زهرا سلطانزاده
مدیر آزمایشی تالار نویسندگان+گوینده آزمایشی
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
ناظر همراه
ویراستار
تیمتعیینسطح
کپیـست
داور آکادمی
رمانخـور
مقامدار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
#فضا_سازی
.فضاسازی چیست؟
منظور از فضا سازی، فضای درون داستان هست که باید به شکل واضح توضیح داده بشه به طوری که مخاطب بتونه اون اتفاق، حادثه و حس رو کاملا درک و تصور کنه.
.فضاسازی توی رمان و داستان کوتاه اهمیت زیادی داره، پس شما به عنوان یک رماننویس، باید قوهی تخیل خوبی داشته باشید تا بتونید فضای قابل باور و قوی رو ایجاد کنید.
.اما بچهها توی فضاسازی باید به یه نکتهای خیلی توجه داشته باشید. به نوعی در توصیفِ: مکان، شخصیت، اتفاق، حالت ظاهری اشخاص و... زیاده روی نکنید. به قدری مطلب رو فضاسازی کنید که برای مخاطب قابل تصور باشه، فراتر از اون خسته کننده میشه.
یعنی شما باید یه حد وسطی داشته باشید تا مخاطب رو از دست ندید. نیازی هم نیست حالا مو به موی اتفاقات و خصوصیات اخلاقی یا شکل ظاهری رو توصیف کنید. پس به اندازه و استاندارد.
. نمونهای از فضا سازی:
سر چهارراه ولیعصر خشکم زده بود، بوق ممتد ماشینها اجازهی آرامش را به من نمیدادند. دخترک گل فروشی که لباس سرخآبی و کهنهای به تنداشت به سمتم قدم برداشت. موی سرش به قدری سیاه بود که میتوانستی دانههای سفید برف را از موهایش تشخیص دهی، چشمهایش اما، شبیه به جنگلهای گیلان بود؛ سبز و چشمنواز!
نگاهی به از سر تا پایم کرد و گفت: «چه پالتوی خوشرنگی!»
به گمانم رنگ مشکی را خیلی دوست داشت، چون طوری به پالتوی من خیره شده بود که انگار زیباترین لباس دنیا را دیده.
آخرین دسته گل نرگسیاش را به من فروخت و آرام از دیدم محو شد...
خب الان بدون اینکه من شما رو خسته کنم بخشی از یه داستان کوتاه رو روایت کردم.
آیا شما تونستید اون صحنه رو به خوبی تصور کنید؟(
) جواب بدید لطفا.
.این یه نمونهی ساده از توضیح مکان و شکلظاهری افراد و اتفاقیه که رخ داده.
فضاسازی نیاز به فکر کردن و مهارت نسبتا بالایی داره، چون باید مخاطب رو در نظر بگیرید که داستان رو توی دو خط اول ول نکنه، چرا؟! چون شما توی فضاسازی و صحنه زیادهروی کردید.
مثلا: از خواب بیدار شدم، پتو رو کنار زدم، آروم بهسمت آشپزخونه رفتم، لیوان رو از کابینت برداشتم و چایی ریختم. نشستم روی صندلی.
!چقدر کسل کننده شد!
چون دارم مو به مو کاری که انجام شده رو تعریف میکنم؛ بدون استفاده از آرایه یا حس.
.فضاسازی با توجه به ژانر داستان یا حالا رمان شما باید در قالبهای متفاوتی باشه.
مثلا یه رمان جنایی باید ترس و وحشت رو به مخاطب انتقال بده. اما چطور؟! با فضاسازی که توسط شما صورت میگیره.
یا ژانر عاشقانه، غمگین، هیجانی، معمایی و...
تکتک این ژانرها برای اثر بخش بودن و جذب مخاطب باید به خوبی فضاسازی بشن که این موضوع به عهدهی منه نویسندهست.
فضاسازی+ توصیف صحنه+ حسآمیزی
این فرمول باعث میشه که نوشتهی شما به دل مخاطب بشینه
منظور از فضا سازی، فضای درون داستان هست که باید به شکل واضح توضیح داده بشه به طوری که مخاطب بتونه اون اتفاق، حادثه و حس رو کاملا درک و تصور کنه.
یعنی شما باید یه حد وسطی داشته باشید تا مخاطب رو از دست ندید. نیازی هم نیست حالا مو به موی اتفاقات و خصوصیات اخلاقی یا شکل ظاهری رو توصیف کنید. پس به اندازه و استاندارد.
سر چهارراه ولیعصر خشکم زده بود، بوق ممتد ماشینها اجازهی آرامش را به من نمیدادند. دخترک گل فروشی که لباس سرخآبی و کهنهای به تنداشت به سمتم قدم برداشت. موی سرش به قدری سیاه بود که میتوانستی دانههای سفید برف را از موهایش تشخیص دهی، چشمهایش اما، شبیه به جنگلهای گیلان بود؛ سبز و چشمنواز!
نگاهی به از سر تا پایم کرد و گفت: «چه پالتوی خوشرنگی!»
به گمانم رنگ مشکی را خیلی دوست داشت، چون طوری به پالتوی من خیره شده بود که انگار زیباترین لباس دنیا را دیده.
آخرین دسته گل نرگسیاش را به من فروخت و آرام از دیدم محو شد...
آیا شما تونستید اون صحنه رو به خوبی تصور کنید؟(
فضاسازی نیاز به فکر کردن و مهارت نسبتا بالایی داره، چون باید مخاطب رو در نظر بگیرید که داستان رو توی دو خط اول ول نکنه، چرا؟! چون شما توی فضاسازی و صحنه زیادهروی کردید.
مثلا: از خواب بیدار شدم، پتو رو کنار زدم، آروم بهسمت آشپزخونه رفتم، لیوان رو از کابینت برداشتم و چایی ریختم. نشستم روی صندلی.
!چقدر کسل کننده شد!
چون دارم مو به مو کاری که انجام شده رو تعریف میکنم؛ بدون استفاده از آرایه یا حس.
مثلا یه رمان جنایی باید ترس و وحشت رو به مخاطب انتقال بده. اما چطور؟! با فضاسازی که توسط شما صورت میگیره.
یا ژانر عاشقانه، غمگین، هیجانی، معمایی و...
تکتک این ژانرها برای اثر بخش بودن و جذب مخاطب باید به خوبی فضاسازی بشن که این موضوع به عهدهی منه نویسندهست.
فضاسازی+ توصیف صحنه+ حسآمیزی
این فرمول باعث میشه که نوشتهی شما به دل مخاطب بشینه
آخرین ویرایش: