مقدمه:
حقوق در تصور عمومی، نماد نظم، عدالت و پناهگاه مظلومان است. فارغالتحصیلان رشته حقوق خود را سربازان خط مقدم مبارزه با بیعدالتی میبینند و مردم عادی، وکیل را کسی میدانند که میتواند حقِ پایمالشده را احیا کند. این تصویر رمانتیک از حقوق، که ریشه در قرنها اندیشهپردازی از افلاطون تا کانت دارد، وجه غالب این حرفه است. اما در پس این نمای درخشان، سایههایی عمیق وجود دارد؛ روی تاریکی که کمتر کسی از آن میگوید. رویایی که در عمل، گاه به کابوسهایی از فرسودگی، نابرابری، دوگانگی اخلاقی و حتی بیعدالتی ساختاری تبدیل میشود.
حقوق در تصور عمومی، نماد نظم، عدالت و پناهگاه مظلومان است. فارغالتحصیلان رشته حقوق خود را سربازان خط مقدم مبارزه با بیعدالتی میبینند و مردم عادی، وکیل را کسی میدانند که میتواند حقِ پایمالشده را احیا کند. این تصویر رمانتیک از حقوق، که ریشه در قرنها اندیشهپردازی از افلاطون تا کانت دارد، وجه غالب این حرفه است. اما در پس این نمای درخشان، سایههایی عمیق وجود دارد؛ روی تاریکی که کمتر کسی از آن میگوید. رویایی که در عمل، گاه به کابوسهایی از فرسودگی، نابرابری، دوگانگی اخلاقی و حتی بیعدالتی ساختاری تبدیل میشود.