آرزو
بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
گفتم:«آقا جون! میشه امسال آرزوت رو قرض بدی؟ من دوتا آرزو کنم؟» گفت: «آره بابا، بیا برش دار.» جیب شلوار کردیش رو نشونم داد. رفتم و دست کردم تو جیبش و الکی مشت کردم و آوردم بیرون. گفتم:«برداشتم.» گفت:«حالا آرزوهات چیه بابا؟» گفتم:«من دوتا آرزو دارم. یکیش آتاری، اون یکی رو نمیگم.»