«به نام یزدان»
نقد اولیه رمان دامیار 1
ارکان اولیهی رمان
۱. عنوان رمان
عنوان رمان
«دامیار» است که در طول رمان با چنین کلمهای مواجه نمیشویم. پس انتخاب عنوان اشاره مستقیمی به اسم یا کلمهای در رمان ندارد. معنی واژه دامیار، شکارچی یا صیاد است که میتواند اشاره مبهمی به شغل شخصیت اصلی رمان، یعنی ادگار، باشد. گرچه عنوان رمان خوشآوا و خوشمعنی است، اما توصیه میشود عنوانِ مستقیمتر و هم معنی با رمان انتخاب شود یا تناسب آن به محتوای رمان، در روند داستان شرح داده شود.
۲. ژانر و زیرژانرها
ژانرهای انتخابی نویسنده، معمایی/ جنایی و عاشقانه هستند. از آنجایی که ما با داستان یک قاتل اجیر شده و حرفهای طرفیم، ژانر جنایی انتخاب مناسبی به نظر میرسد.
در طول داستان نیز به معماهایی برمیخوریم که باعث میشود مخاطب را به چالش بکشاند. برای مثال ادگار کیست و به چه انگیزهای، شغل آدمکشی را انتخاب کرده است؟ هیدر کیست و در خاطرات ادگار چه نقشی دارد؟ چرا ادگار او را به عنوان دخترخوانده پذیرفت؟ همچنین ماموریت ادگار تحت فرمان موریس، که خود، معماهایی را برای خواننده رو میکند. به همین دلیل ژانر معمایی نیز مناسب به نظر میرسد. با این وجود، رمان هنوز ماجرا یا سوژهی عاشقانهیی به خواننده نشان نداده است. پس نمیتوان در این مورد قضاوت کرد و نیاز به جای کار بیشتری در خصوص این ژانر، احساس میشود.
چند نویسنده موفق که همچون نویسنده عزیز، برای داستان های خود ژانر جنایی- معمایی انتخاب کرده اند: آگاتا کریستی (معروف به ملکه جنایی)، کار آرتور کانون دویل (داستان های شرلوک هلمز)، استیون کینگ، دن براون و...
۳. خلاصهی رمان
«جدال دو مرد نامشخص و تباهی زندگی، سرنوشت شومیاست که دخترک را به جنون میرساند. راز پنهانی او را به سمت خود میکشد و حقیقت را برملا میکند ولی این میان کسی دیگر از دل ماجرا بیرون میآید که همه را به جان هم میاندازد، کسی که شاید بتواند بخشی از حقیقت داستان باشد، پایان این قروح به کجا ختم میشود؟»
نویسنده برای خلاصهی رمان از کلماتی استفاده کرده است که بیشتر از آن که بار معنایی کلی دارند و از داستان اطلاعات مشخصی نمیدهند.
سرنوشت، دخترک، دو مرد بدون نام، راز پنهانی، برملا شدن حقیقت، کسی دیگر و... کلماتی مبهم هستند و نمیتوانند اطلاعات کافی از داستان به مخاطب بدهند. معنی کلمه
قروح در لغت به معنی زخم یا جراحت است که کاربرد آن در جمله آخر چندان متناسب و منطقی نیست. امکان دارد معنای این کلمه در ذهن نویسنده متفاوت باشد.
درست است که داشتن راز و معما در خلاصه به جذب مخاطب کمک می کند، اما برای داشتن خلاصهای بهتر، توصیه میشود از یکی- دو اسم خاص یا چند سرنخ از داستان استفاده شود. همچنین میتوانید از ابتدایی ترین ماجرای رمان، در خلاصه بهره برده و شروع به برقراری ارتباط با خواننده کنید.
برای مثال متن ذیل، خلاصه یکی از رمانهای مجموعه داستان معمایی- جنایی شرلوک هلمز با نام مدرسه پرایری است:
پروفسور هسکتبل مدیر مدرسه پرایری که بطور اختصاصی آموزش فرزند اشخاص بلندپایه و ثروتمند را به عهده دارد سرآسیمه به آپارتمان هولمز میآید و درخواست کمک میکند. پسر ده ساله دوک هولدرنس شب گذشته به شکل عجیب و غیرمنتظرهای ناپدید شده است و آبروی مدرسه و شخص دوک (که رابطه شخصی ناموفقی با همسرش داشته است) در خطر است. هولمز بلافاصله با همراهی دکتر واتسون خود را به مدرسه میرساند.
۴. مقدمهی نویسنده
«عاشق بودی، عاشق منِ روسیاه... منی که خودم را بهخاطر گاز زدن به یک سیب کال و کرمخورده، از بهشت وجودت راندم. اما اینبار تو آن آدم عاشق نبودی! خواستم حوا باشم، اما راه برگشتی نداشتم. سردرگم هستم، نمیدانم من عاشقم یا تو؟ ادعایی ندارم، اگر عاشق بودم نمیرفتم، اما تو اگر عاشق بودی میماندی. به این نتیجه رسیدم که نه من عاشقم و نه تو...»
مقدمه این رمان 4 خط است که با استاندارد مقدمه (3-8 خط) مطابقت دارد و مناسب است. مقدمه باید دارای واژههای کلیدی و فضای داستان باشد. توصیفات نویسنده به خوبی با ژانر عاشقانه رمان مطابقت دارد؛ با این حال ژانر معمایی و جنایی داستان در آن نقشی ندارد و همچنین اطلاعاتی از موضوع رمان یا روند داستان به خواننده نمیدهد. پیشنهاد میشود در مقدمه داستان فضای داستان و قسمتی از ماجرای داستان ذکر شود.