خونه ی عمه ام بودیم اصفهان.
مهمون داشتن...
پسر عمه ام دستشویی بود منم برق رو خاموش کردم روش...
و یه کار خیلی زشتی کردم ??♀️
دو سه سال پیش با عمه ام رفته بودیم شهرستان.
خداحافظی کردنی همه ی اقوام جلوی در بودن داشتن سوار ماشین هاشون میشدن که من توی جمع یهو چشمامو مالیدم گفتم عهههه عههه
چرا حامد دوتا شده؟
گفتن یعنی چی دوتا شده.
گفتم یکی عقب تره یکی جلوتر.
پشت سرش یه الاغ رو بسته بودن همه بهش خندیدن ??♀️البته همه میدونن دیگه ما چجوری هستیم باهم
یادمه دوستم برا اولین در دنیای واقعی با دوست پسر مجازیش قرار داشت بعد گفت منم باهاش برم
پسره هرچی میخواست رمانتیک بازی دربیاره میزدم تو برجکش کنف میشد تهشم رابطشونو به هم زدم16t_🙁