شعر •بـَرایـــ ِآنــ دو مـُـروارید ِچِشمانَتـ•

فارغ‌ التحصیلِ درسِ‌ دلبری‌ هستی‌جناب...
من‌ هم‌ از‌بختِ‌ بدم‌ مشروطِ‌ چشمانِ‌ توام ! :)"
 
- تو آن قهوه‌ی تلخی میان ِ کافه‌ی قلبَم ،
ك با فنجانِ چشمانت دلم را مبتلا کردی :)!
 
نَقاشِ غَزَل تا بِه چَشمانِ تو پَرداخت
دیوانِه شُد از طَرزِ نگاهَت قَلَم اَنداخت.⁦"(:
- شهریار
 
نگاهت می‌كنم، خاموش و خاموشی زبان دارد،
زبانِ‌ عاشقان،‌ چشم‌ است‌ و‌ چشم،‌ از‌ دل‌نشان‌ دارد :)"
 
"دل ك بعد از دیدنت دیگر به جایش بند نیست!
عقل هم با دیدن چشم تو قدرتمند نیست . ."
 
صد هزاران بیت خواندم مو به مو ، از سو به سو
هیچ دیوانی ندارد شعرِ چشمانِ تو را :)"
 
در آزمون نگاهت کسی نگشته حریف؛
چه من، چه قلمچی، چه مدرسان شریف!
🌱
 
علت بی خوابی ام اصلا نمیدانم که چیست؛
قهوه های هشت صبح؟ یا آن دو چشم قهوه ایست؟ :)"
 
چشمان تو صد طعنه به شیطان رجیم است؛
لب‌ها چو عقیقِ جگری ، ناز و حجیم است ! :)"
 
از چشم‌هایت شب سرازیر است انگاری؛
خودکار مشکیِ خدا جا مانده در چشمت! :)"
 
عقب
بالا پایین