-Taraneh
مدیر تالار مشاوره +مدیر آزمایشی تالار کافوارتز
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مدیر آزمایـشی تالار
منتقد
مشاور
بلهنظارت رمانتون عزیزم!؟
بلهنظارت رمانتون عزیزم!؟
گمونم مهساجان هنوز وقت نکردن منتها دراسرع وقت خودم نظارتشون میکنم لطفا میتونید اخرشب یادم بندازید و پارت گذاری کنید شما
متوجهم عزیزمگمونم مهساجان هنوز وقت نکردن منتها دراسرع وقت خودم نظارتشون میکنم لطفا میتونید اخرشب یادم بندازید و پارت گذاری کنید شما
قلمت مانا بانومتوجهم عزیزم
چشم تشکر
خب دخترعمهشه و این دختر عمه بودن بعد ها بهش بیشتر اشاره میشهپارت اول
پیش درآمد:
افسانه هیدارا"
ساختار و نگارش: این بخشها عنوانبندی مناسبی برای شروع داستان هستند. “پارت اول” و “پیش درآمد” به خواننده نشان میدهند که با چه بخشی روبرو است. “افسانه هیدارا” نیز عنوان اصلی بخش را مشخص میکند. استفاده از نقطهچین (:) بعد از “پیش درآمد” و “افسانه هیدارا” نیز صحیح است.
دستور زبان و ساختار:
جمله اول با عبارت قیدی زمان (“در آغاز زمان”) و سپس یک جمله وصفی (“وقتی جهان هنوز ناپایدار و پر از آشوب بود”) شروع میشود که به خوبی فضا را میسازد.
عبارت “نیرویی که نماد زندگی، انرژی خالص و جادوی ناب بود” توصیف دقیقی از “هید” ارائه میدهد.
استفاده از “پیوست به معنی” برای معرفی “دارا” کمی نامعمول است. شاید بهتر باشد گفت: “پس با قدرتی دیگر، «دارا»، به معنی «دارنده» و «نگهبان»، به او پیوست.” یا “پس با قدرتی دیگر به نام «دارا» که به معنی «دارنده» و «نگهبان» بود، پیوست.”
علائم نگارشی:
استفاده از ویرگول (،) بعد از “بود” و “میدرخشید” برای جداسازی اجزای جمله و جملات وصفی، کاملاً درست است.
نقطهویرگول (؛) بعد از “میدرخشید” برای جداسازی دو جمله مستقل که ارتباط معنایی نزدیک دارند (معرفی هید و توصیف آن)، بسیار مناسب است.
استفاده از گیومه («») برای نامهای خاص مانند «هید» و «دارا» رایج و درست است.
نقطه (.) در انتهای جمله برای پایان دادن به بند، صحیح است.
املا:
تمام کلمات درست نوشته شدهاند
بنددوم:
دستور زبان و ساختار:
ساختار جمله اول (“وقتی… رسیدند، موجودی آفریده شد…”) صحیح و روان است.
“هم نماد زندگی و هم صاحب نیرویی بیکران بود” توصیف کاملی از موجود جدید است.
جمله دوم (“گفته میشود…”) به نقل از افسانهها، به مفهوم نام “هیدارا” و شایستگی لازم برای آن اشاره میکند.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “رسیدند” برای جدا کردن عبارت شرطی از جمله اصلی، صحیح است.
نقطهویرگول (؛) بعد از “بود” برای جداسازی دو جمله مرتبط (معرفی موجود و نامگذاری آن) بسیار مناسب است.
نقطه (.) در انتهای جملات، صحیح است.
املا:
تمام کلمات درست نوشته شدهاند.
بند چهارم:
دستور زبان و ساختار:
این بند به خوبی مفهوم و وظیفه “هیدارا” را توضیح میدهد.
استفاده از “نمادی است از…” و “نوری است که…” ساختار جملات را تقویت میکند.
“در عین حال” ارتباط خوبی بین دو بخش جمله برقرار میکند.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “هیدارا” در ابتدای جمله (اگر به عنوان منادا یا برای تأکید باشد) میتواند استفاده شود، اما نبود آن هم اشکالی ندارد. اینجا فرض بر این است که “هیدارا” نهاد جمله است.
ویرگول (،) بعد از “قدرت” برای جداسازی دو بخش توصیفی جمله، بسیار مناسب است.
ویرگول (،) بعد از “عین حال” برای جداسازی عبارت قیدی، درست است.
نقطه (.) در انتهای جمله، صحیح است.
املا:
تمام کلمات درست نوشته شدهاند.
بند پنجم:
دستور زبان و ساختار:
شروع روایت با یک اقدام (آتش زدن) و بیان انگیزه، بسیار قوی است.
“موجودات غیر عادی” کلمهای است که به فضای فانتزی یا ماورایی اشاره دارد.
استدلال راوی در مورد مرگ و طبیعت (“مرگ بخشی از چرخه طبیعت است…”)، شخصیت او را تا حدی منفک و بیرحم نشان میدهد.
استفاده از “ولی” برای نشان دادن تضاد بین این استدلال و لذت شخصی راوی (“ولی من جگرم خنک میشود”) بسیار مؤثر است.
علائم نگارشی:
نقطهویرگول (؛) بعد از “آتش بزنم” برای جدا کردن دو جمله که ارتباط معنایی نزدیکی دارند (یکی تکرار و تأکید بر جمله قبل و دیگری بیان استدلال) مناسب است، اما میتوانست با یک نقطه یا ویرگول هم جایگزین شود. در اینجا، نقطهویرگول حس تأمل و سپس بیان یک جمله طولانیتر را القا میکند.
ویرگول (،) بعد از “است” و “کرد” در جمله “مرگ بخشی از چرخه طبیعت است و یقینا مردن چند نفر بیشتر طبیعت را مختل نمیکند” برای جدا کردن دو بخش متصل به هم (که با “و” آمدهاند) لازم نیست و بهتر است حذف شود.
“ولی” بدون ویرگول قبلش در اینجا درست است، اما اگر جمله طولانیتر بود، ویرگول قبل از آن میتوانست به خوانایی کمک کند.
بقیه کلمات درست هستند.
بندششم:
دستور زبان و ساختار:
این بند به شدت احساسات راوی (لذت از رنج دیگران) را نمایان میکند.
لیست کردن چیزهایی که باعث خوشحالی راوی میشوند (“دیدن زجرشان، بوی خاکی…، صدای جیغ و فغانشان…”)، ساختار خوبی برای بیان تمرکز او دارد.
“خدایان از ما راضی باشند” یک جمله اعتراضی یا نوعی آرزوی ضمنی است که نشان میدهد راوی اعمالش را از دیدگاهی ماورایی توجیه میکند.
سوال بلاغی (“مگر لذتی بالاتر از انتقام هست؟!”) حس تأکید بر انگیزه اصلی راوی را قویتر میکند.
جمله دوم (“حرارت بدنم…”) حال فیزیکی و درونی راوی را توصیف میکند که به نظر میرسد با خشم و اشتیاق او در ارتباط است.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “زجرشان” و “شده” برای جدا کردن موارد لیست، صحیح است.
“صد البته” بهتر است با ویرگول جدا شود: “، صد البته، صدای جیغ و فغانشان…”
ویرگول (،) قبل از “ولی” (در اینجا “اما”) معمولاً برای جدا کردن دو جمله اصلی که با حروف ربط بیان شدهاند، استفاده میشود. در اینجا “اما” دو جمله را به هم ربط داده است. پس بهتر است ویرگول قبل از “اما” بیاید: “…خوشحالم میکند، اما مگر لذتی بالاتر از انتقام هست؟!”
استفاده از علامت سوال و تعجب (!؟) در انتهای جمله ("هست؟! ") برای نشان دادن شدت سوال و تعجب، بسیار خوب و مناسب فضای رمان است.
ویرگول (،) بعد از “استخوان هایم” برای جدا کردن دو بخش جمله دوم، صحیح است.
املا:
“استخوان هایم” باید “استخوانهایم” نوشته شود
بند هفتم:
دستور زبان و ساختار:
این جمله، ارتباط بین درد فیزیکی (“آتش دردی”) و جادو/خشم را بیان میکند.
“کوبیده شدن انرژی به دیوارههای ذهنم” تعبیری قوی و انتزاعی برای فشار درونی است.
“جادو هم خشمم را تایید میکرد” نشان میدهد که جادو ابزار یا بازتابی از خشم درونی راوی است.
علائم نگارشی:
استفاده از ویرگول (،) بعد از “میداد” برای جدا کردن عبارت وصفی از جمله اصلی، صحیح است.
علامت تعجب (!) در انتهای جمله، تأکید بر ارتباط قوی و شاید شگفتانگیز بین درد، جادو و خشم را نشان میدهد.
املا:
تمام کلمات درست هستند
بندهشتم:
دستور زبان و ساختار:
این جمله طولانی، علت بیقراری جادو (و در نتیجه خشم راوی) را بیان میکند: نگهداری طولانیمدت پشت “دیوارها” و صدای زایمان سارا.
“دیوارها” احتمالاً اشاره به زندان ذهنی یا فیزیکی دارد.
“جنگل کاج شمالی” به ایجاد فضایی خاص کمک میکند.
“بیقرارترش میکرد” به خوبی تأثیر صدای سارا را بر جادوی درونی راوی نشان میدهد.
علائم نگارشی:
“دیوار ها” بهتر است به صورت “دیوارها” نوشته شود (بدون فاصله).
ویرگول (،) بعد از “داشته بودم” برای جدا کردن دو بخش جمله که با “و” به هم متصل شدهاند (اول دلیل، دوم معلول)، میتواند مفید باشد اما نبود آن هم اشکال اساسی ندارد.
ویرگول (،) بعد از “سارا” برای جدا کردن عبارت وصفی (“که تا وسط جنگل کاج شمالی هم میرسید”) از بخش اصلی جمله، بسیار ضروری و درست است.
املا:
“دیوار ها” باید “دیوارها” شود.
بقیه کلمات درست هستند.
بند نهم:
دستور زبان و ساختار:
این بند، اوج احساس گناه و خشم راوی نسبت به خودش و دیگران را نشان میدهد.
ساختار با تکرار “اینکه…” و سپس بیان نتیجه (“به خاطر بی عرضگی من است”)، بر شدت احساسات تأکید میکند.
توصیف وضعیت خانواده (“مجللترین مهمانیها” در مقابل “صرفهجویی روزانه یک وعده غذا”) تضاد تلخی را ایجاد میکند.
“بی عرضگی” و “نمکنشناس” کلماتی هستند که خشم و سرزنش راوی را به خوبی منعکس میکنند.
علائم نگارشی:
“دخترعمهام” باید “دخترعمویم” یا “دخترعمهام” نوشته شود (ترجیحاً “دخترعمویم” اگر منظور همان خانواده است، و “دخترعمهام” اگر واقعا دختر عمه است. حرف “عمه” در اینجا اضافی است).
ویرگول (،) بعد از “افتاده” و “لعنتی” برای جدا کردن موارد لیست و عبارات وصفی، صحیح است.
ویرگول (،) بعد از “همسر” برای جدا کردن عبارت قیدی، مناسب است.
ویرگول (،) بعد از “خانوادهام” برای شروع جمله وصفی (“که زمانی…”)، صحیح است.
ویرگول (،) بعد از “بود” برای جدا کردن دو بخش جمله اصلی، درست است.
ویرگول (،) بعد از “داشتند” برای جدا کردن دو جمله اصلی که با “به خاطر بیعرضگی من است” شروع میشوند، بسیار مهم است.
ویرگول (،) بعد از “من” در انتهای جمله (“همهاش تقصیر من و آن مردم جادوگر نمکنشناس است.”) برای جدا کردن عوامل تقصیر، درست است.
نقطه (.) در انتهای جمله، صحیح است
املا:
“دخترعمهام” باید اصلاح شود.
“بی عرضگی” باید “بیعرضگی” نوشته شود (همزه).
“نمکنشناس” درست است
نیمفاصله شو رعایت کن جانمخب دخترعمهشه و این دختر عمه بودن بعد ها بهش بیشتر اشاره میشه
عمهش حضور داره تو داستان