پادکست پادکست | آریانفر

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع .YEGANEH.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

بذار فراموشت کنم

بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
وقتی کسی رو تو خلوتت راه میدی یعنی می‌دونی در قلبت رو برای کی باز کردی. دیگه بقیه میشن حاشیه، بقیه از چشمت می‌افتن. همینجوری بقیه از چشم منم افتادن. شدم دربست مال یه نفر؛ کل فکر و خیالم شد.
 

بی‌دفاع

بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
می‌خندیدی و زمان دیگه خطی جلو نمی‌رفت واسه‌ام؛ زمان واسه من متوقف می‌شد تا وقتی که می‌اومدی جلو و دستم رو می‌گرفتی تو دست‌هات و مجبورم می‌کردی کنارت تموم شهر رو با پای پیاده قدم بزنم.
 

بی‌اسم

بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
سرد بود، هوا سوز عجیبی داشت. زیرلب باز هم اون چیزها رو زمزمه می‌کردی. گوشم رو به لب‌هات نزدیک کردم و فهمیدم فروغ می‌خونی؛ مثل همیشه.
درخت کوچک من، به باد عاشق بود. به باد بی‌سامان، کجاست خانه باد؟
 

بی‌خبر

بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
مثل یه نور کوچولو اومدی ستاره شدی و مثل یه قطره بارون اومدی و...
از اون لحظه یه پردهٔ سینما روبه‌روم باز شده و مدام داره عاشقانه‌هامون رو به رخم می‌کشه. چقدر خوب بودیم ما. چقدر خوب بودیم ما.
 

بیا

بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
راستش این روزها از تنهایی تلاش کردن خسته شدم. از این یه طرفه بودن مسخره خسته شدم. کاش می‌شد یه چند روزی بخوابم. یه چند روزی بخوابم؛ وقتی بیدار شدم یا تو رو یادم بره، یا این روزهای سخت رو.
 

بیدارخوابی

بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
چجوری شد که اینجوری شد؟ خودمم نمی‌دونم. یعنی چرا باید یه نفر آدم، یه آدم با ابعاد مشخص این همه تو ذهن آدم جا اِشغال کنه؟ چرا باید یه نفر با یه وزن مشخص اینجوری رو خیال من سنگینی کنه؟
 

بیخ

بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
من دیوونه نیستم؛ کسی که شب‌ها با خودش حرف می‌زنه لزوماً دیوونه نیست. کسی که کل روز خودش رو تو اتاق حبس می‌کنه لزوماً دیوونه نیست. کسی که دارو مصرف می‌کنه لزوماً دیوونه نیست. از نظر من کسی دیوونه‌است که نتونه عشق و محبت رو ابراز کنه؛ عین تو!
 

بغض پاییزی

بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
با تو بهترین دقیقه‌ها رو دارم، جز تماشای چشم‌هات کاری ندارم؛ کاشکی دریای نگاهت برای من بود. اگه تنهام و کسی دوروبرم نیست، واسه اینه فکری جز تو، تو سرم نیست.
 

چرند

بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
«دقیقا کی صدام می‌کنی؟ همون اول تنهایی؟ وسط تنهایی؟ یا آخر تنهایی؟ کی؟» «وقتی نمی‌دونم با سیگار چندم، سیگار چندم رو روشن کردم. وقتی نمی‌دونم ساعت چهار صبحه یا عصر؟» «صبحه.» «مطمئنی؟» «نه!»
 

چرا؟

بخشی از پادکستی که قرار است شنوای آن باشید:
عادت کردم وقتی حالم بده، وقتی می‌ترسم بیام و خودم رو تو بغل تو پیدا کنم. عادت کردم وقتی از همهٔ دنیا بدم میاد بیام و تو چشم‌های تو خیره بشم و دنیام رو پیدا کنم و دلم به زندگی قرص ‌شه. من بی‌‌تو دلم به هیچی بند نیست؛ پابند نیست.
 
عقب
بالا پایین