بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام
باتشکر از نقد پذیری شما نویسنده عزیز.
لازم به ذکر است که:
✔ پس از نقد، بر روی دلنوشته شما نظارت خواهر شد و در صورت عدم توجه به حرفها و راهنماییهای منتقد، با درخواستهای نقد بعدی شما، موافقت نخواهد شد!
✔ نقدها در کمال انصاف بوده و منتقد فرد وارد به مباحث ادبیست؛ و از بابت صحت نقد و راهنماییِ منتقد، نگرانی نداشته باشید.
✔ نقدپذیر باشید و در برابر نقد خود، جبهه نگیرید. چرا که تمام تلاش ما در جهت پیشرفت نویسندههاست.
✔ از ارسال پست اسپم، تشکر و... خودداری فرمائید.
لینک دلنوشته:
نام دلنوشته کمی ذهن خواننده برای چیزی که قرار است با آن روبه رو شود منحرف کرده و تصور روشنی را برایش ایجاد نمی کند. درست است که نام دلنوشته را در متن استفاده شده، اما زیاد مربوط به کلیت دلنوشته نمی شود. خواننده با دیدن نام تصور خاصی از دلنوشته پیدا نمی کند. گَنگ(gang) اگر منظور شما بازی GTA و قدرت و پیروزی هر گنگ است، مرتبط نیست و با ادبیات متن همخوانی ندارد. اما اگر در معنای مرد قوی جثه یا مردی دارای پشت خمیده باشد، عنوان مناسبی به نظر میرسد. البته که معنای دور از ذهن آن را با پینوشتی بعد از مقدمه باید رفع کنید.
مقدمه:
افعال گذراندیم و عبور میکنیم، در تضاد مفهومی با یکدیگر هستند. بهتر است به جای "گذراندیم"، از عبارتی با همین مفهوم استفاده کنیم: در آتشکده رویاهایمان، به خاکسترهایی حامل ثانیهها و ساعتها خاطره بدل کردیم. هزار بار از پل..
به علاوه، "چیره" در این جمله اشتباه استفاده شده.
چیره دل به معنای جسور و بیپرواست اما چیره با تسلط و پیروزی معنای یکسان دارد. اگر منظور شما نومید کردن انسان با ناکامیهاست، جمله شما نیاز به بازبینی دارد.
یک نمونه برای راهنمایی:
ناکامیهایی که چوب خطهای جسارت بر وجود ققنوسوارمان را پر کرده و دیدگانمان را تار میکرد را در آتشکده رویاهایمان به خاکسترهایی حامل حجم انبوهی از خاطره و تجربه بدل کردیم و...
به بهشت نرسیدیم، جملهای زاید است. بهشت و جهنم در وهله اول در تضاد با یکدیگر هستند. وقتی در جهنم است، نمیتواند در بهشت هم باشد. لذا یا جملات زاید را حذف کنید(اگر از نظر قدرت جمله هم جملات سادهای باشند) و یا آنها برا حضور در ادامه نوشتهها آماده کنید(آرایه، چینش، بیان و..)
نمونه برای به بهشت نرسیدیم:
دستان پینه بستهمان، تاب گلاویز شدن با پلههای فردوس نداشت!
تکرار کلمات متن رو سادهتر جلوه میداد، درحالی که قدرت قلم شما توانایی خلق زیبایی های بیشتری را دارد:
بهشت و جهنم
نمونه برای اصلاح سطر آخر:
به امید وصله کردن تکه تکهی جان سرکش و زخم خوردهمان، از جهنم نیز عبور میکنیم..
اما در کل، مقدمه خوبی بود چه از نظر ساختمان، بیان، واژه، مفهون و.. اما با توجه به قدرت قلم گیرای شما، لایق ارتقاء هم هست.
نقد آرایه:
آرایه های تشبیه ، تضمین، تشخیص، استعاره و... به کار رفته است. آرایه ها ذهن مخاطب را به چالش وا می دارد.
موج های زندگی: استعاره
آن دم که قطرات باران همچو خوشه انگور دانه دانه از ابرها بر زمین تشنه میبارد: تشبیه
《فَاذْکُرُونی اَذْکُرْکُم》: وقتی این آیه را در دلنوشته به کار برده اید، از آرایه تضمین استفاده کردهاید.
صخره ای خاک خورده در بند، که دلش بازی میان موج های آب را میخواست: تشخیص
بعضی آرایهها در انسجام جملات مشکل ساز میشد:
"آن دم که قطرات باران همچو خوشه انگور دانه دانه از ابر ها بر زمین تشنه میبارد بایست نوید رحمت جست...
زیرا که هر قطره باران را ملکی از آسمان به زمین میآورد"
وجه شبه خوشه انگور با باران چیست؟ استعارهی به کار برده شده پنهان است و نیاز به انتقال مفهوم سلیستری دارد.
بنابر این، این تشبیه درست به کار رفته نشده است و بهتر است آن را از نظر مفهومی درست کنید.
ساختمان:
ایرادات نگارشی یا واژگانی که مفاهیم را غلط میکنند، آرایههایی که ارتباطی با باقی جملات ندارند و.. باعث ایرادات ساختمانی شده بود که کاملتر توضیح داده شده. اما در را*بطه با ساختمان جملات و مفاهیم انتقالی:
"در دلم آرزو ها را مدفون و بذرِ هدف کاشتهام"
فرق آرزو و هدف چیست؟! هردو را در خاک قرار دادهاید. به آرزوها بها نمیدهید درحالی که هدف، مسیر رسیدن به آرزوهاست
هدف را بکارید و با خورشیدِ آرزو، آن را پروار کنید. حتی میتوانید آرزوهایتان را بکارید تا سبز شوند! و..
"پس آن همه وجاهت پروانه صبریست که در پیله گذاشت.
پروانه شدن،شروع عشق برای تو نیز نزدیک است."
چطور پست با "پس" شروع شده؟! کدام پس؟ چه جملهای به کار رفته که از "پس" به عنوان نتیجه استفاده کنید؟! میتوانید از مدیران ادبیات درخواست ادغام این پست و شماره قبلی را بدهید و با ویرایشاتی جزئی، اختلافات موجود در انسجام جملات را بهبود بخشید.
"ترانه می سازد .قطرات باران تمام شهر را با بو*سه هایش!
آماس چه خبر برد از زمین که این چنین اسفنج ها از شوق می گریند؟
محنت چنین تصنیفی نمی سازد .
این گلبانگ تعشق است."
بعد از جمله اول ویرگول استفاده شود به جای نقطه./ میسازد*/ آماس زخم عفونت کرده و تورم، چه ربطی به گریهی از ذوق ابرها دارد؟! (اسفنج به تنهایی واژه زیبایی نیست. بهتر است با ترکیب یا توصیف بیشتری همراه شود.)
واژگان:
استفاده نادرستی از بعضی واژگان داشتیم، برای مثال "مسترد"، مصدری با معنای استرداد و پس داده شده، با فعل "داشتی" ساختمان درستی دارد نه "کردی"
به علاوه، جمله در کل معنای درستی انتقال نمیدهد و ایراد مفهومی بر آن وارد است که به دلیل تکرار، در ساختمان ذکر نشده :
"برای رسیدن به خواسته هایی که از ظلمت نا امیدی مسترد کردی تا تو دوباره جوانه ای شوی و رشد کنی در اطفایی از خاطره های مدفون سرطان زا."
چیره بر دل که در مقدمه کامل توضیح داده شد.
زندگانی حکایت باغبانی، تیره و خوش بخت است!
فاکتور گرفتید؟! ذاتا نیازی به تیره و خوشبخت هم نبود و مفهوم کامل بود.
"به آراستگی نسیم مفتون بهار را اشتمام میکنم."
دلیل استفاده شما از آراستگی مشخص نیست! آسودگی با منظور شما هماهنگ است؟!
"امید من، اکناف توست!"
اکناف به معنی حوالی ست ولی صد درصد در این جمله، حوالی زیباتر از اکناف میباشد. به علاوه، مفهوم انتقالش گُنگ است. توصیفات بیشتری در جمله خود قرار دهید.
"ژرف پای چشمانت دوست داشتنی ست."
ژرفی*
هرچند جمله زیبایی نیست. دوست داشتنی بودن را با واژهها نشان دهید.
برکهی شب نشانِ آرمیده در پای چشمانت دوست داشتنی ست.
"همه حزن عالم در دلتان را مشت بگیرید ."
از نظر آوایی هم زیبایی خود را از دست داده
همهی غبار احزان دلتان را پای گلدان های شمعدانیِ..
نقد ایده و پردازش:
ایده دلنوشته امید دادن به مخاطب بوده. نویسنده اول سیاهی ها و بدی هایی که وجود دارد را بیان کرده تا در آخر به خواننده امید بدهد که بالاخره روزی این سختی ها پایان می پذیرد. از نظر پردازش درست است اینکه بهار نزدیک است و برخی جملات کلیشه ای است اما نوآوری هایی نیز به چشم می خورد. اینکه کسی مخاطب قرار داده شده است، دلنوشته را تاثیرگذارتر کرده و باعث می شود که خواننده احساس بهتری پیدا کند و امید را در زندگی خود پیدا کند.
و در آخر هم می گوید تو دریچه امید را در دلم باز کردی.
پس همچنان بر امید تاکید دارد و به نظرم به خوبی توانسته آن را در ذهن مخاطب بگنجاند.
جلد:
هنوز هم منظور شما از گنگ برایمان ناواضح است. عکسی که برای جلد انتخاب کرده اید، با برداشتی که مخاطب در نوشته دارد، متفاوت است. جملهای که پای جلد ثبت شده، نیازمند گردش در لغتنامهها دارد و این خوب نیست. عنوان دلنوشته میتوانست با ماسکی با عکس بهتری برای جلد، ترکیب شود و..
نقد نگارش:
اول چند نکته رو درباره علائم نگارشی بهتون بگم:
۱. اول علامت گذاشته میشه یک فاصله میگذاریم بعد ادامه جمله را می نویسیم.
همانطور که با لرزش دستانم شروع به نوشتن نامی از قلم کردم ؛تو دریچه امید را...
پس مثلا در این جمله فاصله را بردارید علامت را بگذارید و بعد فاصله بزنید.
۲. آخر برخی کلمات اشتباهی به جای کسره ه گذاشتهاید که غلط است.
مثلا: بدونه شوق تو× باید بدونِ نوشته شود.
محبت برخی گلکاران هماننده× شازده کوچک نیست
در صورتی از ه استفاده می شود که شما به زبان عامیانه بنویسید و به جای است از ه استفاده کنید. یا منظور شخص خاصی باشد مثلا آن دختره. در اینجا استفاده از ه غلط است.
استفاده از نیم فاصله در چندجایی فراموش شده بود:
ناکامی هایی❎
ناکامیهایی✅
کلاغ ها❎
کلاغها✅
آرزو ها❎
آرزوها✅
در برخی جملات علائم نگارشی اشتباه گذاشته شده:
دنیا بدون؛❎ شور و انگیزه دنیای بدون شور و انگیزه( نیازی به ؛ نیست.)
زندگانی حکایت باغبانی، تیره و خوش بخت است!
در اینجا به ویرگول نیازی نیست.
در برخی جملات علائم نگارشی گذاشته نشده:
زندگی را به یاد میآورم که آنها را پلکانی برای کامیابی هر چه بهتر میبینم❎( در آخر جمله باید نقطه گذاشته شود.)
درمان جدید در تجویز دایمی دکتر است❎که به یاد دارم.
بعد از است باید ویرگول گذاشته شود)
او با چشمانی ، بارانی❎
او با چشمانی بارانی،✅
بنابراین تمرکز بیشتری در گذاشتن علائم نگارشی داشته باشید.