حس بدیهمنم همینم در واقع
آخرین ویرایش توسط مدیر:
حس بدیهمنم همینم در واقع
دلتنگی حس گندیهمنم دلم تنگه برای دونفر
دیگه خسته شدم از گریه کردن
منم هیچ وقت درد و دل نکرده بودم، میریزم تو خودم چون از ترحم متنفرم ولی..دلتنگی حس گندیه
میبینین بچهها کلا مودم امشب خوب نیس
خعلی چیزا باعثشه، همیشه نمیگم هچیو تا دردام فخط مال خودم باشه
امشبو سرریزم
میتونم تک تک حرفایی ک اپلین بار باهتشون زدم و استارت دوستیمون بود رو بگم، برای همشونمن یه عالمه رفیق داشتم الان دو سه نفر فخط واسم مونده
زندگی همینه نمیشه کسیو به زور نگه داشت
انقد از رفیقا به من رسیده دیگه هچ انتظاری از کسی ندارم باشن هستم نباشن خستممیتونم تک تک حرفایی ک اپلین بار باهتشون زدم و استارت دوستیمون بود رو بگم، برای همشون
کلی بودن و تک تکشون رو یادمه ک چطور دوست شدیم
ولی اونا...
مشکل همینه ک با دردودل کردن فقط بیشتر از قبل گریه میکنم وگرنه چیزی برام تغییر نمیکنهاگه حال ادم رو خوب کنه چیز خوبیه