دیدگـــانــــــــــ
مدیر ارشد ادبیات
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
کاربر VIP
ناظر همراه
رمانخـور
نویسنده نوقلـم
به نام آنکه مهرش بیانتهاست و سایهاش آرامشبخشترین پناهگاه.
در این روز که خورشید، گرمای وجود پدران را به یادمان میآورد.
ما در انجمن کافه نویسندگان، سکوتهای ناگفته و ابراز نشده را به سخن خواهیم آورد.
پدر؛ آن ریشه که ما را بر پا نگه داشته، آن دریایی که طوفانهایمان را در خود آرام کرده است. این بار، چالش ما از جنس کلمات ساده نیست؛ چالش ما، سفر به اعماق خاطرات است.
ما میخواهیم با جوهر عشق، روی کاغذ، تصویری از دستان زمخت اما مهربان پدرانمان بکشیم.
قلمهایتان را بردارید و نامهای صمیمی بنویسید. قهرمان داستان شما کسی است که در خلوت خود، مشغول نوشتن نامهای است که شاید هرگز آن را به مقصد نمیرساند؛ نامهای پر از اعترافات شیرین، قدردانیهای معوق، یا درکی که سالها طول کشید تا حاصل شود.
«مدیریت تالار ادبیات»
ما در انجمن کافه نویسندگان، سکوتهای ناگفته و ابراز نشده را به سخن خواهیم آورد.
پدر؛ آن ریشه که ما را بر پا نگه داشته، آن دریایی که طوفانهایمان را در خود آرام کرده است. این بار، چالش ما از جنس کلمات ساده نیست؛ چالش ما، سفر به اعماق خاطرات است.
ما میخواهیم با جوهر عشق، روی کاغذ، تصویری از دستان زمخت اما مهربان پدرانمان بکشیم.
قلمهایتان را بردارید و نامهای صمیمی بنویسید. قهرمان داستان شما کسی است که در خلوت خود، مشغول نوشتن نامهای است که شاید هرگز آن را به مقصد نمیرساند؛ نامهای پر از اعترافات شیرین، قدردانیهای معوق، یا درکی که سالها طول کشید تا حاصل شود.
«مدیریت تالار ادبیات»
