DiakoDiako عضو تأیید شده است. مشاورمدیریتانجمن مشاورمدیریت انجمن آقای نمونه نوشتهها نوشتهها 17,503 پسندها پسندها 40,008 امتیازها امتیازها 1,123 سکه 1,607 1/16/24 #351 یک صبح از خواب می پریم وُ کنارِ دست مان جای کسی هنوز گرم است! آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
DiakoDiako عضو تأیید شده است. مشاورمدیریتانجمن مشاورمدیریت انجمن آقای نمونه نوشتهها نوشتهها 17,503 پسندها پسندها 40,008 امتیازها امتیازها 1,123 سکه 1,607 1/16/24 #352 ما هیچ وقت به هم نمی رسیم همیشه سوزنبانی هست که به وقتِ رسیدن مان خط ها را عوض کند! آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
DiakoDiako عضو تأیید شده است. مشاورمدیریتانجمن مشاورمدیریت انجمن آقای نمونه نوشتهها نوشتهها 17,503 پسندها پسندها 40,008 امتیازها امتیازها 1,123 سکه 1,607 1/16/24 #353 بیدارم کن! پیش از آنکه استخوانهایم را شیپورِ بیدارباش کنند آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
سمانهسمانه عضو تأیید شده است. مدیر تالار تصویر پرسنل مدیریت مدیر رسـمی تالار گوینده خانم نمونه محبوب خلاقیت پشتکار خیلی خوب پشتکار خوب مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,816 پسندها پسندها 6,059 امتیازها امتیازها 388 سکه 3,388 6/24/25 #354 بازت داشتم از رفتن با سِحر آوازهای نخوانده و نرمای ابرهای نباریده اما... رفتی. از میان شکسته های آینه و تکه های آفتاب بر پلی از رنگین کمان گذشتی، رفتی. رفتی تا ماه تا گل سرخ تا سحر آواز پرنده ای که از دور تو را می خواند و من ماندم در هراس آوازهایی که دیگر نمی بارند و ابرهایی که دیگر نمی خوانند! "رضا کاظمی"
بازت داشتم از رفتن با سِحر آوازهای نخوانده و نرمای ابرهای نباریده اما... رفتی. از میان شکسته های آینه و تکه های آفتاب بر پلی از رنگین کمان گذشتی، رفتی. رفتی تا ماه تا گل سرخ تا سحر آواز پرنده ای که از دور تو را می خواند و من ماندم در هراس آوازهایی که دیگر نمی بارند و ابرهایی که دیگر نمی خوانند! "رضا کاظمی"
سمانهسمانه عضو تأیید شده است. مدیر تالار تصویر پرسنل مدیریت مدیر رسـمی تالار گوینده خانم نمونه محبوب خلاقیت پشتکار خیلی خوب پشتکار خوب مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 1,816 پسندها پسندها 6,059 امتیازها امتیازها 388 سکه 3,388 9/27/25 #355 آرام شده ام مثل درختی در پاییز وقتی تمام برگ هایش را باد برده باشد ! تلخ و آرام شده ام..