پرستیژ یا حیثیت یکی از شاهکارشعبده بازی نولان در چهارچوب سینما است. داستان فیلم از روایت دو شعبدهباز در اواخر قرن ۱۹ میلادی است که برای رقابت با یکدیگر دست به هرکاری میزنند.
ازجمله بازیگران سرشناس فیلم حیثیت میتوانیم به هیو جکمن، کریستین بیل، دیوید بویی، مایکل کین، اسکارلت جوهانسون و اندی سرکیس اشاره کرد. فیلم در ۲۰ اکتبر سال ۲۰۰۶ اکران شد و در گیشه هم با استقبال خوبی مواجه شد.
داستان فیلم در سال های پایانی قرن هجدهم در شهر لندن می گذرد. جایی که دو شعبده باز که در ابتدا به عنوان شاگرد و در کنار هم کار می کردند، پس از جان سپردن همسر یکی از آنها در یکی از نمایش ها، از هم جدا می شوند و به رقیب و دشمن هم بدل می گردند، تا فیلم ما را با داستانی عجیب که چندین راوی دارد همراه کند.
در خاطرات انجییر فیلم فلش بکی میزند به زمان همکاری مشترک این دو شعبدهباز. هر دو آنها زمانی دستیار میلتون شعبدهباز مشهور لندن بودند. در نمایشی به طراحی جان کاتر، همسر انجییر در مخزن آبی جلو چشم تماشاگران خفه میشود و کسی نمیتواند نجاتش دهد. انجییر بوردن را مقصر این ماجرا میداند و فکر میکند که بوردن از قصد این کار را انجام داده است. انجییر به دشمن قسم کرده بوردن تبدیل میشود و برای از بین بردن شهرت او دست به هر کاری میزند. در این میان که انجییر حال خوبی نداشت همهچیز بر وفق مراد بورن بود و بوردن ازدواج میکند و صاحب دختری میشود. انجییر در نمایش گرفتن گلوله با دست با اجرای بوردن دستکاری میکند و همین خرابکاری انجییر باعث میشود تا دو انگشت بوردن قطع شود. اما انتقامی که بوردن از انجییر برای این داستان میگیرد سنگینتر است. بوردن در نمایش حقه قفس پرنده انجیر دستکاری میکند و در این نمایش انگشت تماشاچیان قطع میشود و پرندهای کشته میشود. این موضوع اعتبار انجییر را خدشهدار میکند.
فیلم به زمان گذشته بر می گردد ، زمانی که این دو با هم روی یک شعبده بازی و زیر نظر "کاتر" کار می کردند. در این زمان حقه "فرار از آب" را اجرا می کردند. همسر "انجییر" در منبعی از آب با دستان بسته محبوس میشد و با استفاده حقه ای که در بستن گره طناب میشد دستانش را باز می کرد ، سپس با استفاده از یک ضامن اضافه روی قفل منبع می توانست درب آن را باز کند و خود را آزاد کند.
در یکی از اجرا ها "بردن" سعی می کند که فرارش بیشتر ملموس باشد و یک گره اضافی می زند. همسر "انجییر" نمی تواند گره را باز کند و دستش را آزاد کند و در مقابل چشمان همه در منبع خفه می شود.
از اینجا این دو نفر از هم جدا می شوند و حرفه شعبده بازی خودشان را جداگانه پیگیری می کنند. "بردن" می خواهد یک شخصی به عنوان "فالون" را استخدام می کند. در اوایل شروع کار شخصی خود با شخصی به نام "سارا" آشنا می شود و از او خواستگاری می کند. در نهایت با هم ازدواج می کنند و صاحب دختری می شوند.
بازیهای فیلم بسیار خوب و جذاب هستند و البته انتخاب درست بازیگران در نقشهایشان تاثیر بسزایی در این امر دارد. حضور اسکارلت یوهانسون با توجه به شهرتش در حال حاضر در نقشی فرعی که از میانههای داستان وارد میشود (دستیار انجیر که برای جاسوسی پیش بوردن میرود) نیز در نوع خود جالب توجه است و مایکل کین به نقش طراح حقهها نهایت استفاده را از تجربه سالها بازیگری برده و حضوری قدرتمند در فیلم دارد. اما به رغم این امتیازات فیلم دارای نقاط ضعفی است که بعضا به نظر میرسد برغم اینکه حتی به روال منطقی داستان نیز ضربه وارد میکند قابلیت گریز از آن وجود نداشته است. مثلا اینکه در ابتدای فیلم نشان داده میشود که برای نمایش حبس کردن دختر با دستهای بسته در یک گالن آب، دو نفر از بین تماشاچیان انتخاب میشوند تا دستهای دختر را با طناب ببندند، اینکه هر شب دخترک به میان تماشاچیان میآید و بوردن و انجیر را انتخاب میکند که تعمدا بین تماشاچیان به همین قصد نشستهاند از منظری غیر منطقی است که اگر یک نفر دوبار نمایش را ببیند، متوجه این کلک و همدست بودن آن دو نفر با گروه نمایشی میشود.
جمله ای در فیلم هست که مایکل کین چند بار آن را به زبان میآورد: ((شعبدهباز چیزی را به شما نشان میدهد، بعد آن را غیب میکند، و در آخر دوباره آن را ظاهر میکند و هنر او، در این ظاهر کردن دوباره است نه غیب کردن)). این جمله به نوعی اساس داستان و شیوه روایت در پرستیژ است. از ابتدا، کریستوفر نولان کارگردان فیلم، سعی میکند با انتخاب شیوهای پیچیده در روایت، بیننده را مجبور کند تا با دقتی بیش از حد یک فیلم ساده به تماشای فیلم بپردازد. دفترچه خاطرات اِنجیر به عنوان یک شعبدهباز حرفهای، در اختیار بوردن که خودش یک شعبده باز ماهر و رقیب انجیر و نیز دوست سابق اوست قرار میگیرد تا در مدتی که به انتظار صدور حکمش در زندان بیکار است آن را بخواند، حکمی که ظاهرا قرار است به دلیل قتل انجیر به دست او برایش صادر شود.
وسواس در مورد اجرای بهترین نمایش شعبده بازی ، رقابت بین بوردن (Christian Bale) و انجیر (Hugh jackman) را قوت می بخشد.
خطراتی که تلاش برای انجام بهترین شعبده بازی به دنبال دارد از همان آغاز فیلم و هنگامی که انجیر همسرش را به علت غرق شدن در مخزن آب شعبده بازی، در اثر ناتوانی او از باز کردن گره ای که توسط بوردون بر دستانش زده شده از دست می دهد روشن می شود.
انجیر معتقد است که بوردون گره را اشتباه زده است و از آن جایی که بوردون در این مورد ابهام دارد، انجیر با خرابکاری در اجرای شعبده بازی بوردون که گرفتن گلوله است، سعی می کند از او انتقام بگیرد.
یک شخص مرموز ( که بعداً مشخص می شود فالون برادر دوقولوی بوردن است) زندگی بوردن را نجات می دهد، اما به نظر می رسد که آسیب دیدگی بوردن، او را برای نمایش دادن حقه مخصوصش به انجیر که ناپدید شدن انسان است، تحریک می کند.
با این که کاتر توضیحات شفاف و سریعی به انجیر می دهد، اما کمال گرایی انجیر منجر به فرستادن دستیار زیبایش (Scarlett Johansson) به آغوش بوردن می شود.
شعبده بازی عالی، کشنده است.
بینندگان با وحشت ناشی از دیدن مرگ پرنده در شعبده بازی ناپدید شدن پرنده، نگران می شوند.
در انتهای فیلم، ما می فهمیم که انجیر، بدل خود را در مخزنی شبیه به مخزنی که همسرش در آن غرق شده، نابود می کند.
بوردون و انجیر هزینه گزافی در زندگی خود برای وسواسشان به اجرای بهترین شعبده می پردازند.
در فیلم می بینیم که بوردن به علت مرگ انجیر محاکمه می شود.
داستان، ماجرای محاکمه را به موازات حوادثی که منجر به محاکمه شده است ، تعریف می کند.
تصاویر ابتدایی فیلم، کلاه هایی را نشان می دهد و صدای بوردون به گوش می رسد که می پرسد: “آیا به دقت نگاه می کنید؟” که نشان دهنده قدرت تکثیر دستگاه جادویی است که نیکولا تسلا (David Bowie) به درخواست انجیر ساخته است.