همگانی عیبی نداره اگه حالت خوش نیست!🫂❤️‍🩹

والِ خسته!

کاربر انجمن
کاربر انجمن
نوشته‌ها
نوشته‌ها
173
پسندها
پسندها
1,460
امتیازها
امتیازها
133
سکه
1,823
به‌نامِ آرام بخشِ دل‌ها
تاپیک همگانیه

قطعا روزهایی هست که فشار زیادی روی جسم و روحمونه. گاهی خسته‌ای و نمی‌دونی چرا. گاهی از آدم‌ها متنفری و گاهی اونقدر ناراحت و افسرده‌ای که تا مدت‌ها نمی‌تونی از جات تکون بخوری.

این تاپیک برای توئه و باید بدونی اینجا قرار نیست کسی قضاوتت کنه. همه در آغوش می‌گیریمت و می‌دونیم که "عیبی نداره اگه حالت خوش نیست!" :)
پس
اگه ناراحتی می‌تونی دلیلیش رو بنویسی
می‌تونی به خودت یادآوری کنی چقدر قوی بودی
می‌تونی تمام افکارت رو بریزی بیرون

قوی بمون :)​
 
آخرین ویرایش:
خسته‌ام
نمی‌دونم واقعا خسته‌ام یا تنبل. حتی ممکنه روحم زیر فشار خم شده باشه. شاید هم چیزی‌ام میان افسردگی و ناامیدی‌.
ولی می‌دونم این چیزی نیست که بخوامش.
این‌که به آدم‌ها بیش از حد وابسته باشم، اصلا خوب نیست.
می‌دونم بهشون نیاز دارم. می‌دونم نباید طوری قضاوت کنم که سیاه و سفید ببینم همه رو. ولی باید این موضوع رو بفهمم که اون‌ها زندگی خودشونو دارن و من هم! باید بفهمم هز دست آکردی نیاز نیست گفته بشه و هر تجربه‌ای نباید به زبون بیاد.
آره پراکنده می‌نویسم. مغزم بین چیزهای مختلف در نوسانه.
 
همونطور که دوست ندارم به ادما وابسته بشم. اصلا هم دوست ندارم
ادما بهم وابسته بشن. حس خیلی بدیه که کسی بجز خونواده ادمو دوست داشته باشه.
میدونی ادمو مسئول میکنه و من اصلا در این جور مواقع ادم مسئولیت پذیری نیستم.
نمیتونم یه مدت ثابت به چیزی متعهد بمونم و مدام تصمیماتم تغییر میکنه.
ممکنه الان یه چیزیو دوست داشته باشم و هفته بعد نه.
دلم نمی خواد مسئولیت احساسات کسی گردن من باشه.
چون وقتی نتونم با وجودش کنار بیام کنارش میزارم و اون توقع این و نداره.
 
بعضی وقت‌ها نیازه یک‌نفر همین جمله و بگه به آدم:
«اشکالی نداره اگه گاها نتونی... اگه گاها زمین بخوری... اگه گاها قوی نباشی... اگه گاها حالت خوب نباشه... هیچ اشکالی نداره چون تو هم آدمی! و آدمیزاد گاهی نیاز داره به قوی نبودن، به رو به راه نبودن، به شکستن... پس اشکالی نداره و اینقدر خودت و سرزنش نکن و از خودت کاش نکش لعنتی! و بدون که... همه‌چی درست میشه باشه؟»
 
از همه وارسته به خدا وابسته
وقتایی که به دیگران وابسته بشی یا ناعادلانه ترور شخصیتی بشی که خون در رگهای منجد بشه بدترین وسخت ترین زمانه
 
متاسفم که رهاتر و جسورتر زندگی نکردم، فکر می‌کردم هنوز وقت دارم.
مدت‌هاست که دارم به خودم میگم دیگه نمیتونی اینطوری زندگی کنی. تا کی میخوای از آدما دست بکشی فقط چون میترسی یه زمانی اونا رهات کنن؟ اسمش خودخواهی بود؟ قسم میخورم که فقط ترسیده بودم:)

فکر می‌کنم همه تلاشمو کردم که برنگردم به تهِ اون چاهی که به سختی خارج شده بودم.
فقط میدونم:
من به چشم های بی قرار تو قول می‌دهم
ریشه های ما به آب و شاخه های ما به آفتاب می‌رسد.
ما دوباره سبز می‌شویم. 🌱

-قیصر امین پور
 
آخرین ویرایش:
اینقدر خسته‌م که نمی‌تونم از بد بودن حالم حرف بزنم:)
فقط یکم زمان می‌خوام و یک حصار که هم فرصت باشه که بهتر شم هم دوستای واقعیم رو بشناسم:)
 
اینقدر خسته‌م که نمی‌تونم از بد بودن حالم حرف بزنم:)
فقط یکم زمان می‌خوام و یک حصار که هم فرصت باشه که بهتر شم هم دوستای واقعیم رو بشناسم:)
هممون این روزا حالمون بده فقط یه چی رو حس میکنم چقدر دلامون به هم نزدیکتر شده...انگاری یه حس مشترک داریم.
 
عقب
بالا پایین