نظارت همراه رمان طلوع یک بازمانده| ناظر: mahsa

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
گمونم مهساجان هنوز وقت نکردن منتها دراسرع وقت خودم نظارتشون میکنم لطفا میتونید اخرشب یادم بندازید و پارت گذاری کنید شما
متوجهم عزیزم
چشم تشکر
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: -Taraneh
مقدمه:
بند اول:

“در روزگاری که خورشید بر قصرهای سنگی ما غروب می‌کرد و سایه‌ی اژدها بر برج‌هایمان می‌افتاد، جهان زیر فرمان نام ما بود!”
دستور زبان و ساختار:

ساختار جمله کاملاً صحیح و روان است. استفاده از بندهای وصفی (“که خورشید بر قصرهای سنگی ما غروب می‌کرد” و “سایه‌ی اژدها بر برج‌هایمان می‌افتاد”) به توصیف فضای داستان کمک می‌کند.
استفاده از “غروب می‌کرد” و “می‌افتاد” (ماضی استمراری) حس و حال گذشته و روانی روایت را حفظ می‌کند.

“جهان زیر فرمان نام ما بود” یک جمله خبری کوتاه و قوی است که وضعیت را به خوبی بیان می‌کند.
علائم نگارشی:
استفاده از ویرگول (،) بعد از “می‌افتاد” برای جدا کردن دو بخش جمله اصلی و قبل از “جهان” که جمله دوم را شروع می‌کند، کاملاً درست است.
علامت تعجب (!) در انتهای جمله، حس اقتدار، پیروزی و عظمت را که در ادامه روایت مهم است، به خوبی منتقل می‌کند و برای ژانر رمان مناسب است.
املا:
تمام کلمات به درستی نوشته شده‌اند.


بند دوم:

“می‌گفتند ما با آتش پیمان بسته‌ایم، که قدرت‌مان از نفس موجوداتی می‌آید که از آغاز خلقت، مرز میان تاریکی و نور را پاس می‌داشتند.”
دستور زبان و ساختار:
ساختار جمله بسیار خوب است. جمله با نقل قول غیرمستقیم (“می‌گفتند”) شروع می‌شود که به معرفی باور دیگران در مورد شخصیت‌ها کمک می‌کند.
استفاده از “که” برای شروع جملات موصولی و توصیفی (“که قدرت‌مان از نفس موجوداتی می‌آید” و “که از آغاز خلقت…”) کاملاً درست است و اطلاعات را به خوبی به جمله اصلی اضافه می‌کند.
“نفس موجوداتی” و “پاس می‌داشتند” کلماتی هستند که به فضای فانتزی و حماسی کمک می‌کنند.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “بسته‌ایم” برای جدا کردن جمله اصلی از جمله موصولی دوم (“که قدرت‌مان…”) کاملاً صحیح است.
ویرگول (،) بعد از “خلقت” برای جدا کردن عبارت قیدی زمان (“از آغاز خلقت”) بسیار مناسب است.
نقطه (.) در انتهای جمله برای پایان دادن به یک جمله خبری کاملاً درست است.
املا:
تمام کلمات به درستی نوشته شده‌اند
بند سوم:

“اما هیچ شعله‌ای تا ابد نمی‌سوزد. روزی رسید که مردم بر ما شوریدند؛ همان کسانی که روزگاری زیر پرچم ما پناه می‌گرفتند.”

دستور زبان و ساختار:
جمله اول (“اما هیچ شعله‌ای تا ابد نمی‌سوزد.”) یک حقیقت کلی و هشداردهنده است که مقدمه‌ای بر تغییرات است.
جمله دوم (“روزی رسید که مردم بر ما شوریدند”) بیانگر یک رویداد کلیدی است.
جمله سوم که با نقطه‌ویرگول از جمله دوم جدا شده، به توضیح و معرفی کسانی می‌پردازد که شوریدند (“همان کسانی که روزگاری زیر پرچم ما پناه می‌گرفتند.”). این ساختار، پیوستگی معنایی را حفظ کرده و از طولانی شدن بیش از حد جمله جلوگیری می‌کند.
علائم نگارشی:
نقطه (.) در انتهای جمله اول، پایان یک فکر را نشان می‌دهد
نقطه‌ویرگول (؛) بعد از “شوریدند” بسیار هوشمندانه انتخاب شده است. این علامت، ارتباط معنایی نزدیک بین “شورش مردم” و معرفی هویت آنها را نشان می‌دهد، در حالی که تفاوت ساختاری را نیز حفظ می‌کند. این استفاده برای رمان بسیار مناسب است.
نقطه (.) در انتهای جمله برای اتمام بند، صحیح است.
املا:
تمام کلمات به درستی نوشته شده‌اند.
بند چهارم:
“آتشی که ما برای محافظت افروخته بودیم، در دستان آنان بدل به نابودی‌مان شد.”

دستور زبان و ساختار:
ساختار جمله کاملاً صحیح است. جمله با یک عبارت وصفی شروع می‌شود (“آتشی که ما برای محافظت افروخته بودیم”) و سپس نتیجه آن بیان می‌گردد (“در دستان آنان بدل به نابودی‌مان شد”).
“بدل به نابودی‌مان شد” تعبیر دقیقی برای بیان تغییر ماهیت و نتیجه است.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “بودیم” برای جدا کردن عبارت وصفی از بخش اصلی جمله، کاملاً درست است و به خوانایی کمک می‌کند.
نقطه (.) در انتهای جمله، پایان یک جمله خبری را مشخص می‌کند.
املا:
تمام کلمات به درستی نوشته شده‌اند
بند پنجم:

“اکنون تنها من مانده‌ام؛ بازمانده‌ای از خاکستر نامی که جهان از یاد برد.”

دستور زبان و ساختار:
جمله از نظر دستوری صحیح است. “اکنون تنها من مانده‌ام” بیانگر وضعیت فعلی شخصیت است.
عبارت “بازمانده‌ای از خاکستر نامی که جهان از یاد برد” به خوبی وضعیت انزوا، فراموشی و تداوم را توصیف می‌کند.
علائم نگارشی:
نقطه‌ویرگول (؛) بعد از “مانده‌ام” انتخاب بسیار خوبی است. این علامت، ارتباط معنایی قوی بین “تنها ماندن” و “علت آن (بازمانده بودن از نامی فراموش شده)” را نشان می‌دهد، بدون اینکه دو جمله کاملاً مستقل باشند. این استفاده به غنای متن می‌افزاید.
نقطه (.) در انتهای جمله، صحیح است.
املا:
تمام کلمات به درستی نوشته شده‌اند.
بند ششم:

"و اگر روزی این خونِ خاموش در رگ‌هایم بیدار شود، شاید تعادل بازگردد…!
یا شاید، جهان دوباره در آتش من بسوزد."

دستور زبان و ساختار:
ساختار هر دو جمله شرطی (“اگر … شود، شاید …”) و نتیجه احتمالی آن، کاملاً صحیح است و حس تعلیق و احتمال را به خوبی منتقل می‌کند.
استفاده از “خون خاموش” و “بیدار شود” استعاره‌های قدرتمندی هستند که به عمق شخصیت و پتانسیل نهفته او اشاره دارند.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “شود” برای جدا کردن بخش شرط از بخش نتیجه، کاملاً درست است.
استفاده از “…!” (سه نقطه و علامت تعجب) در انتهای جمله اول، حس تعلیق، هیجان و یک پایان غیرمنتظره یا تأثیرگذار را ایجاد می‌کند که برای ژانر رمان بسیار مناسب و تأثیرگذار است.
ویرگول (،) بعد از “شاید” در جمله دوم، برای جداسازی قید حالت، درست است.
علامت تعجب (!) در انتهای جمله دوم، بر شدت و اهمیت نتیجه احتمالی تأکید می‌کند و حس هشدار یا پیش‌بینی قوی را منتقل می‌کند.
املا:
تمام کلمات به درستی نوشته شده‌اند.
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: -Taraneh

پارت اول

پیش درآمد:

افسانه هیدارا"
ساختار و نگارش: این بخش‌ها عنوان‌بندی مناسبی برای شروع داستان هستند. “پارت اول” و “پیش درآمد” به خواننده نشان می‌دهند که با چه بخشی روبرو است. “افسانه هیدارا” نیز عنوان اصلی بخش را مشخص می‌کند. استفاده از نقطه‌چین (:) بعد از “پیش درآمد” و “افسانه هیدارا” نیز صحیح است.
دستور زبان و ساختار:
جمله اول با عبارت قیدی زمان (“در آغاز زمان”) و سپس یک جمله وصفی (“وقتی جهان هنوز ناپایدار و پر از آشوب بود”) شروع می‌شود که به خوبی فضا را می‌سازد.
عبارت “نیرویی که نماد زندگی، انرژی خالص و جادوی ناب بود” توصیف دقیقی از “هید” ارائه می‌دهد.
استفاده از “پیوست به معنی” برای معرفی “دارا” کمی نامعمول است. شاید بهتر باشد گفت: “پس با قدرتی دیگر، «دارا»، به معنی «دارنده» و «نگهبان»، به او پیوست.” یا “پس با قدرتی دیگر به نام «دارا» که به معنی «دارنده» و «نگهبان» بود، پیوست.”
علائم نگارشی:
استفاده از ویرگول (،) بعد از “بود” و “می‌درخشید” برای جداسازی اجزای جمله و جملات وصفی، کاملاً درست است.
نقطه‌ویرگول (؛) بعد از “می‌درخشید” برای جداسازی دو جمله مستقل که ارتباط معنایی نزدیک دارند (معرفی هید و توصیف آن)، بسیار مناسب است.
استفاده از گیومه («») برای نام‌های خاص مانند «هید» و «دارا» رایج و درست است.
نقطه (.) در انتهای جمله برای پایان دادن به بند، صحیح است.
املا:
تمام کلمات درست نوشته شده‌اند

بنددوم:
دستور زبان و ساختار:
ساختار جمله اول (“وقتی… رسیدند، موجودی آفریده شد…”) صحیح و روان است.
“هم نماد زندگی و هم صاحب نیرویی بی‌کران بود” توصیف کاملی از موجود جدید است.
جمله دوم (“گفته می‌شود…”) به نقل از افسانه‌ها، به مفهوم نام “هیدارا” و شایستگی لازم برای آن اشاره می‌کند.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “رسیدند” برای جدا کردن عبارت شرطی از جمله اصلی، صحیح است.
نقطه‌ویرگول (؛) بعد از “بود” برای جداسازی دو جمله مرتبط (معرفی موجود و نام‌گذاری آن) بسیار مناسب است.
نقطه (.) در انتهای جملات، صحیح است.
املا:
تمام کلمات درست نوشته شده‌اند.

بند چهارم:
دستور زبان و ساختار:
این بند به خوبی مفهوم و وظیفه “هیدارا” را توضیح می‌دهد.
استفاده از “نمادی است از…” و “نوری است که…” ساختار جملات را تقویت می‌کند.
“در عین حال” ارتباط خوبی بین دو بخش جمله برقرار می‌کند.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “هیدارا” در ابتدای جمله (اگر به عنوان منادا یا برای تأکید باشد) می‌تواند استفاده شود، اما نبود آن هم اشکالی ندارد. اینجا فرض بر این است که “هیدارا” نهاد جمله است.
ویرگول (،) بعد از “قدرت” برای جداسازی دو بخش توصیفی جمله، بسیار مناسب است.
ویرگول (،) بعد از “عین حال” برای جداسازی عبارت قیدی، درست است.
نقطه (.) در انتهای جمله، صحیح است.
املا:
تمام کلمات درست نوشته شده‌اند.
بند پنجم:
دستور زبان و ساختار:
شروع روایت با یک اقدام (آتش زدن) و بیان انگیزه، بسیار قوی است.
“موجودات غیر عادی” کلمه‌ای است که به فضای فانتزی یا ماورایی اشاره دارد.
استدلال راوی در مورد مرگ و طبیعت (“مرگ بخشی از چرخه طبیعت است…”)، شخصیت او را تا حدی منفک و بی‌رحم نشان می‌دهد.
استفاده از “ولی” برای نشان دادن تضاد بین این استدلال و لذت شخصی راوی (“ولی من جگرم خنک می‌شود”) بسیار مؤثر است.
علائم نگارشی:
نقطه‌ویرگول (؛) بعد از “آتش بزنم” برای جدا کردن دو جمله که ارتباط معنایی نزدیکی دارند (یکی تکرار و تأکید بر جمله قبل و دیگری بیان استدلال) مناسب است، اما می‌توانست با یک نقطه یا ویرگول هم جایگزین شود. در اینجا، نقطه‌ویرگول حس تأمل و سپس بیان یک جمله طولانی‌تر را القا می‌کند.
ویرگول (،) بعد از “است” و “کرد” در جمله “مرگ بخشی از چرخه طبیعت است و یقینا مردن چند نفر بیشتر طبیعت را مختل نمی‌کند” برای جدا کردن دو بخش متصل به هم (که با “و” آمده‌اند) لازم نیست و بهتر است حذف شود.
“ولی” بدون ویرگول قبلش در اینجا درست است، اما اگر جمله طولانی‌تر بود، ویرگول قبل از آن می‌توانست به خوانایی کمک کند.
بقیه کلمات درست هستند.
بندششم:
دستور زبان و ساختار:
این بند به شدت احساسات راوی (لذت از رنج دیگران) را نمایان می‌کند.
لیست کردن چیزهایی که باعث خوشحالی راوی می‌شوند (“دیدن زجرشان، بوی خاکی…، صدای جیغ و فغانشان…”)، ساختار خوبی برای بیان تمرکز او دارد.
“خدایان از ما راضی باشند” یک جمله اعتراضی یا نوعی آرزوی ضمنی است که نشان می‌دهد راوی اعمالش را از دیدگاهی ماورایی توجیه می‌کند.
سوال بلاغی (“مگر لذتی بالاتر از انتقام هست؟!”) حس تأکید بر انگیزه اصلی راوی را قوی‌تر می‌کند.
جمله دوم (“حرارت بدنم…”) حال فیزیکی و درونی راوی را توصیف می‌کند که به نظر می‌رسد با خشم و اشتیاق او در ارتباط است.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “زجرشان” و “شده” برای جدا کردن موارد لیست، صحیح است.
“صد البته” بهتر است با ویرگول جدا شود: “، صد البته، صدای جیغ و فغانشان…”
ویرگول (،) قبل از “ولی” (در اینجا “اما”) معمولاً برای جدا کردن دو جمله اصلی که با حروف ربط بیان شده‌اند، استفاده می‌شود. در اینجا “اما” دو جمله را به هم ربط داده است. پس بهتر است ویرگول قبل از “اما” بیاید: “…خوشحالم می‌کند، اما مگر لذتی بالاتر از انتقام هست؟!”
استفاده از علامت سوال و تعجب (!؟) در انتهای جمله ("هست؟! ") برای نشان دادن شدت سوال و تعجب، بسیار خوب و مناسب فضای رمان است.
ویرگول (،) بعد از “استخوان هایم” برای جدا کردن دو بخش جمله دوم، صحیح است.
املا:
“استخوان هایم” باید “استخوان‌هایم” نوشته شود
بند هفتم:
دستور زبان و ساختار:
این جمله، ارتباط بین درد فیزیکی (“آتش دردی”) و جادو/خشم را بیان می‌کند.
“کوبیده شدن انرژی به دیواره‌های ذهنم” تعبیری قوی و انتزاعی برای فشار درونی است.
“جادو هم خشمم را تایید می‌کرد” نشان می‌دهد که جادو ابزار یا بازتابی از خشم درونی راوی است.
علائم نگارشی:
استفاده از ویرگول (،) بعد از “می‌داد” برای جدا کردن عبارت وصفی از جمله اصلی، صحیح است.
علامت تعجب (!) در انتهای جمله، تأکید بر ارتباط قوی و شاید شگفت‌انگیز بین درد، جادو و خشم را نشان می‌دهد.
املا:
تمام کلمات درست هستند
بندهشتم:
دستور زبان و ساختار:
این جمله طولانی، علت بی‌قراری جادو (و در نتیجه خشم راوی) را بیان می‌کند: نگهداری طولانی‌مدت پشت “دیوارها” و صدای زایمان سارا.
“دیوارها” احتمالاً اشاره به زندان ذهنی یا فیزیکی دارد.
“جنگل کاج شمالی” به ایجاد فضایی خاص کمک می‌کند.
“بی‌قرارترش می‌کرد” به خوبی تأثیر صدای سارا را بر جادوی درونی راوی نشان می‌دهد.
علائم نگارشی:
“دیوار ها” بهتر است به صورت “دیوارها” نوشته شود (بدون فاصله).
ویرگول (،) بعد از “داشته بودم” برای جدا کردن دو بخش جمله که با “و” به هم متصل شده‌اند (اول دلیل، دوم معلول)، می‌تواند مفید باشد اما نبود آن هم اشکال اساسی ندارد.
ویرگول (،) بعد از “سارا” برای جدا کردن عبارت وصفی (“که تا وسط جنگل کاج شمالی هم می‌رسید”) از بخش اصلی جمله، بسیار ضروری و درست است.
املا:
“دیوار ها” باید “دیوارها” شود.
بقیه کلمات درست هستند.
بند نهم:
دستور زبان و ساختار:
این بند، اوج احساس گناه و خشم راوی نسبت به خودش و دیگران را نشان می‌دهد.
ساختار با تکرار “اینکه…” و سپس بیان نتیجه (“به خاطر بی عرضگی من است”)، بر شدت احساسات تأکید می‌کند.
توصیف وضعیت خانواده (“مجلل‌ترین مهمانی‌ها” در مقابل “صرفه‌جویی روزانه یک وعده غذا”) تضاد تلخی را ایجاد می‌کند.
“بی عرضگی” و “نمک‌نشناس” کلماتی هستند که خشم و سرزنش راوی را به خوبی منعکس می‌کنند.
علائم نگارشی:
“دخترعمه‌‌ام” باید “دخترعمویم” یا “دخترعمه‌ام” نوشته شود (ترجیحاً “دخترعمویم” اگر منظور همان خانواده است، و “دخترعمه‌ام” اگر واقعا دختر عمه است. حرف “عمه” در اینجا اضافی است).
ویرگول (،) بعد از “افتاده” و “لعنتی” برای جدا کردن موارد لیست و عبارات وصفی، صحیح است.
ویرگول (،) بعد از “همسر” برای جدا کردن عبارت قیدی، مناسب است.
ویرگول (،) بعد از “خانواده‌ام” برای شروع جمله وصفی (“که زمانی…”)، صحیح است.
ویرگول (،) بعد از “بود” برای جدا کردن دو بخش جمله اصلی، درست است.
ویرگول (،) بعد از “داشتند” برای جدا کردن دو جمله اصلی که با “به خاطر بی‌عرضگی من است” شروع می‌شوند، بسیار مهم است.
ویرگول (،) بعد از “من” در انتهای جمله (“همه‌اش تقصیر من و آن مردم جادوگر نمک‌نشناس است.”) برای جدا کردن عوامل تقصیر، درست است.
نقطه (.) در انتهای جمله، صحیح است
املا:
“دخترعمه‌‌ام” باید اصلاح شود.
“بی عرضگی” باید “بی‌عرضگی” نوشته شود (همزه).
“نمک‌نشناس” درست است

 
پارت دوم:
بنداول:
دستور زبان و ساختار:
“مشت هایم‌ بالا می‌آید” به نظر می‌رسد منظور “جادو در مشت‌هایم بالا می‌آید” یا “قدرت جادو تا مشت‌هایم بالا می‌آید” باشد. اگر منظور احساس درونی است، بهتر است کمی واضح‌تر بیان شود.
“شرایط‌‌مان” - فاصله اضافی بین دو “‌” وجود دارد. باید به “شرایط‌مان” یا “شرایطمان” اصلاح شود.
“دنبالم راه افتاده بود” - فعل ماضی بعید، اگر در زمان حال روایت می‌کنید، بهتر است از ماضی استمراری یا ساده استفاده کنید (مثلا “دنبالم راه افتاده است” یا “دنبال من می‌آید”).
“ولیعهد سابق و مفت‌خور” - عبارت خوبی برای نشان دادن وضعیت درونی راوی است.
“اکنون دارد دیوانه می‌شود” - صحیح و گویا
علائم نگارشی:
استفاده از “!” بعد از “می‌آید” و “می‌زند” برای نمایش شدت حس مناسب است.
علامت نقل قول برای “هیدارا؟” و “بیا برگردیم روستا برادر، روز بزرگی برای دختر‌عمه‌مونه!” درست است.
ویرگول بعد از “می‌دانم” و “ولیعهد سابق و مفت‌خور” لازم است.
“دختر‌عمه‌مونه!” - بهتر است به “دخترعمونه!” یا “دخترعمه ماست!” تغییر یابد تا رسمی‌تر باشد، مگر اینکه لحن عامیانه مد نظر باشد.
املا:
“مشت هایم‌” -> “مشت‌هایم”
“شرایط‌‌مان” -> “شرایطمان” یا “شرایط‌مان”
“دختر‌عمه‌مونه” -> “دخترعمونه” (رسمی‌تر) یا “دخترعمه ماست”
“ولیعهد” - صحیح است.

بند دوم:
دستور زبان و ساختار:
“انقدر مامان رو اذیت نکن برادر” - لحن صمیمی و برادرانه است.
“همینطوری هم به خاطر وضعیتمون و ساکت شدن تو غصه می‌خوره.” - جمله کمی طولانی است، اما مفهوم را می‌رساند. “وضعیتمون” بهتر است به “وضعیت‌مان” اصلاح شود.
“حداقل اجازه نده بابت این رفتارات هم نگران باشه.” - صحیح.
“حتی صدای بی‌خودی از دهانم در بیاورم” - “بی‌خودی” صحیح است.
“جاده‌ی خاکی” - صحیح است.
“کمی سنگلاخ است” - توصیف خوبی است.
“تا چشم کار می‌کند از درخت های کاج پوشیده شده” - “درخت های” باید “درختان” یا “درخت‌های” باشد
حیوان هایش” باید “حیواناتش” باشد. “درخت هایش” باید “درختانش” یا “درخت‌هایش” باشد.
“هیچ‌کس نخواهد فهمید.” - جمله پایانی قوی.

علائم نگارشی:
استفاده از “؛” بین “من” و “که” در ابتدای بند اول، کمی غیرمعمول است. شاید بهتر باشد جمله بازنویسی شود.
ویرگول بعد از “برگردیم روستا برادر” و “تو” لازم است.
استفاده از “؟!” در انتهای جملات پرسشی راوی (مثل "دیده؟! ") برای نشان دادن شدت تعجب یا کنجکاوی مناسب است.
“درخت های کاج” -> “درختان کاج” یا “درخت‌های کاج”
“حیوان هایش” -> “حیواناتش”
املا:
“وضعیتمون” -> “وضعیتمان” یا “وضعیت‌مان”
“درخت های کاج” -> “درختان کاج” یا “درخت‌های کاج”
“حیوان هایش” -> “حیواناتش”
“درخت هایش” -> “درختانش” یا “درخت‌هایش”

بندسوم:
ساختار ادبی:
تلاش می‌کنیم بشود در خاکش چیزی رویاند” - جمله کمی گنگ است. شاید منظور “تلاش می‌کنیم تا در خاکش چیزی برویانیم” یا “تلاش می‌کنیم چیزی در خاکش بکاریم” باشد.
“بیشتر روزها غذایمان سوپ کاج است” - تصویر تلخی را منتقل می‌کند.
“کوچکتر ها از شیرشان تغذیه کنند” - صحیح.
“بیرون از این حصار ها برایمان جایی نیست” - “حصار ها” باید “حصارها” یا “حصارهای” باشد.
“محض اطمینان اطراف اینجا گماشتند که بیشتر روز را خوابند.” - جمله آخر، تصویر مناسبی از وضعیت امنیتی روستا ارائه می‌دهد.
علائم نگارشی:
استفاده از “و” برای اتصال جملات کوتاه و توصیفی مناسب است.
“حصار ها” -> “حصارها” یا “حصارهای”
املا:
“حصار ها” -> “حصارها” یا “حصارهای
 
پارت اول

پیش درآمد:

افسانه هیدارا"
ساختار و نگارش: این بخش‌ها عنوان‌بندی مناسبی برای شروع داستان هستند. “پارت اول” و “پیش درآمد” به خواننده نشان می‌دهند که با چه بخشی روبرو است. “افسانه هیدارا” نیز عنوان اصلی بخش را مشخص می‌کند. استفاده از نقطه‌چین (:) بعد از “پیش درآمد” و “افسانه هیدارا” نیز صحیح است.
دستور زبان و ساختار:
جمله اول با عبارت قیدی زمان (“در آغاز زمان”) و سپس یک جمله وصفی (“وقتی جهان هنوز ناپایدار و پر از آشوب بود”) شروع می‌شود که به خوبی فضا را می‌سازد.
عبارت “نیرویی که نماد زندگی، انرژی خالص و جادوی ناب بود” توصیف دقیقی از “هید” ارائه می‌دهد.
استفاده از “پیوست به معنی” برای معرفی “دارا” کمی نامعمول است. شاید بهتر باشد گفت: “پس با قدرتی دیگر، «دارا»، به معنی «دارنده» و «نگهبان»، به او پیوست.” یا “پس با قدرتی دیگر به نام «دارا» که به معنی «دارنده» و «نگهبان» بود، پیوست.”
علائم نگارشی:
استفاده از ویرگول (،) بعد از “بود” و “می‌درخشید” برای جداسازی اجزای جمله و جملات وصفی، کاملاً درست است.
نقطه‌ویرگول (؛) بعد از “می‌درخشید” برای جداسازی دو جمله مستقل که ارتباط معنایی نزدیک دارند (معرفی هید و توصیف آن)، بسیار مناسب است.
استفاده از گیومه («») برای نام‌های خاص مانند «هید» و «دارا» رایج و درست است.
نقطه (.) در انتهای جمله برای پایان دادن به بند، صحیح است.
املا:
تمام کلمات درست نوشته شده‌اند

بنددوم:
دستور زبان و ساختار:
ساختار جمله اول (“وقتی… رسیدند، موجودی آفریده شد…”) صحیح و روان است.
“هم نماد زندگی و هم صاحب نیرویی بی‌کران بود” توصیف کاملی از موجود جدید است.
جمله دوم (“گفته می‌شود…”) به نقل از افسانه‌ها، به مفهوم نام “هیدارا” و شایستگی لازم برای آن اشاره می‌کند.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “رسیدند” برای جدا کردن عبارت شرطی از جمله اصلی، صحیح است.
نقطه‌ویرگول (؛) بعد از “بود” برای جداسازی دو جمله مرتبط (معرفی موجود و نام‌گذاری آن) بسیار مناسب است.
نقطه (.) در انتهای جملات، صحیح است.
املا:
تمام کلمات درست نوشته شده‌اند.

بند چهارم:
دستور زبان و ساختار:
این بند به خوبی مفهوم و وظیفه “هیدارا” را توضیح می‌دهد.
استفاده از “نمادی است از…” و “نوری است که…” ساختار جملات را تقویت می‌کند.
“در عین حال” ارتباط خوبی بین دو بخش جمله برقرار می‌کند.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “هیدارا” در ابتدای جمله (اگر به عنوان منادا یا برای تأکید باشد) می‌تواند استفاده شود، اما نبود آن هم اشکالی ندارد. اینجا فرض بر این است که “هیدارا” نهاد جمله است.
ویرگول (،) بعد از “قدرت” برای جداسازی دو بخش توصیفی جمله، بسیار مناسب است.
ویرگول (،) بعد از “عین حال” برای جداسازی عبارت قیدی، درست است.
نقطه (.) در انتهای جمله، صحیح است.
املا:
تمام کلمات درست نوشته شده‌اند.
بند پنجم:
دستور زبان و ساختار:
شروع روایت با یک اقدام (آتش زدن) و بیان انگیزه، بسیار قوی است.
“موجودات غیر عادی” کلمه‌ای است که به فضای فانتزی یا ماورایی اشاره دارد.
استدلال راوی در مورد مرگ و طبیعت (“مرگ بخشی از چرخه طبیعت است…”)، شخصیت او را تا حدی منفک و بی‌رحم نشان می‌دهد.
استفاده از “ولی” برای نشان دادن تضاد بین این استدلال و لذت شخصی راوی (“ولی من جگرم خنک می‌شود”) بسیار مؤثر است.
علائم نگارشی:
نقطه‌ویرگول (؛) بعد از “آتش بزنم” برای جدا کردن دو جمله که ارتباط معنایی نزدیکی دارند (یکی تکرار و تأکید بر جمله قبل و دیگری بیان استدلال) مناسب است، اما می‌توانست با یک نقطه یا ویرگول هم جایگزین شود. در اینجا، نقطه‌ویرگول حس تأمل و سپس بیان یک جمله طولانی‌تر را القا می‌کند.
ویرگول (،) بعد از “است” و “کرد” در جمله “مرگ بخشی از چرخه طبیعت است و یقینا مردن چند نفر بیشتر طبیعت را مختل نمی‌کند” برای جدا کردن دو بخش متصل به هم (که با “و” آمده‌اند) لازم نیست و بهتر است حذف شود.
“ولی” بدون ویرگول قبلش در اینجا درست است، اما اگر جمله طولانی‌تر بود، ویرگول قبل از آن می‌توانست به خوانایی کمک کند.
بقیه کلمات درست هستند.
بندششم:
دستور زبان و ساختار:
این بند به شدت احساسات راوی (لذت از رنج دیگران) را نمایان می‌کند.
لیست کردن چیزهایی که باعث خوشحالی راوی می‌شوند (“دیدن زجرشان، بوی خاکی…، صدای جیغ و فغانشان…”)، ساختار خوبی برای بیان تمرکز او دارد.
“خدایان از ما راضی باشند” یک جمله اعتراضی یا نوعی آرزوی ضمنی است که نشان می‌دهد راوی اعمالش را از دیدگاهی ماورایی توجیه می‌کند.
سوال بلاغی (“مگر لذتی بالاتر از انتقام هست؟!”) حس تأکید بر انگیزه اصلی راوی را قوی‌تر می‌کند.
جمله دوم (“حرارت بدنم…”) حال فیزیکی و درونی راوی را توصیف می‌کند که به نظر می‌رسد با خشم و اشتیاق او در ارتباط است.
علائم نگارشی:
ویرگول (،) بعد از “زجرشان” و “شده” برای جدا کردن موارد لیست، صحیح است.
“صد البته” بهتر است با ویرگول جدا شود: “، صد البته، صدای جیغ و فغانشان…”
ویرگول (،) قبل از “ولی” (در اینجا “اما”) معمولاً برای جدا کردن دو جمله اصلی که با حروف ربط بیان شده‌اند، استفاده می‌شود. در اینجا “اما” دو جمله را به هم ربط داده است. پس بهتر است ویرگول قبل از “اما” بیاید: “…خوشحالم می‌کند، اما مگر لذتی بالاتر از انتقام هست؟!”
استفاده از علامت سوال و تعجب (!؟) در انتهای جمله ("هست؟! ") برای نشان دادن شدت سوال و تعجب، بسیار خوب و مناسب فضای رمان است.
ویرگول (،) بعد از “استخوان هایم” برای جدا کردن دو بخش جمله دوم، صحیح است.
املا:
“استخوان هایم” باید “استخوان‌هایم” نوشته شود
بند هفتم:
دستور زبان و ساختار:
این جمله، ارتباط بین درد فیزیکی (“آتش دردی”) و جادو/خشم را بیان می‌کند.
“کوبیده شدن انرژی به دیواره‌های ذهنم” تعبیری قوی و انتزاعی برای فشار درونی است.
“جادو هم خشمم را تایید می‌کرد” نشان می‌دهد که جادو ابزار یا بازتابی از خشم درونی راوی است.
علائم نگارشی:
استفاده از ویرگول (،) بعد از “می‌داد” برای جدا کردن عبارت وصفی از جمله اصلی، صحیح است.
علامت تعجب (!) در انتهای جمله، تأکید بر ارتباط قوی و شاید شگفت‌انگیز بین درد، جادو و خشم را نشان می‌دهد.
املا:
تمام کلمات درست هستند
بندهشتم:
دستور زبان و ساختار:
این جمله طولانی، علت بی‌قراری جادو (و در نتیجه خشم راوی) را بیان می‌کند: نگهداری طولانی‌مدت پشت “دیوارها” و صدای زایمان سارا.
“دیوارها” احتمالاً اشاره به زندان ذهنی یا فیزیکی دارد.
“جنگل کاج شمالی” به ایجاد فضایی خاص کمک می‌کند.
“بی‌قرارترش می‌کرد” به خوبی تأثیر صدای سارا را بر جادوی درونی راوی نشان می‌دهد.
علائم نگارشی:
“دیوار ها” بهتر است به صورت “دیوارها” نوشته شود (بدون فاصله).
ویرگول (،) بعد از “داشته بودم” برای جدا کردن دو بخش جمله که با “و” به هم متصل شده‌اند (اول دلیل، دوم معلول)، می‌تواند مفید باشد اما نبود آن هم اشکال اساسی ندارد.
ویرگول (،) بعد از “سارا” برای جدا کردن عبارت وصفی (“که تا وسط جنگل کاج شمالی هم می‌رسید”) از بخش اصلی جمله، بسیار ضروری و درست است.
املا:
“دیوار ها” باید “دیوارها” شود.
بقیه کلمات درست هستند.
بند نهم:
دستور زبان و ساختار:
این بند، اوج احساس گناه و خشم راوی نسبت به خودش و دیگران را نشان می‌دهد.
ساختار با تکرار “اینکه…” و سپس بیان نتیجه (“به خاطر بی عرضگی من است”)، بر شدت احساسات تأکید می‌کند.
توصیف وضعیت خانواده (“مجلل‌ترین مهمانی‌ها” در مقابل “صرفه‌جویی روزانه یک وعده غذا”) تضاد تلخی را ایجاد می‌کند.
“بی عرضگی” و “نمک‌نشناس” کلماتی هستند که خشم و سرزنش راوی را به خوبی منعکس می‌کنند.
علائم نگارشی:
“دخترعمه‌‌ام” باید “دخترعمویم” یا “دخترعمه‌ام” نوشته شود (ترجیحاً “دخترعمویم” اگر منظور همان خانواده است، و “دخترعمه‌ام” اگر واقعا دختر عمه است. حرف “عمه” در اینجا اضافی است).
ویرگول (،) بعد از “افتاده” و “لعنتی” برای جدا کردن موارد لیست و عبارات وصفی، صحیح است.
ویرگول (،) بعد از “همسر” برای جدا کردن عبارت قیدی، مناسب است.
ویرگول (،) بعد از “خانواده‌ام” برای شروع جمله وصفی (“که زمانی…”)، صحیح است.
ویرگول (،) بعد از “بود” برای جدا کردن دو بخش جمله اصلی، درست است.
ویرگول (،) بعد از “داشتند” برای جدا کردن دو جمله اصلی که با “به خاطر بی‌عرضگی من است” شروع می‌شوند، بسیار مهم است.
ویرگول (،) بعد از “من” در انتهای جمله (“همه‌اش تقصیر من و آن مردم جادوگر نمک‌نشناس است.”) برای جدا کردن عوامل تقصیر، درست است.
نقطه (.) در انتهای جمله، صحیح است
املا:
“دخترعمه‌‌ام” باید اصلاح شود.
“بی عرضگی” باید “بی‌عرضگی” نوشته شود (همزه).
“نمک‌نشناس” درست است
خب دخترعمه‌شه و این دختر عمه بودن بعد ها بهش بیشتر اشاره میشه
عمه‌ش حضور داره تو داستان
 
عقب
بالا پایین