#کارگاهرماننویسی
✅سر بار کسی بود
طفیلی و انگل زندگی دیگران شدن
✅سر به راه بودن
آرام و مطیع بودن
✅سر به کسی برداشتن ( سر بر تافتن )
قیام علیه کسی ( شورش علیه کسی )
✅سر بر خط داشتن
مطیع کسی بودن
✅سر بر گرفتن
مسافرت کردن ( مسافر شدن )
✅سر بسته
مخفی پنهان
✅سر به سر شدن
مساوی شدن
✅سر به مهر
دست نخورده
✅سر جمله
خلاصه و گزیده
✅سر جنبانیدن
تحسین کردن ( گاه علامت تعجّب است )
✅سر چشمه را کور کردن
از ابتدا چاره ی کاری را کردن ( اتفاقی را پیش بینی و مقابله کردن )
✅سر به باد دادن
جان خود را بیهوده از دست دادن
✅سر خر بودن
مزاحم بودن
✅سر کسی را خوردن
باعث مرگ کسی شدن
✅سر رشته از دست رفتن
قدرت در اختیار گرفتن امری را از دست دادن
✅سر سبز
شاد و خوشحال ، کامکار و صاحب دولت
✅سر سپاردن ( سر سپرده بودن )
فرمان بردن مطیع بودن
✅سر و کلّه زدن با کسی
بحث و جدل داشتن با او
✅سر و کیسه کردن ( سر کیسه کردن ) کسی
او را فریب دادن
✅سر یکی کردن
اتّحاد
✅سر تو لاک خود داشتن
به فکر خود بودن ، به دیگران کاری نداشتن
✅سر آوردن ( سر بردن )
عجله داشتن ( با سرعت آمدن و یا رفتن )
✅سر به تو بودن
ساکت و بی سر و صدا بودن
✅سر به زمین گذاشتن
مردن
✅سر بار کسی بود
طفیلی و انگل زندگی دیگران شدن
✅سر به راه بودن
آرام و مطیع بودن
✅سر به کسی برداشتن ( سر بر تافتن )
قیام علیه کسی ( شورش علیه کسی )
✅سر بر خط داشتن
مطیع کسی بودن
✅سر بر گرفتن
مسافرت کردن ( مسافر شدن )
✅سر بسته
مخفی پنهان
✅سر به سر شدن
مساوی شدن
✅سر به مهر
دست نخورده
✅سر جمله
خلاصه و گزیده
✅سر جنبانیدن
تحسین کردن ( گاه علامت تعجّب است )
✅سر چشمه را کور کردن
از ابتدا چاره ی کاری را کردن ( اتفاقی را پیش بینی و مقابله کردن )
✅سر به باد دادن
جان خود را بیهوده از دست دادن
✅سر خر بودن
مزاحم بودن
✅سر کسی را خوردن
باعث مرگ کسی شدن
✅سر رشته از دست رفتن
قدرت در اختیار گرفتن امری را از دست دادن
✅سر سبز
شاد و خوشحال ، کامکار و صاحب دولت
✅سر سپاردن ( سر سپرده بودن )
فرمان بردن مطیع بودن
✅سر و کلّه زدن با کسی
بحث و جدل داشتن با او
✅سر و کیسه کردن ( سر کیسه کردن ) کسی
او را فریب دادن
✅سر یکی کردن
اتّحاد
✅سر تو لاک خود داشتن
به فکر خود بودن ، به دیگران کاری نداشتن
✅سر آوردن ( سر بردن )
عجله داشتن ( با سرعت آمدن و یا رفتن )
✅سر به تو بودن
ساکت و بی سر و صدا بودن
✅سر به زمین گذاشتن
مردن
آخرین ویرایش توسط مدیر: