نویسنده عزیز، از اینکه انجمن کافه نویسندگان را برای ارتقای قلم خود و انتشار آثار ارزشمندتان انتخاب کردید، نهایت تشکر را داریم.
لطفا پس از هر پارت گذاری در گپ نظارت اعلام کنید. تعداد مجاز پارت در روز ۱۰ پارت می باشد. در غیر این صورت جریمه خواهید شد.
پس از هر ده پارت، رمان شما باید طبق گفته های ناظر ویرایش گردد وگرنه رمان قفل می شود.
پس از ویرایش هر پستی که ناظر در این تاپیک ارسال کرده است، آن را نقل قول زده و اعلام کنید که ویرایش انجام شده است.
از دادن اسپم و چت بی مربوط جدا خودداری کنید.
به نام خدا نام رمان: هنگامههای خونین: خنیاگران تزویر
نویسنده: متین | کاربر انجمن کافه نویسندگان
ژانر: فانتزی، عاشقانه
ناظر: @melorin
خلاصه:
چهارصد و نود و نه سال از چیرگی ایزد زادگان بر مِلهانور گذشته و عصر آزگار رو به افول است. با کمرنگ شدن نور شبه خدایان، سایههایی از تزویر در دل جهان قد میکشند و نظمی کهن رو به فروپاشی میرود. مِلهانور در آستانهٔ عصری ناشناخته ایستاده؛ عصری که آیندهاش هیچ چشم اندازی جز ابهام و تهدید ندارد.
پ.ن: کلماتی که داخل گیومه بیان شده دیالوگ نیستن بلکه مونولوگها از زبان اول شخص هستن.
مقدمه:
✗ کسی که خواهان قدرت باشد، به هر عملی تن میدهد.
جمله از نظر معنا درست است؛ تنها یک ویرایش پیشنهادی برای روانتر شدن:
«کسی که خواهان قدرت باشد، به هر کاری تن میدهد.»
پیشنهاد: جمله درست است، اما برای هماهنگی لحن بهتر است «هر کاری» را به «هر عملی» ترجیح دهیم یا بالعکس. فعلاً ایراد قطعی ندارد.
✓ «در حالیکه زمزمهها همچو باد در سرتاسر پادشاهی سفر میکنند، شاهان تاجهایشان برای فرمان راندن بر سر مینهند.»
یک نکتهٔ نگارشی:
• «درحالیکه» با نیم فاصله نوشته میشود.
✗ «شمشیرها تنها داورانی هستند که بیطرف باقی ماندهاند؛ اما این تزویر است ژرفتر از شمشیر زخم میزند.»
دو اصلاح:
• جای «است» باید بعد از «تزویر» قرار بگیرد.
• «اما» بهتر است بدون ویرگول قبلش بیاید.
پیشنهاد: «شمشیرها تنها داورانی هستند که بیطرف باقی ماندهاند؛ اما این تزویر است که ژرفتر از شمشیر زخم میزند.»
✗ «هر کس باید بهای نامی را که بر دوش میکشد، بشناسد و بپردازد.»
کاملاً درست و روان است، فقط ویرگول داخلش اختیاریست. نگهداشتنش مشکلی ندارد.
متنت محتوای بسیار قدرتمند و فضاسازی درستی دارد؛ فقط چند نکتهی کوچک نیاز به اصلاح دارد تا روانی جملهپردازی و هماهنگی لحن درست شود.
پارت اول:
✗ «با این حال، چرخهای گاری ساییدهشده و حین حرکت، جیرجیر صدا میدادند.»
مشکل: «و» اضافی، مکث نادرست.
✗ «نفسِ عمیقی کشید و سپس، آرام و آهسته، هوایِ داغ را از بینیاش بیرون راند.»
ویرگول بعد از «سپس» بهتر حذف شود.
✗ «در یک آن به خودش آمد.»
درست است اما «در یک آن» → «در یک آنِ کوتاه» یا «یکباره» طبیعیتر است.
✗ «سوینا تمامِ قدرتش را جزم کرد.»
درست است اما «جزم کرد» معمولاً دربارهٔ «عزم» بهکار میرود.
پیشنهاد: «تمامِ قدرتش را جمع کرد» یا «عزمش را جزم کرد.»
✗ «گوشهی لباسِ سفید و خیسش را بالا کشید، خنجری را که در زیرِ بندِ شلوارِ خاکستریاش جاساز کرده بود را بیرون کشید و به سمتِ خواهرش دراز کرد.»
یک «را» اضافی و جمله طولانیست.
پیشنهاد:
«گوشهی لباسِ سفید و خیسش را بالا زد، خنجری را که زیرِ بندِ شلوارِ خاکستریاش جاساز کرده بود،بیرون کشید و به سمتِ خواهرش دراز کرد.»
پارت دوم:
✗ خنجر ردپای ظریف و نازکی از خون بر جای گذاشت.
پیشنهاد: «بر جای گذاشت» → نقطهی اضافی بعد از «گذاشت» برداشته شود (نیمفاصله اشتباه).
✗ خنجر ردپای ظریف و نازکی از خون بر جای گذاشت.
پیشنهاد: «بر جای گذاشت» → نقطهی اضافی بعد از «گذاشت» برداشته شود (نیمفاصله اشتباه).
✗ ـ دربارهاش تو کتابها خوندم، برادر.
بهتر: «خوندم» → «خوندم» املایی درست است ولی «خواندم» رسمیتر است. انتخاب سبکی است.
✗ ـ تا به حال کسی نبوده که یک چشمبند دیده و زنده مونده باشه.
پیشنهاد نگارشی: «زنده مونده باشه» → از نظر سبک محاورهای درست است، اما اگر متن رسمیتر باشد: «زنده مانده باشد». در این بخش چند ضعف دیده میشود: گاهی ریتم جملهها ناپایدار میشود؛ چند جملهی کوتاه پشتهم و سپس جملههای بلندِ چندبخشی میآید و هماهنگی آهنگ نثر را کمی برهم میزند. برخی مکثها و تکرارها («باورم نمیشه… باورم نمیشه»، «دستهاش… دستهاش») از نظر روایی خوباند اما اگر زیاد شوند، از شدت اثرگذاری کم میکنند. در سطح نگارشی، متن تقریباً سالم است اما نیمفاصلههای ناهماهنگ و یکیدو مورد نشانهگذاری اشتباه دیده میشود. از نظر انسجام، توصیفهای دقیق و دیالوگهای پرتنش جذاباند، ولی حجم بالای توصیفهای پیاپی گاهی حرکت روایت را کند میکند و گذار میان توصیف، عمل و احساس همیشه نرم نیست. همچنین در برخی لحظات تغییر حالت احساسی شخصیتها کمی سریع رخ میدهد و میتوان با یک خط روایت درونی یا نشانهی احساسی، اتصال طبیعیتری ایجاد کرد.
پارت سوم:
✗ چهرهی وحشتزدهی سوینا، چیزی را در اعماق دل برادرش شکست و آتش خشم را در وجود برادرش شعلهور ساخت.
پیشنهاد: تکرار «برادرش» پشتسر هم سنگین است.
بهتر: «…چیزی را در اعماق دل او شکست و آتش خشم را در وجودش شعلهور ساخت.»
✗ صدایش غمگین شد، اما غضب همچنان او را در آغوش گرفته بود.
پیشنهاد: “غمگین شد” کمی محاورهای است، ولی از نظر نگارشی ایرادی ندارد. اگر رسمیتر بخواهی: «غمآلود شد.»
✗ اما هیچوقت حواسم به عواقب کاری که میکردم، نبود.
پیشنهاد: ویرایش روانتر: «اما هیچوقت حواسم به عواقب کاری که میکردم نبود.» این بخش از نظر معنا و تصویرسازی قوی است، اما چند ضعف ظریف دارد: گاهی تکرارهای پشتسرهم («برادرش»، «پلکهایش») باعث سنگینی ریتم و کاهش تنوع جمله میشود. برخی جملهها بیش از حد بلند هستند و با چند مکث یا نشانهگذاری بهتر میتوانند خواناتر شوند. از لحاظ نگارشی، جز چند مورد نیمفاصلهی ناهماهنگ و یکدو مورد مکثگذاری نامناسب مشکل جدی دیده نمیشود، اما در چند جمله لحن بین رسمی و محاورهای ثبات کامل ندارد و کمی نوسان ایجاد میکند. از نظر انسجام، مسیر احساسی لوسیان در مجموع درست پیش میرود، اما در چند بخش گذار از خشم به پشیمانی و سپس توضیحگویی میتوانست نرمتر و تدریجیتر باشد تا پیوستگی عاطفی متن بیشتر شود.
پارت جدید:
✗ به خودش دشنام داد که حالا چرا نمیتوانست بر احساساتش چیره شود و آنها را نادیده بگیرد.
دلیل: جمله طولانی و «چرا حالا» جابهجایی طبیعیتر دارد.
✓ به خودش دشنام داد که چرا حالا نمیتوانست بر احساساتش چیره شود و آنها را نادیده بگیرد.
✗ باعث شد بدن سوینا محکم به عقب کوبیده شود.
دلیل: «به عقب» بهتر است «به پشتی گاری» یا «به پشت» مشخص شود؛ اما از نظر نگارشی غلط نیست، فقط مبهم است.
اگر بخواهی:
✓ و بدن سوینا محکم به پشت گاری کوبیده شد.
✗ با وجود تکانهای شدید گاری، با زانو روی کف چوبی نیمخیز شد.
دلیل: دو «با» پشت سر هم آمدهاند.
✓ با وجود تکانهای شدید گاری، با زانو روی کف چوبی نیمخیز شد.
اگر روانتر بخواهی:
✓ با وجود تکانهای شدید گاری، روی زانو نیمخیز شد.
پارت جدید:
✗ لبخند نقشبسته در چهرهی سوینا، آرامشی را شامل حال لوسیان کرد.
✓ لبخندِ نقشبسته بر چهرهی سوینا، آرامشی به لوسیان بخشید.
✗ چرا که خواهرش دوباره میتوانست به چشمهای او نگاه کند، بیآنکه چشمهایش لبریز از ترس شود.
✓ چون خواهرش دوباره میتوانست به چشمهای او نگاه کند، بیآنکه نگاهش لبریز از ترس باشد.
✗ هرگز تحمل کارشکنی رو ندارم
✓ هرگز تحمل کارشکنی رو ندارم. (نقطه لازم بود)
✗ سوینا با ناله روی تختهی گاریچی نشست.
✓ سوینا با ناله روی تختهی گاریچی نشست. (نیمفاصله)
✗ احساس میکنم نشیمنگاهم خرد و خمیر شده.
✓ احساس میکنم نشیمنگاهم خرد و خمیر شده. (درست است، فقط نقطه اضافه شود)
✗ لوسیان نفس عمیقی کشید و با نگاه نافذ…
✓ لوسیان نفس عمیقی کشید و با نگاه نافذ… (حذف نیمفاصلهی اشتباه)
✗ ذهنش آشفته بود و در میان این آشفتگی به دنبال پاسخ میگشت.
✓ ذهنش آشفته بود و در میان این آشفتگی دنبال پاسخ میگشت. (روانتر)
✗ تند تند حرف میزد.
✓ تندتند حرف میزد. (ترکیب با نیمفاصله نوشته شود.)
✗ با پاهایش روی چوب گاری ضرب گرفت و شروع به جویدن ناخنهایش کرد.
✓ با پاهایش روی چوب گاری ضرب گرفته بود و ناخنهایش را میجوید. (زمان و هماهنگی افعال اصلاح باید شود)
✗ توی اون…
✓ توی اون… (نیازی به تغییر ندارد، فقط افزودن سهنقطه صحیح بود)
✗ ترس وجودش را در بر گرفته بود.
✓ ترس وجودش را دربرگرفته بود. (درستِ اما با نیمفاصله : «دربرگرفته»)
✗ خطی که از هر پانصد نفر، یک نفر میتونه به اون خط بنویسه و از هر هزار نفر، یک نفر میتونه به اون زبان حرف بزنه
✓ خطی که از هر پانصد نفر یک نفر میتونه به اون خط بنویسه و از هر هزار نفر یک نفر میتونه به اون زبان حرف بزنه. (ویرگولهای غیرضروری حذف شوند)
✗ با حرص، کفدستهایش را بر پیشانیاش کشید و عرق گرم را پاک کرد.
✓ با حرص کفدستهایش را بر پیشانیاش کشید و عرق گرم را پاک کرد. (ویرگول حذف شود)
✗ به روح مامانِ مهربونم سوگند میخورم که دارم راستشو میگم.
✓ به روح مامان مهربونم قسم میخورم که دارم راستش رو میگم.
(سوگند/قسم هر دو درستند، «قسم» رایجتر در دیالوگ. جداکردن «راستش رو» را رعایت کن.)
✗ با هر کلمه، انگشتش را با ضرب بر سینهی برادرش میکوبید.
✓ با هر کلمه انگشتش را با ضرب بر سینهی برادرش میکوبید. (حذف ویرگول + تصحیح نیمفاصله و اضافهی غیرضروری را رعایت کن).