نظارت همراه رمان یاغیان مترونشین | ناظر: MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پارت بعدی:
بند اول (جمله قبل از دیالوگ):
متن:
“سرم را پایین انداختم و لبانم را بهم دوختم تا مانع کسب اطلاعات بیشتر نشوند.”
املایی:
“پایین انداختم” → بهتر است به صورت «پایین انداختم» (با نیم‌فاصله: پایین‌انداختم) نوشته شود
بهم” → بهتر است با نیم‌فاصله نوشته شود: «به‌هم».
“نشوند” → صحیح است.
نگارشی:
جمله با نقطه پایان یافته که صحیح است.
قبل از «تا» نیازی به ویرگول نیست.
بند دوم (دیالوگ اول):
متن:
“- لازم نیست خجالت بکشی. ما هم پناهنده‌ایم. هر چقدر سعی کردیم تو اون دنیای بالا دووم بیاریم نشد.”
املایی:
“خجالت بکشی” → شکل صحیح: «خجالت بکشی» (با «ک»؛ اما در فارسی معیار معمولاً «خجالت بکش» یا «خجالت بکشی» نوشته می‌شود).
“پناهنده‌ایم” → بهتر است با نیم‌فاصله: «پناهنده‌ایم».
“اون” → شکل محاوره‌ای «آن» است که در دیالوگ قابل قبول است.
ساختاری:
جمله اول: «لازم نیست خجالت بکشی» صحیح است.
جمله دوم: «ما هم پناهنده‌ایم» — ضمیر «هم» جایگاهش صحیح است.
جمله سوم: «هر چقدر سعی کردیم تو اون دنیای بالا دووم بیاریم نشد» — ساختار «هر چقدر… نشد» درست است، اما «تو اون دنیای بالا» کمی عامیانه است.
متن:
“سرش را با شرمندگی پایین انداخته و ادامه داد.”
املایی:
“شرمندگی” → صحیح است (یا «شرمساری»).
“پایین انداخته” → همان بحث نیم‌فاصله: «پایین‌انداخته».
نگارشی:
این جمله می‌تواند با ویرگول از دیالوگ قبل جدا شود یا در پاراگراف جدا بیاید.
از نظر نشانه‌گذاری مشکلی ندارد
متن:

“- زن و بچم گرسنن دو شیفت هر روز کار می‌کردم و به زور می‌تونستم حداقل هارو فراهم کنم تا اینکه صاحب خونه تصمیم گرفت. مبلغی علاوه بر رهن به عنوان اجاره برای سال جدید ازمون بگیره.”
املایی:
“بچم” → بهتر است «بچه‌ام» نوشته شود.
“گرسنن” → شکل محاوره‌ای «گرسنه‌اند» است. در دیالوگ قابل قبول است.
“می‌کردم” → صحیح است.
“می‌تونستم” → شکل محاوره‌ای «می‌توانستم» است.
“هارو” → شکل محاوره‌ای «ها را» است. بهتر است در نوشتار رسمی‌تر دیالوگ، از «حداقل‌ها را» استفاده شود.
متن:
“صدایش لرزان شد لرزشی توام از خشم و نومیدی.”
املایی:
“لرزان” → صحیح است.
“توام” → بهتر است «آمیخته» یا «توأم» (با همزه) نوشته شود.
نگارشی:
بین «شد» و «لرزشی» نیاز به ویرگول یا نقطه‌ویرگول است: «صدایش لرزان شد؛ لرزشی توأم از خشم و نومیدی.»
متن:
“خوشبختانه سنشان آنقدر کم بود که با تمرکز روی بازی متوجه تراژدی حاکم بر فضا نشوند.”
املایی:
“خوشبختانه” → صحیح است.
“سنشان” → بهتر است با نیم‌فاصله: «سن‌شان».
“آنقدر” → صحیح است.
“تراژدی” → صحیح است (یا «تراژدی»).
نگارشی:
جمله با نقطه پایان یافته که صحیح است.
قبل از «که» نیازی به ویرگول نیست.
متن شما:
«اگر نمیتونی پول رهنت رو بهت میدم و پاشو.»
املایی: «نمیتونی» → نمی‌تونی
نگارشی: دیالوگ است و بهتر است داخل گیومه بیاید.
متن شما:
«هه نیاز؟»
ارزیابی:
املایی: درست
نگارشی: برای نشان دادن لحن تمسخر بهتر است کمی واضح‌تر شود.
ساختاری: خوب است؛ واکنش احساسی شخصیت را نشان می‌دهد.
نسخه پیشنهادی:
«هه! نیاز؟»
علامت تعجب بذار.
متن شما:
«چه نیازی؟»
ارزیابی:
درست و تاثیرگذار
به عنوان تاکید احساسی خوب عمل می‌کند.
متن شما:
«به خدا نمی‌تونستم.»
ارزیابی:
املایی: نمی‌توانستم رسمی‌تر است.
در دیالوگ محاوره قابل قبول است.
«با اینکه بمن مربوط نبود ولی احساس شرمندگی‌ای می‌کردم که می‌خواستم لااقل با گوش دادن به درد و دل هایش دینم را ادا کرده باشم.»
ارزیابی:
املایی:
«بمن» → به من
«لااقل» → لااقل یا دست‌کم
«درد و دل هایش» → درد و دل‌هایش
نگارشی: بهتر است ویرگول اضافه شود.

نسخه پیشنهادی:
«با اینکه به من مربوط نبود، ولی احساس شرمندگی می‌کردم؛ انگار باید دست‌کم با گوش دادن به درد و دل‌هایش دینم را ادا می‌کردم.»

این شماره تنها راهمه. نمیدونم کی و کجا توی جیبم گذاشته.»
«نمیدونم» → «نمی‌دانم» (یا محاوره: «نمی‌دونم»)
جمله‌ها خوب و روشن هستند.
پیشنهاد:
«این شماره تنها راهمه. نمی‌دانم کی و کجا آن را در جیبم گذاشته.»


ولی وقتی زنگ زدم گفتن که بدون هزینه و فقط درازای چند ساعت همکاری روزانه تو مترو از خودم و خانوادم نگهداری می‌شه.»
«در ازای» درست است، نه «درازای»
«گفتن» → «گفتند»
جمله طولانی و نیازمند نشانه‌گذاری است.
پیشنهاد:
«اما وقتی زنگ زدم، گفتند بدون هزینه و فقط در ازای چند ساعت همکاری روزانه در مترو، از من و خانواده‌ام نگهداری می‌شود.»
با چشمانی غرق در اشک بمن خیره شد و گفت.»
«بمن» → «به من»
جمله کامل است ولی پایانش انتظار نقل‌قول دارد.
پیشنهاد:
«با چشمانی غرق در اشک به من خیره شد و گفت:»
«نمی‌خواستم ساکت بمانم اما قبل از اینکه زبان بگشایم یک نفر از مامورین مترو رو به رویم ایستاده بود.»
مشکلات:
جمله طولانی است
«رو به رویم» → «روبرویم» یا «روبه‌رویم»
«ـ اما نداره برادر پاشو پاشو خدا خیرت بده برو بیرون ما به اندازه کافی خسته هستیم اذیتمون نکن.»
مشکلات:
جمله بسیار فشرده است
چند جمله باید جدا شوند.
پیشنهاد:
«ـ اما نداره، برادر. پاشو، پاشو. خدا خیرت بده برو بیرون؛ ما به اندازهٔ کافی خسته‌ایم. اذیتمون نکن.»
«دور آرنجم را گرفت بلندم کرد و به سمت پله‌ها هلم داد.»
«هلم داد» درست است
بهتر است بین افعال ویرگول بیاید.
پیشنهاد:
«دور آرنجم را گرفت، بلندم کرد و به سمت پله‌ها هلم داد.»
«هم‌نامم بالای پله ها نزدیک باجه بلیط منتظر بود.»
املایی:
«پله ها» → «پله‌ها»
«ذهنم آنقدر درگیر داستان آن مرد بود که تا بیرون ایستگاه مقاومی در برابر هل دادن‌های توام با خشونت مامور نشان ندادم.»
«آنقدر» → «آن‌قدر»
«توام» → «توأم»

جمع‌بندی کوتاه درباره این پارت:
نکات مثبت:
صحنه‌پردازی خوب و سریع
حس عجله و فشار مأموران منتقل می‌شود
پیوند ذهنی راوی با مرد فقیر خوب حفظ شده
 
پارت جدید:
«در مسیر برگشت از در‌های بسته‌ی دفتر سرگرد، پاهایم از شدت عصبانیت کاشی‌های لق کف راهرو را به ناله می‌انداختند.»
«می‌انداختند» → «می‌انداخت» (فاعل: پاهایم = جمع → اما در فارسی معمولاً مفرد می‌آید: پاهایم… می‌انداخت)
نسخه پیشنهادی:
«در مسیر برگشت از درهای بستهٔ دفتر سرگرد، پاهایم از شدت عصبانیت کاشی‌های لق کف راهرو را به ناله می‌انداخت.»
«از پله‌ها با عجله پایین آمده و چشمانم به راحتی آن دراز اتو کشیده را یافت.»
«دراز اتو کشیده» → بهتر: «آن مرد دراز و اتوکشیده»
«پایین آمده» → «پایین آمدم»
نسخه پیشنهادی:
«از پله‌ها با عجله پایین آمدم و چشمانم به‌راحتی آن مرد دراز و اتوکشیده را یافت.»
«به سمتش رفتم شانه‌اش را گرفته و به کنجی خلوت راهی‌اش کردم.»
جمله نیاز به ویرگول
نسخه درست‌تر:
«به سمتش رفتم، شانه‌اش را گرفتم و به کنجی خلوت راهی‌اش کردم.»
«چهره اش با دیدن جدیت من منزلگه خنده‌ای شد که در مخفی نگه داشتنش تقلا می‌کرد.»
«چهره اش» → «چهره‌اش» با نیم‌فاصله
«بابا من دیروز یچیزایی فهمیدم.»
«یچیزایی» → «یه چیزایی»
«اومدم برم گزارش بدم می‌بینم نیستش مرتیکه.»
«اومدم برم» → محاوره‌ای اوکی
«نیستش» → «نیست» کافی است
پیشنهاد: «می‌بینم نیست، مرتیکه.»
«همینطور که داشت با ذره ذره خالی کردن خنده‌اش حرص مرا در می‌آورد…»
«همینطور» → «همین‌طور»
«ذره ذره» → «ذره‌ذره»
«…دست من از روی شانه‌اش سر خورد و با انداختن دستش دور گردنم اخم و جدیت چهره‌ام را نیز در هم شکست.»
جمله خیلی طولانی و مبهم
اصلاح پیشنهادی:
«…دستم از روی شانه‌اش سر خورد و وقتی دستش را دور گردنم انداخت، اخم و جدیتم هم شکست.»
تا سه روز دیگم نمیاد.»
«دیگم» → «دیگه‌م» یا «دیگه هم»
پیشنهاد درست‌تر: «تا سه روز دیگه هم نمیاد.»
«امروز انگار دوره ماهانته.»
«ماهانته» → «ماهانه‌ته»
اما چون اشاره به پریود زنانه است، محاوره روشن:
«انگار امروز دورهٔ ماهانه‌ته.»
«…سمت خودش را که به سمت خیابان و خلاف در حیاط کلانتری بود کمی پایین داد…»
«خلاف در حیاط» → «خلافِ درِ حیاط» یا بهتر بازنویسی شود
پیشنهاد: «که سمت خیابان بود و نه حیاط کلانتری»
«انگشتان دستش را مانند روانشناسان گران قیمت…»
«روانشناسان» → «روان‌شناسان»
«گران قیمت» → «گران‌قیمت»
«قصد داشتن تو مترو ساکن شن.»
«شن» → «بشن»
«…معمور مترو اومد انداختم بیرون.»
«معمور» → «مأمور»
«اومد انداختم» → «اومد، انداختمون بیرون.»
«طرف از بدبختیاش…»
«بدبختیاش» → «بدبختی‌هاش»
«با ضربتی پشتش را به صندلی دوخت…»
«ضربتی» → «ضربه‌ای» مناسب‌تر است.
«سکوت فانی حاکم…»
«فانی» غلط معنایی
احتمالاً: «سکوت سنگین» یا «سکوت کوتاه»
«آنها خیلی محافظه کارانه…»
«محافظه کارانه» → «محافظه‌کارانه»
«نمی تونیم با خودمون ببریما…»
«نمی تونیم» → «نمی‌تونیم»
«ببریما» → «ببریما» (درست است چون محاوره است)
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: serino
پارت جدید:
داخل بزرگترین کلانتری منطقه ده، در دفتر جناب سروان منتظر نشسته بودم.

بزرگترین → بزرگ‌ترین
«در، دیوار و پنجره‌های مدرن، اینجا را بیشتر به یک کلینیک دندان پزشکی شیک شبیه کرده بود.»
بهتر: دندان‌پزشکی
✓ برعکس کلانتری ما، که انگار پناهگاه بتنی دفن شده‌ای بوده که باستان شناسان با جارو آنرا از دل خاک بیرون کشیده‌اند
باستان شناسان → باستان‌شناسان

آنرا → آن را
« و تنها تزئینات موجود آثار حکاکی شده‌ی بازماندگان باستانی ایست»
ایست: است
ذوق هنریشان
✓بهتر: ذوق هنری‌شان
«چیشد؟ چیزی دست گیرت شد؟»
✓ دست گیرت → دستگیرت
«وقتی بحث کار در میان باشد جدیتش جایی برای لحن همیشه سرخوش و شوخ طبعش باقی نمی‌گذارد.»
✓ شوخ طبعش → شوخ‌طبعش
 
آخرین ویرایش:
بغیر از پارت اخر بقیه ویرایشاشون تکمیل شد جا داره از نظارت دقیقو دلسوزانه تون تشکر کنم. واقعا ممنونم که اینهمه وقت میگذارید کمک می‌کنید به بهبود اثر من و واقعا خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم.
دو پارت جدید دیگم ارسال شد ولی عجله ای در تحویل گرفتن نظارتشون ندارم.
بازمسپاس عظیم از اینهمه دقت و مهارت و کمک به تقویت متن.
نظراتتون برام ارزشمند و مفید بود مرسی
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
بغیر از پارت اخر بقیه ویرایشاشون تکمیل شد جا داره از نظارت دقیقو دلسوزانه تون تشکر کنم. واقعا ممنونم که اینهمه وقت میگذارید کمک می‌کنید به بهبود اثر من و واقعا خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم.
دو پارت جدید دیگم ارسال شد ولی عجله ای در تحویل گرفتن نظارتشون ندارم.
بازمسپاس عظیم از اینهمه دقت و مهارت و کمک به تقویت متن.
نظراتتون برام ارزشمند و مفید بود مرسی
خواهش میکنم وظیفست قلمتون مانا باشه
 
عقب
بالا پایین