بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام
باتشکر از نقد پذیری شما نویسنده عزیز.
لازم به ذکر است که:
✔ پس از نقد، بر روی دلنوشته شما نظارت خواهر شد و در صورت عدم توجه به حرفها و راهنماییهای منتقد، با درخواستهای نقد بعدی شما، موافقت نخواهد شد!
✔ نقدها در کمال انصاف بوده و منتقد فرد وارد به مباحث ادبیست؛ و از بابت صحت نقد و راهنماییِ منتقد، نگرانی نداشته باشید.
✔ نقدپذیر باشید و در برابر نقد خود، جبهه نگیرید. چرا که تمام تلاش ما در جهت پیشرفت نویسندههاست.
✔ از ارسال پست اسپم، تشکر و... خودداری فرمائید.
لینک دلنوشته:
نقد کلی دلنوشته: دلنوشته طغیان کلمات، دلنوشتهای تراژدی ولی در همان حال آموزنده است.
به طور کل دلنگار در دلنوشته سعی بر این داشته که به مخاطب و خواننده این پیام را برساند: شکست نخورید، ناامید نشوید، برای حرفها، کارها و صحبتهای دیگران از رویا و هدف خودت دور نشو. ولی لازم به ذکر است که دلنگار در دلنوشته در چند پارت از مفهوم کلی دور شده بود و به بیان موضوعات احساسی روی آورده بود مثلا:
از همینجا میخوام بهت بگم!
رفیقمن؛همدم من، همدرد من، هم راه من، خواهر من؛ عزیزترینم، عاشقانه دوستت دارم. بهترین من، جان دل من.
مفهوم این پارت با بقیه ارتباطی نداره.
قلم دلنگار سبک و دلنشین بود ولی میتوانستند با استفاده از کلمات و عبارات کنایی و ابهام امیز و تشبیهی و یا حتی تمثیل دلنوشته را زیباتر کنند.
نقد نام دلنوشته: نام دلنشوته از دو کلمه طغیان و کلمات بود، طغیان به معنی شورش است و طغیان کلمات به معنی شورش کلماتی که دلنگار اشاره به این داشته هیچوقت گفته نشد.
ترکیب زیبا و کوتاهی بود.
این نام با همهی پارتها و ژانر متناسب بود.
نقد مقدمه: مقدمه مطلوب بود، ولی به ژانر مرتبط نبود، در مقدمه خواننده میتواند برای پارتهای بعد آماده شود و فکر اینکه قرار است با چه فضایی رو به رو باید رو به رو شود را آشکار میکرد. ولی چند ایراد کوچک هم در مقدمه وجود داشت که توضیح میدهم:
(میدونی چیه؟
بعضی وقتا بعضی از حرفا شاید برایی گوینده که داره میگه معنی نداشته باشه؛
ولی وقتی میزنی،
خودش معنی پیدا میکنه!
باید مراقب معنی که پیدا میکنه باشی، چون ممکنه به ضررت تموم شه یا ممکنه خودت رو از چشم بندازی بدون اینکه بدونی حرفت چه معنی پیداکرده؛ پس مواظب حرفات باش!)
به جای لفظ داره میگه میتونیم بار معنایی رو بهتر کنیم و به این صورت بنویسیم: برای گویندهای که داره بیانشون میکنه معنی نداشته باشه؛
و ایراد دوم، فعل میزنی به تنهایی دارای ابهام هست و کلمهی حرف باید نوشته شود تا خواننده بتواند مفهوم سخن گفتن را بهتر دریافت کند
میشه به صورت های مختلفی بیان کرد
ولی وقتی اون حرفهارو میزنی
ولی وقتی مطرحشون میکنی
ولی وقتی اونهارو میگی
و ... .
ایراد سوم چیه؟ در این جمله ضمیر خودش به حرفها اشاره دارد حرفها مرجع ضمیر است و به صورت جمع بیان شده پس فعل و ضمیر باید به صورت جمع بیان شوند. به این صورت: معنی پیدا می کنند.
نقد جلد: اثر فاقد جلد بود!
نقد ساختمان دلنوشته: دلنوشته گاه به زبان ادبی و گاه محاوره بود که به نویسنده پیشنهاد میشود با ویرایش، کل اثر را به یک زبان بنویسند.
ولی چند ایراد هم دیده میشد:
یک زمانی وقتی تا میخندیدم همه بهم هشدار میدادن
شکل صحیح جمله: یک زمانی، تا می خندیدم. وقتی اضافه هست و موجب خوانش سخت و نادرست میشود.
دیگه خندههام شده زوریِ الکی، مثل زندگی که زوریِ تقلبیه... .
زوری یک صفت هست مثل کارِ زوری یا کار زورکی و نمیتواند به عنوان هسته یا اسم قرار بگیرد (مگر در شرایط خاص در ادبیات) اینجا ترکیبات زوری تقلبی یا زوری الکی به اشتباه شکل گرفته هست شکل صحیح که میتوان بیان کرد:
دیگه خنده هام شده زوری، الکی مثل زندگی که زوریه، تقلبیه
یا؛ مثل زندگیِ زوریِ تقلبی!
و در نهایت باید اشاره کنم شما دارای یک سری ایرادات جزئی بودین که به دلیل این بود که متن های نوشته شده رو یک برای خودتون نخوندین و ویرایش نکردین.
نقد آرایههای دلنوشته: آرایههای به کار رفته زیاد نبودند و نمیشود به درستی راجع به آنها نظر داد!
ولی یه نکته مطرح کنم که تو این متن خیلی ملموس بود؛
دورم پره از آدمای گربه صفت.
که فقط تا وقتی براشون منفعت داشته باشم دور ورم هستن.
نویسنده عزیز دلنوشته یعنی برآمده از دل از روح و دل و روح آمیخته شدند با احساسات ما. در دلنوشته هدف بیان موضوعات با چاشنی احساسات هست یعنی شما موضوعتون رو با درد با اندوه با عشق با شور درگیر کنین و به واسطه ی اونا به خواننده شوک بدین درگیرش کنین
نه اینکه مثل این باشه که یه حرفی رو بزنین و اون دسته افرادی که منظورتون هست ضایع بشن و بقیه که حالا حرف شما میخونن یا میشنون ضایع بشن رک بگم تکست نیست تیکه نیست
سعی کنین مفهوم جملاتت رو ارتقا بدین صرفا مخاطبتون یک عده افراد بی ارزش یا کسانی که فکرشون درگیر انسان های بی ارزش هست نباشه.
مثل آسمان باید بود. برای افراد منفی زندگی غروب کن
برای افرای که تورا دوست دارن همیشه بتاب، گرما بخش باش برایشان . برای بد خواهانت همیشه در مرکز آسمان باش طوفانی به پا کن که انگشت به دهان بمانند.
یکم توی عناصر این متن تناقض به چشم میخورد
ویژگی های بیان شده مثل غروب کردن تابیدن گرما بخش بودن و در مرکز آسمان در حالت کلی برای آفتاب یا خورشید هست باید نوشته میشد مثل آفتاب باید بود
اما ویژگی اخر طوفان به پا کردن برای ابرو باد هست.
این متن رو ویرایش کنید و به صورت یک دست بنویسید.
نقد علائم نگارشی: علائم نگارشی و کلمات فقط در پارت پنجم، ششم، هفتم ویرایش لازم دارد.
مثل آسمان باید بود. برای افراد منفی زندگی غروب کن
برای افرای که تورا دوست دارن همیشه بتاب، گرما بخش باش برایشان . برای بد خواهانت همیشه در مرکز آسمان باش طوفانی به پا کن که انگشت به دهان بمانند❌
مثل آسمان باید بود؛ برای افراد منفی زندگی غروب کن!
برای افرادی که تو را دوست دارند، همیشه بتاب و گرما بخش باش برایشان. برای بدخواهانت همیشه در مرکز آسمان باش، طوفانی به پا کن که انگشت به دهان بمانند... !
زیبایی هر سختی به این که باقدرت جنگیدو کم نیاورد مثل بالا رفتن از کوه رفتنش سخته ولی اون بالا لذتش بیشتر
. ❌
زیبایی هر سختی به این بستگی داره که با قدرت جنگید و کم نیاورد؛ مثل بالا رفتن از کوه، رفتنش سخته ولی اون بالا لذتش بیشتره! ✅
جوری باش که خودت میخوایی نه جوری که مردم می خوان. یادت باشه تو به دنیا اومدی تا برای خودت باشی ،برای خودت زندگی کنی نه برای دیگران !! ❌
جوری باش که خودت میخوای، نه جوری که مردم میخوان. یادت باشه تو به دنیا اومدی تا برای خودت باشی، برای خودت زندگی کنی نه برای دیگران! ✅
نکات کلیدی دلنگار: از کلمات زیبا و مفهومی استفاده کنید.
مقدمهای مرتبط با ژانر بنویسید.
درخواست جلد بدهید.
از آرایههای بیشتری استفاده کنید.
پارتهای ذکر شده را ویرایش کنید.