روانشناسی وقتی جهان دیگر قابل فهم نیست!

اقیــانــــــوساقیــانــــــوس عضو تأیید شده است.

مدیرتالارعلوم‌+شایعه‌نویس+آز مترجم
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
کاربر VIP
منتقد ادبی
ژورنالیست
رمان‌خـور
گوینده
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
برترین ارسال کننده ماه
نوشته‌ها
نوشته‌ها
5,083
پسندها
پسندها
24,617
امتیازها
امتیازها
868
سکه
12,311
🌀فروپاشی معنا: وقتی جهان دیگر قابل فهم نیست

🔅«هرمن توضیح می‌دهد که تروما فقط به احساسات و اعتماد ضربه نمی‌زند؛
بلکه نظام معنایی فرد را نیز ویران می‌کند.
بازماندگان می‌گویند جهان دیگر برایشان قابل پیش‌بینی، قابل درک یا منصفانه نیست.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: زئوس
🔅انسان‌ها برای احساس امنیت، نیاز دارند باور کنند که:

– جهان منطقی است،

– قوانین قابل فهمی دارد،

– و رفتار خوب نتیجه‌ی خوب می‌آورد.

اما وقتی فرد قربانی خشونت، خیانت، جنگ یا آزار می‌شود،
این باورها فرو می‌ریزند
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: زئوس
🔅او با خود فکر می‌کند:

«اگر چنین چیزی ممکن است، پس هیچ چیز معنا ندارد.»

«چطور ممکن است جهان اجازه بدهد چنین اتفاقی بیفتد؟»

«اگر این واقعیت دارد، پس چه چیز دیگری ممکن است؟»
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: زئوس
🔅این بحران معنا می‌تواند به شکل‌های زیر ظاهر شود:

▪ احساس پوچی و بی‌هدفی،

▪ از دست دادن ایمان یا باورهای معنوی،

▪ ناامیدی عمیق،

▪ بی‌اعتمادی به ساختارهای اجتماعی،

▪ حسِ جداافتادگی از جهان.

برای بعضی از بازماندگان،

تجربه‌ی تروما به‌ تنهایی دردناک نیست؛

بلکه تغییر تصویرشان از جهان،

از امن و قابل‌فهم → به ناامن و بی‌رحم،

بخشی از شدیدترین رنج‌هایشان است.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: زئوس
🔅هرمن تأکید می‌کند که بازسازی معنا،

سال‌ها زمان می‌برد و نیازمند یک رابطهٔ درمانی امن، حمایت اجتماعی، و فرصت دوباره برای تعریف جهان است.»
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: زئوس
عقب
بالا پایین