پاکت نامه [پاکت‌نامه‌ی اختصاصی دالان بهشت]

نوشته‌ها
نوشته‌ها
751
پسندها
پسندها
5,736
امتیازها
امتیازها
348
سکه
4,135
"هو المحبوب"


د‌ل‌های ما که به هم نزدیک باشد دیگر چه فرقی می‌کند که کجای این جهان باشیم؟
دور باش اما نزدیک! من از نزدیک بودن‌های دور می‌ترسم...!


🔹️🔸️🔹️


پی‌نوشت : نامه یک پیام نوشتاری‌ست. نامه معمولاً برای برقراری ارتباط بین دو فرد که در مکان‌های جغرافیایی مختلف هستند به کار می‌رود.



🔺️این تاپیک اختصاصی @دالان ِبهشت می‌باشد؛ لطفاً از ارسال هرگونه پیام خودداری کنید.🔺️
 
الهی به امید تو


قراره اینجا نامه‌هایی برای یک فرد ِخیالی نوشته بشه :)
فردی که در تک تک ِلحظات زندگیم حضور داره ..
پس


سلام من ِخیالی ِمن

تصمیم گرفتم این روزها با تو حرف بزنم یا بهتر بگویم برایت نامه بنویسم
برای تویی که دستهایت را لمس نکرده ام،
چهره ی زیبایت را نوازش نکرده ام،
محکم در آغوشم فشارت نداده ام
ببینم
اصلا تو چه شکلی هستی؟
حتم دارم زیباترین موجود ِخیالی ِ دنیایی که نصیب من شده‌ای
از آن زیبایی هایی که انسان را به وجود می‌آورد و
باعث می‌شود تا از داشتنش گوشه ی چشمی تر و لبخند ِدلنشینی بر گوشه ی دلش بنشیند..
بیا اصلا تو را ترسیم کنم:
چهره ای که همیشه چشمان و لب‌هایش می‌خندد:)
من بغض میکنم تو میخندی
من از دنیا و آدمها سیر میشوم و تو میخندی
آخر میدانی آرامش من بنده خندیدن توست ..
حلال ِبغص های من تو هستی و این را خوب میدانی
اصلا تو که بخندی انگار دنیای من،
روزهای من،
ماه های من؛
شیرین‌ترین لحظاتش را سپری می‌کند
آخ چه آرامشی دارد آن چهره‌ی زیبای پر خنده ات عزیز ِمن
چقدر برای من دلنشین است
بیش از این توصیفت نمیکنم
آخر میدانی من تحمل ِنگاه های ِدیگران به تو را ندارم
بگذار این ویژگی حسادت را در خودم ریشه کن کنم بگذار فقط برای خودم باشی
تو قرار است در خیال ِمن سالها زندگی کنی
میترسم تو راهم از من بگیرند آدمهای ِنا امن این روزها و تنهایی را دوباره به من برگردانند

من ِخیالی ِمن
آنقدر در وجودم ریشه دوانده‌ای که لحظه ای محال است دنیا را بدون تو تصور کنم
انگار جهان ِمن قرار است با تو دگرگون شود ..
از وقتی حضورت را در زندگی ام حس کردم
از وقتی با هر خیال ِتو خنده ای روی لب‌هایم نشست
از وقتی در خیالم بارها و بارها تو را در آغوش کشیدم
آرامشی غیر قابل وصف دارم ..

برای امروز کافی است
فقط خواستم از اهمیت داشتنت بگویم :) بگذار باقی حرفهایمان بماند برای بعد


دوست دار همیشگی تو:
دلانه t-icon12
 
سلام عزیز ِخیالی ِمن
روزگار خوبی را سپری میکنی؟!
هر چند که بعید می‌دانم ولی خب گفتنش مقدمه ای است بر نوشتن دومین نامه‌ی من برای تو ..
ببینم اصلا این روزها آرام‌تر شده ای؟
با شرایط و بحران‌ها کنار آمده ای؟
آخر میدانی التهاب روزهای گذشته را در وجودت نمیبینم..
صبور تر شده‌ای یا جدال ِهمیشگی‌ات خاموش شده است؟
همچنان با تک تک سلول‌های بدنت درگیری یا به حال خودشان رهایشان کردی؟
سر دردهایت چگونه است؟
برایم بگو از حالت از جسمت از روحت و از روانت ..
اگر از من میپرسی باید بگویم خوب میشوم، زخم میشود، خوب میشود، زخم میشوم، و این چرخه بارها و بارها تکرار می‌شود..
میپرسی دوستش دارم؟
نمیدانم؟ نمی‌دانم این وابستگی است یا دلبستگی؟ فقط میدانم هر چه هست معنای دوست داشتن و به ذوق آوردن را نمی‌دهد..
از کارهایش از این همه سردرگمی اش خسته شده ام ولی هیچ چاره ای نیست ..
لحظاتی که به حضورش نیاز دارم او نیست و لحظاتی که او به حضورم نیاز دارد سعی کردم باشم و بودم و باز هم خواهم بود ..
میدانی چیست انگار معنی دوست داشتن من با او متفاوت هست و این باعث می‌شود کارهایی که میکند را و کارهایی که میکنم را روزمرگی ببینیم :)
می‌گویی گفت و گو؟
آری گفت و گو هم میکنم ..
از خواسته هایم به او گفته ام
از دلخوری و کدورت ها
آخر میدانی زن ِبه سازی متولد شده ام
حرفم را میزنم
دلخوریم را می‌گویم اما نیم ساعت بعد لبخند میزنم ..
لبخند را که میبیند
فکر می‌کند همه چیز تمام شده و انگار هیچ گذشته و دلخوری ای نبوده و حرف و حدیثی پیش نیامده ..
چه کنم ازین دل ِرحم آلودم که هر چه میکشم از اوست ..
کدورت و دلخوری جایی در وجودش ندارد ولی تا دلت بخواد زخم برداشته و تکه تکه شده ..
صدای شکسته شدنش
را بارها شنیدم
از همه عالم و آدم خورده است ..
بی روح شده
و این بی روح شدنش میگویند ترسناک است ..
آخر میدانی دیگر هیچ چیز سر ذوقش نمی آورد ..
دلشکسته ترین حالت ممکن شاید تعریف ِقلب من باشد ..
دیگر باید نامه را به پایان برسانم
اما بدان به رسم همیشه دوست دار همیشگی تو دلانه
t-icon12
 
عقب
بالا پایین