متن ترانه آهنگ مترسک از حمید هیراد

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع آســرِه¡
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

آســرِه¡

کاربر حــامی
کاربر انجمن
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,810
پسندها
پسندها
2,013
امتیازها
امتیازها
273
سکه
164
متن آهنگ مترسک از حمید هیراد
وقتی کلاغی روی شانه‌ام نشست آن دم که باغبان زد و پایم شکست
دیدم که یک ارزن نمی‌ارزم دگر ای باغبان بی وفا رفتم ز دست
یک روز ما در مزرعه جا و مکانی داشتیم افسوس امروز که ما را در حصاری کاشتی
ای باغبان بی وفا ما هم خدایی داشتیم …
یک روز ما در مزرعه قول و قراری داشتیم از طعنه‌ی نامردمان خود را سوا می‌داشتیم
ای باغبان بی وفا ما هم خدایی داشتیم …
ای خدا باغبان زخم ما را ندید
ای خدا باغبان دست ما را برید
ای خدا این مترسک به آخر رسید در این دشت سرد بدون امید
ای خدا باغبان زخم ما را ندید
ای خدا باغبان دست ما را برید
ای خدا این مترسک به آخر رسید در این دشت سرد بدون امید
آهی کشیدم شعله شد بر خرمنی افروخته
بیچاره آن که بعد من چشمی به باغت دوخته
شطرنج بازی می‌کنی با مهره‌های سوخته
ای خدا باغبان زخم ما را ندید
ای خدا باغبان دست ما را برید
ای خدا این مترسک به آخر رسید در این دشت سرد بدون امید
ای خدا باغبان زخم ما را ندید ای خدا باغبان دست ما را برید
ای خدا این مترسک به آخر رسید در این دشت سرد بدون امید
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 0)
هیچ کاربر ثبت نام شده ای این تاپیک را مشاهده نمی کند.
عقب
بالا پایین