نظارت همراه ترجمه رمان دوران پس از درمان | ناظر: MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

serena

مدیر تالار نظارت+ مترجم آزمایشی+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ناظر ارشد آثار
ناظر همراه
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
968
پسندها
پسندها
5,757
امتیازها
امتیازها
348
سکه
3,306
نویسنده عزیز، از اینکه انجمن کافه نویسندگان را برای ارتقای قلم خود و انتشار آثار ارزشمندتان انتخاب کردید، نهایت تشکر را داریم.
لطفا پس از هر پارت گذاری در گپ نظارت اعلام کنید. تعداد مجاز پارت در روز ۱۰ پارت می باشد. در غیر این صورت جریمه خواهید شد.
پس از هر ده پارت، رمان شما باید طبق گفته های ناظر ویرایش گردد وگرنه رمان قفل می شود.
پس از ویرایش هر پستی که ناظر در این تاپیک ارسال کرده است، آن را نقل قول زده و اعلام کنید که ویرایش انجام شده است.
از دادن اسپم و چت بی مربوط جدا خودداری کنید
مترجم: @serino
ناظر: @melorin
 

مترجم عزیز لطفا بعد از پارت گذاری اثر،اینجا اعلام فرمایید.
 
خب بنام خدا
باتوجه به سبکتون، سبک رسمی ـ محاوره ای هست.
پس دیالوگ رسمی و مونولوگ ها محاوره‌ای هستند.
نلا تلاش می‌کرد به صدها انسانی که در نزدیکی‌اش در حال فاسد شدن و غرق خواب بودند فکر نکند ❌ →
نلا تلاش می‌کرد به صدها انسانی که در نزدیکی‌اش در حال فاسد شدن و غرق خواب بودند، فکر نکند ✓
ویز ویز ❌ → ویزویز ✓
گوش خراش ❌ → گوش‌خراش ✓
اینطرف و آنطرف ❌ → این‌طرف و آن‌طرف ✓
روزسرنوشت ساز ❌ → روز سرنوشت‌ساز ✓
دفرچه‌اش ❌ → دفترچه‌اش ✓
آنطرف‌ تر ❌ → آن‌طرف‌تر ✓
لحظه‌اییه ❌ → لحظه‌ای است ✓
خانم‌ها و آقایون ❌ → خانم‌ها و آقایان ✓
لحظه‌اییه ❌ → لحظه‌ای است ✓
تیر‌های خواب آور ❌ → تیرهای خواب‌آور ✓
بی ادبی ❌ → بی‌ادبی ✓
تحرک کوچکی در ناحیه، چشمانش را ربود ❌ →
تحرک کوچکی در آن ناحیه چشمانش را ربود ✓
 
پارت دو:
بی قراری ❌ → بی‌قراری ✓
برهم زننده‌ای ❌ → برهم‌زننده‌ای ✓
خانه دار‌ها ❌ → خانه‌دارها ✓
مراقبت های ❌ → مراقبت‌های ✓
یکدفعه ❌ → یک‌دفعه ✓
پیچ و تاب ❌ → پیچ‌وتاب ✓
فیلم برداری ❌ → فیلم‌برداری ✓
پولک مانند ❌ → پولک‌مانند ✓
تنگ شدن صدای سرباز ❌ → تنگ شدنِ صدای سرباز ✓
میلرزید ❌ → می‌لرزید ✓
مدت طولانی ای ❌ → مدت طولانی‌ای ✓
تودی‌ عظیمی ❌ → تودهٔ عظیمی ✓
 
پارت سه:
در هم شکستن ❌ → درهم‌شکستن ✓
سمباده ❌ → سنباده ✓
سفت و سخت ❌ → سفت‌وسخت ✓
ببیشتر ❌ → بیشتر ✓
همش ❌ → همه‌اش ✓
هیچکدومش ❌ → هیچ‌کدومش ✓
خواب نمیدیدم ❌ → خواب نمی‌دیدم ✓
سر پا ❌ → سرپا ✓
هشدار‌‌های ❌ → هشدارهای ✓
گ
لنگ لنگان ❌ → لنگ‌لنگان ✓
تردد کردند ❌ → تردید کردند ✓
سر نیزه‌های مستقر شده ❌ → سرنیزه‌های مستقرشده ✓
مات و مبهوت ❌ → مات‌ومبهوت ✓
فیلم گرفتن ❌ → فیلم‌گرفتن ✓
جنب و جوشی ❌ → جنب‌وجوشی ✓
آرام آرام ❌ → آرام‌آرام ✓
دست و پایشان ❌ → دست‌وپایشان ✓
خاظرات ❌ → خاطرات ✓
اینگونه ❌ → این‌گونه ✓
من یکمیش ویرایش کردم خودتونم چک کنید یه سری جاها مونده.
ساختار جمله‌ها:
جمله‌ها عموماً روان‌اند.
فعل‌ها درست چیده شده‌اند.
دیالوگ‌ها طبیعی‌اند.
نقاط قابل‌بهبود دقیق:
گاهی جمله‌ها طولانی‌تر از حد لازم می‌شوند.
مثال:
«نلا دید که کل پرسنل نظامی اسلحه‌هایشان را محکم‌تر گرفتند.»
می‌تواند روان‌تر شود:
«نلا دید تمام نیروهای نظامی اسلحه‌هایشان را محکم‌تر گرفتند.»
 
پاراگراف اول
باچشمانی ❌ → با چشمانی ✓
شیشه ای ❌ → شیشه‌ای ✓
برفابه‌های ❌ → برف‌آبه‌های ✓
جلوی بروز حس سرما و لرز در بدنش را گرفت ✓
سر سخت‌تر ❌ → سرسخت‌تر ✓
مرد بغل دستی ❌ → مرد بغل‌دستی ✓
زخم عمیق و برجسته‌ی ❌ → زخم عمیق و برجستهٔ ✓
زخم‌ههای ❌ → زخم‌های ✓
بخاطر ❌ → به‌خاطر ✓
راهروی آبی بلند ❌ → راهروی بلند آبی ✓
بیشتر غلط‌ها مربوط به نیم‌فاصله‌هاست.
جمله:
«نلا سعی کرد هنگام وارد شدن لیز نخورد.»
از نظر ساختاری جمله کمی تخت و خبری است و حس صحنه را منتقل نمی‌کند.
✓ پیشنهاد: «نلا هنگام وارد شدن، با احتیاط قدم گذاشت تا لیز نخورد.»
جمله
«جلوی بروز حس سرما و لرز در بدنش را گرفت، زیرا چاره‌ای نداشت جز اینکه خودش را مسن‌تر و سرسخت‌تر از آنچه احساس می‌کرد هست نشان‌دهد.»
دو مفهوم متفاوت هم‌زمان مطرح شده‌اند: سرما و نیاز به جدی‌بودن. این باعث کاهش ریتم می‌شود.
✓ پیشنهاد: جمله را دو بخش کن:
«جلوی لرزی که در بدنش افتاده بود را گرفت. باید خودش را مسن‌تر و سرسخت‌تر از آنچه بود نشان می‌داد.»
«مرد بغل‌دستی خیلی غیرطبیعی بلند بود…»
عبارت «خیلی غیرطبیعی بلند» از نظر ساختاری دقیق نیست؛ دو قید پشت‌سرهم و مبهم.
✓ «قد مرد به‌شکل غیرطبیعی بلند بود…»
«آقای کورتلن دستش را به سمت راهروی بلندِ آبی دراز کرد.»
ساختار تصویری درست است، اما ترتیب ویژه بهتر می‌شود.
✓ «آقای کورتلن به راهروی بلندِ آبی اشاره کرد.»
در کل:
✓روایت پیوسته و قابل دنبال‌کردن است.
✓ گفت‌وگوها طبیعی‌اند.
✓ صحنه‌پردازی (برف/ورودی/قد مرد) تصویر می‌سازد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت
✗ آقای کورتلن خیلی واضح چشمانش را چرخاند و از حسگر رد شد و درجا آژیرش فعال شد.
پیشنهاد: جمله طولانی است؛ بهتر:
«آقای کورتلن خیلی واضح چشمانش را چرخاند. از حسگر رد شد و درجا آژیر فعال شد.»
✗ رابرت بین گرفتن فلزیاب نقره‌ای از دست او و نگه داشتن تفنگش بلاتکلیف مانده بود.
پیشنهاد: «بین گرفتن… و نگه داشتن…» بهتر است:
«رابرت بین گرفتن فلزیاب نقره‌ای از دست او و نگه‌داشتن تفنگش، بلاتکلیف مانده بود.»
ویرگول رعایت شود.
✗ «میدونی چیه فرنک. دیگه همین روزا وقتشه که اونو درش بیاری.»
پیشنهاد:
«میدونی» → «می‌دونی»
«فرنک» نیازمند ویرگول:
«می‌دونی چیه، فرنک؟ دیگه همین روزاست که وقتشه اونو دربیاری.»
✗ «دکتر گفته که فعلاً بهتره درش نیارم. لااقل تا وقتی که یکی دوباره شروع به تولید انتی بیوتیک بکنه. علاوه بر اون…»
پیشنهاد: «انتی بیوتیک» → «آنتی‌بیوتیک»
✗ «خانمم این رو بمن داد. قبل از اونکه… میدونی دیگه.»
پیشنهاد:
«بمن» → «به من»
«میدونی» → «می‌دونی»
✗ «جیزس فرنک من شرمندم.»
پیشنهاد:
نیاز به ویرگول: «جیزس، فرنک… من شرمندم.»
✗ آقای کورتلن داشت در حضور نگاه مظطربِ تری دکمه‌های ژاکتش را می‌بست.
پیشنهاد: «مظطرب» → «مضطرب»
✗ استان کیف نلا را به او حویل داد.
پیشنهاد: «حویل» → «تحویل»
✗ «آقای کورتلن صبر کنید لطفا. بهترین راه برای اینکه بتونم مدرک موصقی از سلامت روان متهمان بدست بیارم اینه که اول شخصاً باهاشون ارتباط بگیرم. می‌دونم که موظف نیستید این رو قبول کنید. ولی ممنون می‌شم اگر موافقت کنید. چیز دیگه‌ای هم هست که برای این چند جلسه‌ی اول ِکاری نیاز به شفاف‌سازی داشته باشه؟»
اصلاحات:
«لطفا» → «لطفاً»
«مدرک موصقی» → «مدرک مُوثّقی»
«بدست» → «به‌دست»
«بتونم» → «بتونم» محاوره‌ای قابل قبول.
نیاز به ویرگول‌های کمکی:
«آقای کورتلن، صبر کنید لطفاً. بهترین راه برای این‌که بتونم مدرک موثقی از سلامت روان متهمان به‌دست بیارم، اینه که اول شخصاً باهاشون ارتباط بگیرم.»
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت بعدی:
✗ ابروهایش را در حال تمرکز، اندکی در هم فشرد.
پیشنهاد: «ابروهایش را در حال تمرکز اندکی در هم فشرد.» (ویرگول اضافه بود)
✗ «در واقع به شکل چشمگیری آدم صبوریه تو سوال جواب دادن.»
پیشنهاد: «در واقع، به شکل چشمگیری آدم صبوریه در سؤال‌وجواب.» (ویرگول، نیم‌فاصله، اصلاح ساختار)
✗ «فکر کنم اگر از شونه راستش بلند شده باشه باهات خوش اخلاق باشه.»
پیشنهاد: «فکر کنم اگر از شونهٔ راستش بلند شده باشه، باهات خوش‌اخلاق باشه.» (ویرگول، «خوش‌اخلاق» با نیم‌فاصله)
✗ «طبعاً فرض رو بر این می‌زارم که اونقدر باهوش هستی تا سوالای خیلی احمقانه ازش نپرسی.»
پیشنهاد: «طبعاً فرض رو بر این می‌ذارم که اون‌قدر باهوش هستی که سؤالای خیلی احمقانه ازش نپرسی.» (املای «می‌ذارم»، «اون‌قدر»، «سؤال»، حذف «تا»)
✗ «مثل : “مزش چجوریه؟” یا “بغیر از تیر خوردن توی سر هیچ جور دیگه‌ای نمیشه کشتت؟”»
پیشنهاد:
«مثل: “مزش چجوریه؟” یا “بغیر از تیر خوردن توی سر، هیچ جور دیگه‌ای نمی‌شه کشتت؟”»
(اصلاح فاصله قبل از دو نقطه، «نمی‌شه»، ویرگول بعد «سر»)
✗ «و تورو جون هرچیزی که ازش میترسی، بهش نگو زامبی.»
پیشنهاد: «و تورو به‌جون هرچیزی که ازش می‌ترسی، بهش نگو زامبی.» (نیم‌فاصله، «می‌ترسی»)
✗ «خانم کونلی چطور؟»
پیشنهاد: «خانم کونلی، چطور؟» (ویرگول برای خطاب)
✗ نلا دید که با گفتن این حرف لبخند از صورت او محو کرد.
پیشنهاد: «نلا دید که با گفتن این حرف، لبخند را از صورت او محو کرد.» (جاافتادگی مفعول)
✗ «من… من مشاور حقوقی خانم کونلی نیستم. فکر نکنم چیز بدرد بخوری بدونم.»
پیشنهاد: «من… مشاور حقوقی خانم کونلی نیستم. فکر نکنم چیز به‌دردبخوری بدونم.» (نیم‌فاصله)
✗ نلا دوست نداشت اعتراف کند که توی عکساش حتی جذاب هم بود.
پیشنهاد: «نلا دوست نداشت اعتراف کند که توی عکس‌هاش حتی جذاب هم بود.» («عکس‌هاش»)
✗ سعی کرد عکس را با مردی که روپوش به تن نزدیگ میز پلاستیکی در امن ترین زندان روی زمین ایستاده تطبیق دهد.
پیشنهاد: «سعی کرد عکس را با مردی که روپوش به تن، نزدیک میز پلاستیکی در امن‌ترین زندان روی زمین ایستاده بود، تطبیق دهد.» (اصلاح «نزدیگ»، ویرگول‌ها، «ایستاده بود»)
✗ هشت سال از درمان و احتمالا ده سال از زمانی که این عکس گرفته شده می‌گذره.
پیشنهاد: «هشت سال از درمان و احتمالاً ده سال از زمانی که این عکس گرفته شده می‌گذره.» (اصلاح «احتمالاً»)
✗ بعد گذشت اینهمه سال هنوز کمبود وزن داشت و موهای سفیدش در نقاطی کم پشت شده بود.
پیشنهاد: «بعد از گذشت این‌همه سال هنوز کمبود وزن داشت و موهای سفیدش در نقاطی کم‌پشت شده بود.» (افزودن «از»، نیم‌فاصله)
✗ سرشانه‌هایش مثل یک پوست خشک شده دور گردنش پیچ خورده بود.
پیشنهاد: «سرشانه‌هایش مثل یک پوست خشک‌شده دور گردنش پیچ خورده بود.» (نیم‌فاصله)
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت آخر:
✗ «دکتر پازو ایشون دکتر رایدر هستند. روانشناس منصوب شده از طرف دادگاه.»
پیشنهاد: «دکتر پازو، ایشون دکتر رایدر هستند؛ روان‌شناس منصوب‌شده از طرف دادگاه.» (ویرگول، نیم‌فاصله)
✗ «دستی را دراز کرد که تنها کمی بیشتر از یک چنگک پوشیده‌ شده با لایه‌ای نازک از پوست بود.»
پیشنهاد: «دستی را دراز کرد که تنها کمی بیشتر از یک چنگکِ پوشیده‌شده با لایه‌ای نازک از پوست بود.» (نیم‌فاصله‌های درست)
✗ نلا سعی کرد با ملایمت دست دهد غافل از اینکه مشت او خلاف ظاهرش به طرز معجزه آسایی قدرتمند بود.
پیشنهاد: «نلا سعی کرد با ملایمت دست دهد، غافل از این‌که مشت او برخلاف ظاهرش به‌طرز معجزه‌آسایی قدرتمند بود.» (ویرگول، خلاف/برخلاف، نیم‌فاصله)
✗ آقای کورتلن کنار او و نلا رو به رویشان نشست.
پیشنهاد: «آقای کورتلن کنار او و نلا، روبه‌روی‌شان نشست.» (نیم‌فاصله)
✗ «بتونه روایت قابل‌اعتمادی از رویدادهایی که منجر به همه‌گیری دسامبر شد، دریافت کنه.»
پیشنهاد: «بتونه روایتِ قابل‌اعتمادی از رویدادهایی که منجر به همه‌گیریِ دسامبر شد دریافت کنه.» (نیم‌فاصله، ویرگول غیرضروری حذف)
✗ او دست به سینه به عقب تکیه داد.
پیشنهاد: «او دست‌به‌سینه به عقب تکیه داد.» (نیم‌فاصله)
✗ «خب. تو یک ورژن بی‌عیب و نقص از گوستاو گیلبرت نیستی؟»
پیشنهاد: «خب… تو یک ورژنِ بی‌عیب‌ونقص از گوستاو گیلبرت نیستی؟» (نیم‌فاصله، سه‌نقطه مناسب‌تر)
✗ «فکر نمی‌کنم دنیا گول یک البرت اسپیر دیگه رو بخوره دکتر پازو.»
پیشنهاد: «فکر نمی‌کنم دنیا گولِ یک البرت اِسپیرِ دیگه رو بخوره، دکتر پازو.» (ویرگول خطاب، املای «اسپیر»)
✗ «آروم باش دکتر. هیچ چیز غیرمنتظره‌ای در کار نیست.»
پیشنهاد: «آروم باش، دکتر. هیچ‌چیزِ غیرمنتظره‌ای در کار نیست.» (نیم‌فاصله)
✗ «اول اینکه وکیلم آقای کورتلن باید در تعاملات ما حضور داشته باشه.»
پیشنهاد: «اول این‌که وکیلم، آقای کورتلن، باید در
تعاملات ما حضور داشته باشه.» (ویرگول‌ها)
✗ صدایش گوش خراش شد.
پیشنهاد: «صدایش گوش‌خراش شد.» (نیم‌فاصله)
 
«نکته سوم اینکه ما به تمام سوالاتتون خواهیم پرداخت.»
«سوالاتتون» → «سؤالاتتون»
✓نسخه درست: «نکتهٔ سوم این‌که ما به تمام سؤالاتتون خواهیم پرداخت.»
«بهتون تضمین میدم هرچقدر که این ملاقات‌ها برای شما نا‌خوشایند باشه برای من ده برابر بد‌تر خواهد بود.»
«تضمین میدم» → «تضمین می‌دم»
✓نسخهٔ درست: «بهتون تضمین می‌دم هرچقدر این ملاقات‌ها برای شما ناخوشایند باشه برای من ده برابر بدتر خواهد بود.»
«خیلی خوب. چیز دیگه‌ای هم هست دگتر پازو؟»
✓ «دگتر» → «دکتر»
«خب نه یه نیاز ولی به عنوان یه درخواست با چند تا کتاب خیلی حال خواهم کرد.»
بهتر: روان‌تر
اصلاح پیشنهادی: «خب نه به‌عنوان نیاز، ولی به عنوان یه درخواست با چندتا کتاب خیلی حال می‌کنم.»
«نلا نگاهی هیران به آقای کورتلن انداخت.»
«هیران» → «حیران»
«چرا اجازشو دارم ولی خب آدماییو ندارم که مخصوصا بخاطر قرض گرفتن کتاب برا من تا کتابخونه مسابقه بدن.»
«اجازشو» → «اجازه‌شو»
«آدماییو» → «آدمایی رو»
«بخاطر» → «به‌خاطر»
«برا من» → «برام» یا «برای من»
نسخه درست:
«چرا اجازه‌شو دارم ولی آدمایی رو ندارم که مخصوصاً به‌خاطر قرض گرفتن کتاب برای من تا کتابخونه مسابقه بدن.»
«ولی از آلان تا آینده‌ای مشخص…»
«آلان» → «الان»
«نزدیک ترین چیز»
«نزدیک ترین» → «نزدیک‌ترین»
«یه کاری به غیر از قدم زدن…»
«به غیر» → «به‌غیر»
«چند هفته دیگه هم اینطوری بگذره من هم…»

بهتر: «چند هفته دیگه هم این‌طوری بگذره، منم…
«من یکبار تو کل زندگیم دیوونه شدم.»
«یکبار» → «یک‌بار»
«وکیل بنظر نا‌مساعد می‌آمد.»
«بنظر» → «به‌نظر»
«مطمئنم که اینو توی دادگاه بهتون نگفتن، اما شما پنجمین روانشانسی هستید…»
«روانشانسی» → «روان‌شناسی»
«مهمان نوازی»
بهتر: «مهمان‌نوازی»
 
عقب
بالا پایین