نظارت همراه ترجمه کتاب تمام آن جرقه‌های کوچک | ناظر MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

serena

مدیر تالار نظارت+ مترجم آزمایشی+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ناظر ارشد آثار
ناظر همراه
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
967
پسندها
پسندها
5,744
امتیازها
امتیازها
348
سکه
3,301
نویسنده عزیز، از اینکه انجمن کافه نویسندگان را برای ارتقای قلم خود و انتشار آثار ارزشمندتان انتخاب کردید، نهایت تشکر را داریم.
لطفا پس از هر پارت گذاری در گپ نظارت اعلام کنید. تعداد مجاز پارت در روز ۱۰ پارت می باشد. در غیر این صورت جریمه خواهید شد.
پس از هر ده پارت، رمان شما باید طبق گفته های ناظر ویرایش گردد وگرنه رمان قفل می شود.
پس از ویرایش هر پستی که ناظر در این تاپیک ارسال کرده است، آن را نقل قول زده و اعلام کنید که ویرایش انجام شده است.
از دادن اسپم و چت بی مربوط جدا خودداری کنید.
مترجم: @آمـین
نویسنده: @melorin
 
مترجم عزیز بعد از پارت گذاری ترجمه تعداد پارت را دراین تاپیک اعلام کنید.
 
پارت اول:
ماه سپتامبر - زمان حال: ✗
در فارسی بهتر است:
ماه سپتامبر — زمان حال:
یا
سپتامبر – زمان حال:
پنی مارکس چشمهاشو تا جایی که می‌تونست محکم بست. ✗
اصلاح: چشم‌هاشو
شاید اگر بی حرکت در تخت قدیمی‌اش که با هر تکان صدای جیرجیر می‌داد، دراز می‌کشید هیچ‌کس نمی‌فهمید که او آنجاست. ✗
اصلاح: بی‌حرکت
او سعی کرد به یاد بیاره که سال گذشته، معلم کلاس هفتم‌اش، وقتی داشتند درباره‌ی مدیتیشن بعد ورزش حرف می‌زنند، دقیقاً چی گفته بود. ✗
بهتر: بیاره → بیاره / بیاره محاوره‌ای است، اما اگر متن محاوره‌ای باشد اشکالی ندارد.
فقط اصلاح ضروری: دقیقاً
یه چیزی درباره‌ی اینکه ی آروم و بی حرکت موندن کلید اصلیه. ✗
اصلاح:
یه چیزی درباره‌ی اینکه یه آروم و بی‌حرکت موندن کلید اصلیه.
(در محاوره «یه» درست‌تر است.)
یا نه پدر آوریل توی کلاس‌های آمادگی دینی وقتی داشت در مورد دعا کردن حرف می‌زد این رو گفته بود؟ ✗
بهتر:
یا نه، پدر آوریل توی کلاس‌های آمادگی دینی وقتی داشت دربارهٔ دعا کردن حرف می‌زد این رو گفته بود؟
به هر حال مهم بی حرکت بودنه. ✗
اصلاح: بی‌حرکت
توجهش رو به صدای پرهیاهو و شلوغ پلوغ ترافیک پاریس، بیرون از پنجره‌ی آپارتمان، داد. ✗
بهتر: شلوغ‌پلوغ
اینطور نبود که واقعا بخوان بدون اون برن. ✗
اصلاح: واقعاً
و پنی سروصدای معمول پدر و دو تا برادرش رو می‌شنید که در حال پوشیدن کفش و سوییشرت‌هاشون و برداشتن کیف پول و کلید‌ها بودند. ✗
اصلاح:
دوتا
کیف‌پول
کلیدها
حتی صدای ناسزا گفتن برادرش به خاطر افتادن گوشیش و مادرش که داشت باعصبانیت به خاطر فحش دادن متیو، دعواش می‌کرد. ✗
اصلاح:
گوشی‌اش
با عصبانیت
✅ جمع‌بندی اصلاح‌های مهم:

کلمات یا نیم‌فاصله‌های نادرست:
چشمها → چشم‌ها
بی حرکت → بی‌حرکت
ی → یه
شلوغ پلوغ → شلوغ‌پلوغ
خردشدن → خرد شدن
کنن → کنند (اختیاری)
واقعا → واقعاً
بردارش → برادرش
دو تا → دوتا
کیف پول → کیف‌پول
کلید‌ها → کلیدها
گوشیش → گوشی‌ش
باعصبانیت → با عصبانیت
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 5)
عقب
بالا پایین