمرننن🤣
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اول صبا ساعت 7 ک میرفتیم مدرسه هوا تاریک بود پرده ها کشیده بود
در کلاس باز میشد میدیدی یه مشت لههههه رو صندلیا پهنن 🤣🤣
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
منتظر بودیم جشن بشه
شیرینی بهمون بدن
کلاس نریم
وای مثلن ساعت 3 جشن بود
معلم اون زنگ میخاست امتحان بگیره:aiwan_light_yahoo::aiwan_light_yahoo::aiwan_light_yahoo::aiwan_light_yahoo::aiwan_light_yahoo: همه ما این بودیم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
مثلن اون روزایی که میرفتیم بدو بدو تو پارکینگ چک میکردیم ببینیم ماشین معلم اون زنگ هست یا نه:aiwan_light_sun_bespectacled::aiwan_light_sun_bespectacled:
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
عقب
بالا پایین