مصاحبه سری ۲۲ | Frozen

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
6f0205_25297901-2557e030-256b4727-25e08124-25692c20-25Negar-1760980451625-1-.jpg


اول هر کار به نام خدا، شما چی میگی؟


دوم به آشنایی بده به خواننده‌ها، اسم واقعی، سن واقعی (روز،ماه،سال)، رشته واقعی، قد، وزن، رنگ مو، رنگ چشم، رنگ پوست، استایل، عکس با هوش مصنوعی😏 بچه چندمی ؟اهل کجایی؟

از شوخی بگذریم و کمی جدی بشیم، چی شد که اسم کاربریتو عوض کردی؟

چه شد اومدین ایران؟ چند وقته هستین؟

شنیدم خیاطی بلدی؟ چقدر وقته؟ چیا میدوزی؟

نظرت در مورد ژورنالیست شدن چیه؟


چه شد مترجم شدی؟

سایه‌ای شیشه‌ای از کجا میاد؟ البته لازم داستان و دلنوشته ازت دیدم، در مورد آن‌ها هم بگو.



توی انجمن‌های دیگه دیدنتون...

استفاده کنیم از این فرصت و بگین ببینم، افسون قلم چطور بود؟


حرفی، سخن دلی‌ای؟

سلام(درود) خدمت همه ی دوستان
والا اول هر کاری من میگم خدایا نزنی توی دهنم😂(شوخی)
به نام خدا
اسمم ریحانا هست ولی بعضی دوستان من و ریحانه صدا میزنن. حالا هر کی به سلیقه خودش مثلا:
آقا متین گل گلاب من و ریحانعلی صدا میکنه😂
یه حیات نامی هم بود توی انجمن دیگه حانا صدام میکرد😂
آلفای خاکستری هم من و خانم یخی صدا میکنه😂
به هر حال من با هر اسمی راحتم
۲۰ سالمه سال ۱۳۸۴/۴/۲۷ به دنیا اومدم. رشته تحصیلی ندارم به دلیل اتباع بودن خب متأسفانه نتونستم ادامه تحصیل بدم. قدم ۱۶۲ سانت و وزنم هم ۵۲ کیلو هست. رنگ موهام هم مشکی و چشمم هم مشکی. رنگ پوست گندمی و هیچ وقت هم علاقه ندارم عکس هام و با هوش مصنوعی درست کنم😂
بچه اول خانواده و تک دختر خانواده، و دریغ از یه خواهر(این ظلم بزرگ و خدا در حقم انجام داده😂)
و اصفهان خود شهرش زندگی می‌کنم. منطقه ۱۴ و زینبیه.
نام کاربریم که اسم خودم بود اما خب گفتم چون خیلی سرد و سخ و بی‌مزه هستم گفتم اسمم و بزارم یخ زده که اسمم و به اینگلیسی گذاشتم.
والا من همین جا بدنیا اومدم، بزرگ شدم و درس خوندم. دلیلی نداره که برم خانواده ام اینجا همه بزرگ شدن. آدم که نمیتونه کشورش رو رها کنه. شاید اصالتم از افغانستان هست اما ایران و کشور خودم می‌دونم و خودم و در قبالش مسئول میدونم.
من اصالتم از افغانستان، شهر مزار شریف، هزاره و شیعه هستم. هزاره ها بخشی از مردم افغانستان هستن و بخش دیگه اش مال تاجیک و ازبک هست.
بله درست شنیدید. بنده خیاط هستم. از بچگی توی کار خیاطی بزرگ شدم. پدر و مادرم و برادرم خیاط هستن.
کلا کلمه خیاطی بخش های جدا داره. کسی که فقط میدوزه بهش می‌گن دوزنده. کسی که فقط الگو میکشه میگن طراح لباس، کسی که فقط برش لباس‌ میزنه میگن برش کار. کسی که خیاط میگه یعنی اعم از همه شون رو بلد باشه. من از ۹ سالگی توی خیاطی بودم. الان هم همه کار هاش رو بلدم و یه خیاط کاملم😈
لباس همه چیز میدوزم تو فقط بگو تا برات بدوزم. مانتو، پالتو، کاپشن، پافر، شومیز، شلوار، کت، لباس مجلسی، لباس راحتی(فقط هرکسی خواست براش بدوزم نمایه بهم پیام بده تا شماره بهش بدم😂😈)
والا از ژورنالیست چیزی نمیدونم ولی فکر کنم باحال باشه.
به زبان انگلیسی علاقه داشتم. برا همون. سایه های شیشه‌ای از این میاد که یه مردی هست که سعی داره یه حقیقتی رو کشف کنه
رمان دامیار هم دوجلد داره در رابطه با یه دختر و پدر خونده که یه راز بزرگی پشت سر این دونفر هست که آخرش به تباهی همه شون منجر میشه
دلنوشته ها هم در رابطه با یه مدت افسردگی که داشتم بود. عاشق که نمیشه گفت فقط وابسته مردی شده بودم که ۱۲ سال ازم بزرگتر بود. ایرانی بود و فکر کنم به دلیل اتباع بودنم ازم خوشش نیومد. مقابل چشمای من با یکی دیگه رو هم ریخت و رهام کرد. بعد از اون فکر کردم اعتماد به هر کسی خوب نیست مخصوصا جنس مخالفم.
خب صحبت باهاش دوست داشتم ولی نمیدونم چیشد که رفت‌. نمیدونم شاید من ناراحتش کردم یا شاید مزاحمش بودم... به هر حال خیلی باهام بد کرد.
من دختر ساده و مهربونی هستم و زود وابسته میشم فرقی نداره طرف مقابلم دختر باشه یا پسر
نه الان و نه توی این ۲۰ سال هیچ دوستی نداشتم. چون فکر می‌کنم نمیتونم دوست خوبی باشم. آدم درونگرایی هستم‌. میگن دوستی با درون‌گرا ها خوبه چون نمیتونن به راحتی با آدم های اطرافشون ارتباط بگیرن برا همین نمیتونن دوست زیاد پیدا کنن. وقتی دوستی پیدا کنن روی اون احساس مالکیت میکنن. نمیتونن ازشون دور بمونن و در نتیجه کلی جدایی نابودشون میکنه.
توی انجمن های دیگه هم آره بودم
افسون قلم؟ اون که محشره😍
از نظر من سارا خانم یه آدم بسیار بسیار متشخص و در گوشه و کناره‌های انجمن بازیگوش هم هست. انرژی که افسون قلم در محور ۳۰ سالگی داره من در ۲۰ سالگی ندارم😁😂
حرف دلم بله حرف دل دارم:
حرفم اینه که بازی دادن آدم ها اصلا کار خوبی نیست. احساس و دل دختر ها رو به بازی نگیرید. بعضی ها شون روحیه لطیفی دارن که نباید خدشه دارش کنن. من در سن ۱۸ سالگی برای یکی شب ها و روز ها اشک ریختم که شاید واقعا ارزشش رو نداشت. قصد ازدواج هم نداشتم فقط دلم می‌خواست دوسم داشته باشه اما نداشت. فقط برای بازی دادن که فقط سر خودش گرم بشه با من حرف می‌زد.
بعد از اون نتونستم به هرکی اعتماد کنم.
اعتماد دیگران رو نسبت به خودتون خراب نکنید. اگر احساسی وجود داره بگذارید شکل بگیره تا خراب نشه.

در آخر میخوام از همه دوستانی که تا این‌جا در انجمن آشنا شدم برای همه چیز تشکر کنم به خصوص دیوا جان و دیدگان عزیزم که واقعا خیلی برای من تلاش کردند
ممنون

دوست دار شما ریحانا🙏🌱🌺
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا پایین