الهی به امید تو
قراره اینجا نامههایی برای یک فرد ِخیالی نوشته بشه :)
فردی که در تک تک ِلحظات زندگیم حضور داره ..
پس
سلام من ِخیالی ِمن
تصمیم گرفتم این روزها با تو حرف بزنم یا بهتر بگویم برایت نامه بنویسم
برای تویی که دستهایت را لمس نکرده ام،
چهره ی زیبایت را نوازش نکرده ام،
محکم در آغوشم فشارت نداده ام
ببینم
اصلا تو چه شکلی هستی؟
حتم دارم زیباترین موجود ِخیالی ِ دنیایی که نصیب من شدهای
از آن زیبایی هایی که انسان را به وجود میآورد و
باعث میشود تا از داشتنش گوشه ی چشمی تر و لبخند ِدلنشینی بر گوشه ی دلش بنشیند..
بیا اصلا تو را ترسیم کنم:
چهره ای که همیشه چشمان و لبهایش میخندد:)
من بغض میکنم تو میخندی
من از دنیا و آدمها سیر میشوم و تو میخندی
آخر میدانی آرامش من بنده خندیدن توست ..
حلال ِبغص های من تو هستی و این را خوب میدانی
اصلا تو که بخندی انگار دنیای من،
روزهای من،
ماه های من؛
شیرینترین لحظاتش را سپری میکند
آخ چه آرامشی دارد آن چهرهی زیبای پر خنده ات عزیز ِمن
چقدر برای من دلنشین است
بیش از این توصیفت نمیکنم
آخر میدانی من تحمل ِنگاه های ِدیگران به تو را ندارم
بگذار این ویژگی حسادت را در خودم ریشه کن کنم بگذار فقط برای خودم باشی
تو قرار است در خیال ِمن سالها زندگی کنی
میترسم تو راهم از من بگیرند آدمهای ِنا امن این روزها و تنهایی را دوباره به من برگردانند
من ِخیالی ِمن
آنقدر در وجودم ریشه دواندهای که لحظه ای محال است دنیا را بدون تو تصور کنم
انگار جهان ِمن قرار است با تو دگرگون شود ..
از وقتی حضورت را در زندگی ام حس کردم
از وقتی با هر خیال ِتو خنده ای روی لبهایم نشست
از وقتی در خیالم بارها و بارها تو را در آغوش کشیدم
آرامشی غیر قابل وصف دارم ..
برای امروز کافی است
فقط خواستم از اهمیت داشتنت بگویم :) بگذار باقی حرفهایمان بماند برای بعد
♡
دوست دار همیشگی تو:
دلانه
