بند اول:
با گذشت چند روز از آن ماجرا، سامیار دیگر آن آدم سابق نبود. پرخاشگر، عصبی و خاموش شده بود. به بهانههای بیاهمیت کارگرانش را اخراج میکرد، در کارها زود از کوره درمیرفت و سعی داشت هر طور شده از روبهرو شدن با نریمان اجتناب کند. نگاهش را از او میدزدید؛ گویی خودش را خائن میدانست و مستحق مجازات. در خانه با هیچکس سخن نمیگفت. دور میز غذا بیش از پنج دقیقه نمینشست و بهندرت لقمهای در دهان میگذاشت. این سکوت و رفتار سرد، مادر و پدر را به شدت نگران کرده بود.
· پرخاشگر، عصبی و خاموش شده بود: این سه صفت پشت سر هم خوب هستند، اما «خاموش» با دو صفت قبلی کمی ناهماهنگ است. شاید «گوشهگیر و خاموش» روانتر باشد.
· هر طور شده: این عبارت محاورهای است. در روایت داستانی، شاید «به هر طریق ممکن» یا «به هر قیمتی» رسمیتر باشد
بند هفتم:
فضا در لحظهای سنگین شد، اما جمع کوچک خانه حس کرد چیزی جدی در راه است. همه از دور میز بلند شدند و به سمت سالن رفتند. کامیار با لبخندی شوخ برای کاستن از جدیت فضا لب به سخن گشود:
· من دربست در اختیارتم مهندسکوچولو!
اما کوهیار نمیخندید. بیقرار و مضطرب به نظر میرسید. انگشتانش را در هم گره کرده بود و زیر نگاه منتظر و سنگین دیگران به سختی لب گشود:
· شاید حرفام ناراحت یا نگرانتون کنه... من فقط سه ماه تا کنکور وقت دارم و از بقیه بچهها عقبترم، اما اون چیزی که اذیتم میکنه درس نیست... .
· دربست: «در بست» (دو کلمه) یعنی کاملاً و بیقیدوشرط. «دربست» غلط است.
· اختیارتم: محاوره «اختیار تو هستم». در دیالوگ قابل قبول است.
· مهندسکوچولو: «مهندسکوچولو» (با نیمفاصله) لقبی صمیمانه و شوخ برای کوهیار.
· حرفام، نگرانتون، کنه، اون: محاوره، در دیالوگ قابل قبول است.
بقیه موارد و بندهادرست هستند.
جمله اخر هم تعلیق حفظ کرده و هم فضای سنگین را به خوبی به خواننده منتقل میکنه. ازنظر محتوا واحساس عالیه قلمتون مانا
با گذشت چند روز از آن ماجرا، سامیار دیگر آن آدم سابق نبود. پرخاشگر، عصبی و خاموش شده بود. به بهانههای بیاهمیت کارگرانش را اخراج میکرد، در کارها زود از کوره درمیرفت و سعی داشت هر طور شده از روبهرو شدن با نریمان اجتناب کند. نگاهش را از او میدزدید؛ گویی خودش را خائن میدانست و مستحق مجازات. در خانه با هیچکس سخن نمیگفت. دور میز غذا بیش از پنج دقیقه نمینشست و بهندرت لقمهای در دهان میگذاشت. این سکوت و رفتار سرد، مادر و پدر را به شدت نگران کرده بود.
· پرخاشگر، عصبی و خاموش شده بود: این سه صفت پشت سر هم خوب هستند، اما «خاموش» با دو صفت قبلی کمی ناهماهنگ است. شاید «گوشهگیر و خاموش» روانتر باشد.
· هر طور شده: این عبارت محاورهای است. در روایت داستانی، شاید «به هر طریق ممکن» یا «به هر قیمتی» رسمیتر باشد
بند هفتم:
فضا در لحظهای سنگین شد، اما جمع کوچک خانه حس کرد چیزی جدی در راه است. همه از دور میز بلند شدند و به سمت سالن رفتند. کامیار با لبخندی شوخ برای کاستن از جدیت فضا لب به سخن گشود:
· من دربست در اختیارتم مهندسکوچولو!
اما کوهیار نمیخندید. بیقرار و مضطرب به نظر میرسید. انگشتانش را در هم گره کرده بود و زیر نگاه منتظر و سنگین دیگران به سختی لب گشود:
· شاید حرفام ناراحت یا نگرانتون کنه... من فقط سه ماه تا کنکور وقت دارم و از بقیه بچهها عقبترم، اما اون چیزی که اذیتم میکنه درس نیست... .
· دربست: «در بست» (دو کلمه) یعنی کاملاً و بیقیدوشرط. «دربست» غلط است.
· اختیارتم: محاوره «اختیار تو هستم». در دیالوگ قابل قبول است.
· مهندسکوچولو: «مهندسکوچولو» (با نیمفاصله) لقبی صمیمانه و شوخ برای کوهیار.
· حرفام، نگرانتون، کنه، اون: محاوره، در دیالوگ قابل قبول است.
بقیه موارد و بندهادرست هستند.
جمله اخر هم تعلیق حفظ کرده و هم فضای سنگین را به خوبی به خواننده منتقل میکنه. ازنظر محتوا واحساس عالیه قلمتون مانا