همگانی غرق در خاطرات?

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع بلوط
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
غرق در خاطرات..خاطرات جذابتون رو اینجا تعریف کنید?
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یبار تو مدرسه دیدم بلندگو رو میز وسط سالنه کسی هم اونجا نیس منم برداشتمش رفتم تو ازمایشگاه صدامو تغییر دادم، خلاصه چندتا از دوستامو فرستادم دفتر??
#خاطرات-ضایع-مدرسه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یا مثلا اونجا که سر مداد رنگی هامون رو میشکستیم میچیندیم رو میز، هرکس بیشتر داشت برنده میشد؛
(اونایی که انجام دادن درک میکنن!)
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اون نصفه شبایی که تو ایسگا اتوبوس نشسته بودیم، بعد میرفتیم میشستیم وسط خیابون منتظر اینکه ماشین بزنه بهمون! چ جرعتی داشتیم والا!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یه کتابایی هم هس، که فقط مخصوص اینه که وقتی یکی اومد تو اتاق بخونیمش!?
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
شبایی که زیر دریم کچر میخوابیدیم..بعد میرفتیم روج گونه میزدیم به بابامون میگفتیم بابا ببین! من سرخ پوستم!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
مثلا وقتایی که بارون چشمامون با دوش حموم قاطی میشد؛
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
عقب
بالا پایین