خلاصهی داستان:
بعد گذشت سه سال از فوت مادر روشنا، پدرش با زنی که در گذشته عاشقش بود ازدواج میکند. در بین کشمکش، مخالفتها و دردسرهایی که روشنا برای خانواده پیش میآورد، آمدن پسر آن زن از جنوب، یعنی مهبد که با مادرش رابطهی چندان خوبی ندارد، باعث نزدیکی آنها به هم و جرقهی یک رابطهی عاشقانه میشود.
استخراج کلمات مناسب برای داستان:
با توجه به ایده، اون نقطه عطف موضوع دیدار روشنا با مهبده که سرنوشت هردوشون رو تغییر میده و من نام تلاقی توی ذهنم نقش بست، بخش دوم عنوان هم به نظرم نور مناسب باشه، نوری که موجب میشه زندگی تاریک این دو روشن بشه.
نام نمادین:
تلاقی نور