F FAREWELL مدیر بازنشسته کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 1,386 پسندها پسندها 1,260 امتیازها امتیازها 223 سکه 280 1/16/24 #1 غرق در خاطرات..خاطرات جذابتون رو اینجا تعریف کنید? آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
F FAREWELL مدیر بازنشسته کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 1,386 پسندها پسندها 1,260 امتیازها امتیازها 223 سکه 280 1/16/24 #2 یبار تو مدرسه دیدم بلندگو رو میز وسط سالنه کسی هم اونجا نیس منم برداشتمش رفتم تو ازمایشگاه صدامو تغییر دادم، خلاصه چندتا از دوستامو فرستادم دفتر?? #خاطرات-ضایع-مدرسه آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
یبار تو مدرسه دیدم بلندگو رو میز وسط سالنه کسی هم اونجا نیس منم برداشتمش رفتم تو ازمایشگاه صدامو تغییر دادم، خلاصه چندتا از دوستامو فرستادم دفتر?? #خاطرات-ضایع-مدرسه
F FAREWELL مدیر بازنشسته کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 1,386 پسندها پسندها 1,260 امتیازها امتیازها 223 سکه 280 1/16/24 #3 مشاهده فایلپیوست 80195 آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
F FAREWELL مدیر بازنشسته کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 1,386 پسندها پسندها 1,260 امتیازها امتیازها 223 سکه 280 1/16/24 #4 مشاهده فایلپیوست 80197 آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
F FAREWELL مدیر بازنشسته کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 1,386 پسندها پسندها 1,260 امتیازها امتیازها 223 سکه 280 1/16/24 #5 یا مثلا اونجا که سر مداد رنگی هامون رو میشکستیم میچیندیم رو میز، هرکس بیشتر داشت برنده میشد؛ (اونایی که انجام دادن درک میکنن!) آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
یا مثلا اونجا که سر مداد رنگی هامون رو میشکستیم میچیندیم رو میز، هرکس بیشتر داشت برنده میشد؛ (اونایی که انجام دادن درک میکنن!)
F FAREWELL مدیر بازنشسته کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 1,386 پسندها پسندها 1,260 امتیازها امتیازها 223 سکه 280 1/16/24 #6 اون نصفه شبایی که تو ایسگا اتوبوس نشسته بودیم، بعد میرفتیم میشستیم وسط خیابون منتظر اینکه ماشین بزنه بهمون! چ جرعتی داشتیم والا! آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
اون نصفه شبایی که تو ایسگا اتوبوس نشسته بودیم، بعد میرفتیم میشستیم وسط خیابون منتظر اینکه ماشین بزنه بهمون! چ جرعتی داشتیم والا!
F FAREWELL مدیر بازنشسته کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 1,386 پسندها پسندها 1,260 امتیازها امتیازها 223 سکه 280 1/16/24 #7 یه کتابایی هم هس، که فقط مخصوص اینه که وقتی یکی اومد تو اتاق بخونیمش!? آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
F FAREWELL مدیر بازنشسته کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 1,386 پسندها پسندها 1,260 امتیازها امتیازها 223 سکه 280 1/16/24 #8 شبایی که زیر دریم کچر میخوابیدیم..بعد میرفتیم روج گونه میزدیم به بابامون میگفتیم بابا ببین! من سرخ پوستم! آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
شبایی که زیر دریم کچر میخوابیدیم..بعد میرفتیم روج گونه میزدیم به بابامون میگفتیم بابا ببین! من سرخ پوستم!
F FAREWELL مدیر بازنشسته کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 1,386 پسندها پسندها 1,260 امتیازها امتیازها 223 سکه 280 1/16/24 #9 مثلا وقتایی که بارون چشمامون با دوش حموم قاطی میشد؛ آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
F FAREWELL مدیر بازنشسته کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 1,386 پسندها پسندها 1,260 امتیازها امتیازها 223 سکه 280 1/16/24 #10 مشاهده فایلپیوست 82487اینو دیگه هیچوقت یادم نمیره■ آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24