هدف کسایی که خود کشی می‌کنن؟

هرکدوم می تونن دلیل خودشونوداته باشن مثل

کم اوردن در برابر مشکلات

فشار روانی

جلب توجه

و.....
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
به نظرم اونا ضعیف نیستن
شاید وقتی خودکشی میکنن بخاطر اینه که هیچ راه حلی برای حل مشکلشون ندارن
شاید کسی دوسشون نداره و از تنهایی
شاید انقدر تو زندگی درد کشیدن که بیشتر از این توان تحمل کردن رو ندارن
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: *helia*
ادمایی که خودکشی میکنن دو دسته هستن
اول: اونایی که محض جلب توجه و احساس شاخ بودن خودکشی میکنن
دوم: اون هایی که واقعا به آخر خط رسیدن
با اون دسته ی اول کاری ندارم و واقعا واسه شعور نداشتشون متاسفم ولی دسته ی دوم...
کسی که به هر دلیل موجهی نخواد به زندگیش ادامه بده من تاییدش میکنم. زجر کشیدن خیلی سخته تا اینکه مرگ رو تجربه کنی. ااگه کسی واقعا به آخر خط برسه و نتونه به ون وضعیت ادامه به واقعا چاره ای نداره!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
به نظرتون هدف کسایی که خود کشی می‌کنن چیه؟
می‌تونه احمق بودنشون و کامل ب رخ بکشه یا باید ی عمل دیگه هم انجام بدن؟
تو اون لحظه میخوان از زجر کشیدن خلاص بشن
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
وقتی یه آدم از حضور خودش تو این دنیا خسته میشه دست به خودکشی میزنه
طرف آنقدر خستست که اصلاً براش مهم نیست این کار عقلانی هست یا نه
احمقانه هست یا نه
این کارو میکنه تا فقط تموم شه
راحت شه
خلاص شه
بقیش مهم نیست:)
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اون آدما توی اون شرایط بسیار شکننده‌ان و فکر میکنن راه صحیح و علاج مشکلاتشون خودکشیه و هدفشون مرگ و راحت شده
در این شرایط باید یه فرد قوی یا حالا کسی که درکش میکنه کنارشون باشه تا بهشون کمک کنه
 
آخرین ویرایش:
قضاوت‌های ابلهانه دوستان رو خوندم
باید بگم خودکشی چند حالته:
۱. فرد اختلالی داره و ازش رنج می‌بره و به طور ناخوداگاه دنبال جلب توجه عه.
۲. فرد دیگه کاری با دنیا نداره و از تکرار مکررات بدش میاد (نویسنده‌های زیادی این‌طوری بودن).
۳. فرد درگیر مشکلات اجتماعی زیادیه و توانش از بین رفته چون آدما حدی دارن و ربات نیستن.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Cheat
قضاوت‌های ابلهانه دوستان رو خوندم
باید بگم خودکشی چند حالته:
۱. فرد اختلالی داره و ازش رنج می‌بره و به طور ناخوداگاه دنبال جلب توجه عه.
۲. فرد دیگه کاری با دنیا نداره و از تکرار مکررات بدش میاد (نویسنده‌های زیادی این‌طوری بودن).
۳. فرد درگیر مشکلات اجتماعی زیادیه و توانش از بین رفته چون آدما حدی دارن و ربات نیستن.
همیشه هم به میزان قدرت نیست
گاهی تو قدرتمندی اما معنای لذت بردن رو در تو از بین بردن یا احساس لذت بردن نمی‌کنی.
عاملش روانیه.
گاهی هم مشکلاتت فقط به ترک شدن توسط ادم عزیز زندگیت ختم نمیشه تا ازش بگذری، بلکه مسئولیتت اونقدر بزرگه و زندگی در اجتماع خراب اونقدر ناممکن که مرگ رو جای گرفتن حقت انتخاب می‌کنی چون کسی یادت ندادتش و بهش نرسیدی.
گاهی هم آدم از پس همه مشکلاتش برمیاد (ارنست همینگوی رو مثال می‌زنم) اما تروماهاش بهش اجازه ادامه دادن نمیدن.
آسیب‌های روانی و تاثیرشون توی بلند مدت.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Cheat
خسته شده از زندگی
به آخر راه رسیده
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
عقب
بالا پایین