همگانی به یادخاطره هامون🕊

به یادِ همان کودک درونمان
که هنوز...
پشتِ تمامِ این بزرگ شدن‌ها
آهسته گریه می‌کند...🕊
 
به یاد ما
که میانِ رفتن‌ها
ماندن را
آرزو کردیم...🕊
و میانِ هزار شکست...
باز هم
عشق را مثل چراغی کوچک
روشن نگه می داشتیم🍃
 
به یاد تمام ای کاش هایی که
هنوزدر دلِ شب
آرام نفس می‌کشند…🕊
 
به یادِ تو...
که هنوز
در هر ترانه‌ و بارانی🦋
در کناره منی
حتی اگر به شکل خاطره باشی...🕊
 
به یاد خدا ...
که یادم نرفت
تو همه ی موانع هایی که می‌دونست از پسش
تنهایی بر نمیام‌ و
دستم و گرفت و‌تنهام‌نزاشت...
به یاد سجده ی شکر 😔🕊
 
به یاد جیمیل، پینترست، تیک‌تاک و بازی آنلاینم که 70 روزه باز نکردم وکلی جم از دست دادم و کلی بنر و ایونت.....Waall
 
یادم میاد ...
اولین باری که خواستم خیلی رسمی حرف بزنم
گفتم: «اینجانب خودم شخصاً…»
هنوزم نمی‌دونم چرا سه‌بار تأکید کردم
رو وجود خودم🤧😅😂
 
اون لحظه‌ای که با اطمینان کامل جواب سؤال رو دادم
معلم گفت: «خیلی تاثیرگذار بود…
ولی مربوط به فصل بعده
پیشروِ زمان بودم 😌😂😂😂
 
اون روزی که
وقتی می خواستم خیلی آروم از جمع رد شم،
پام گیر کرد به سیم و کل جمعیت فهمیدن من وجود دارم.
ورود باشکوهانه ...🤧😂
 
عقب
بالا پایین