پادکست پادکست | گوینده یلدا علی پور

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع MILAD.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

MILAD.

کاربر خودمانی
کاربر انجمن
نوشته‌ها
نوشته‌ها
386
پسندها
پسندها
4,401
امتیازها
امتیازها
238
سکه
2,743
yalda%201.jpg


img_523278dd_1779618960.jpg
 
آدم تنها



لینک دوم ، اپلودر انجمن :



آن که بیش از دگران در دل ما جا دارد
بیشتر میل به آزار دل ما دارد

ساده تر می شکند شیشه ی احساست را
آن کسی که خبر از جای تَرَک ها دارد

ما زمین خورده ی لبخند رفیقی بودیم
که به سر شوق زمین خوردن ما را دارد

ما در این شهر پِیِ سیرت زیبا بودیم
هرکه دیدیم فقط صورت زیبا دارد

هرکه لبخند مرا دید نپرسید ، افسوس
خنده با چشم غم آلود چه معنا دارد ؟

شهر ما گر چه شلوغ ست به ظاهر اما

قدر جمعیت خود آدم تنها دارد ...
 
آخرین ویرایش:
من آدم نخواهم شد


لینک کمکی :



پس از این با کسی غیر از خودم همدم نخواهم شد
غم خود می خورم ، غم خوار نا محرم نخواهم شد

به دیوار اتاقم تکیه خواهم کرد در خلوت
ولی هرگز گدای شانه ای محکم نخواهم شد

به قدری ضربه از نیرنگ همراهان خود خوردم
که دیگر هم قدم با سایه خود هم نخواهم شد

نمی گویم که زخمی می زنم برهر که زخمم زد
ولی دیگر برای زخم او مرحم نخواهم شد

اگر انسانیت شرطش حراج خویشتن باشد
نمی خواهم ، چه اصراری ست ؟

من آدم نخواهم شد
 
آخرین ویرایش:
هرچه کردی ...




لینک کمکی :



هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی ، دشنه زدی ، خندیدم

معنی تک تک رفتار تو را می فهمم
ساده لوحی ست بگویم که نمی فهمیدم

غرق تردید شدم باز تحمل کردم
تا زمانی که به چشمان خودم هم دیدم

بسته بودم لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ نمی پرسیدم

بی سبب نیست فراموش شدی در یادم
که تو مهتاب شبانگاهی و من خورشیدم

عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم
مثل خورشید ، غروبی که نمی تابیدم

اشک های دل من ،از تو و عشق تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم

برو ای یار برو ، از تو گذشتم ، خوش باش
برو ای یار که من...

مهر تو را بخشیدم
 
بازی تقدیر



لینک کمکی :



چرا آن را که می خواهی دلش پیش کسی گیر است ؟
چرا هر کس که عاشق بوده از جان خودش سیر است ؟

تو او را ، من تو را ، او دیگری را ، دیگری من را
همه سردرگمیم و علتش بازی تقدیر است

رسیدن جز خیال خام و رویای محالی نیست
همیشه هرکجای قصه هم باشی کمی دیر است

کسی شور جنون و حس دل دادن ندارد
چون به لطف ادم قبلی به بند درد زنجیر است

شروع یک نفر بودن شده رویای دور از ذهن
همه قبل از تو عاشق بوده اند و قلبشان پیر است

دلیل با تو بودن دیگری را بردن از یادست
تنش پیش تو است اما دلش جایی زمین گیرست

پر از زخم جدایی قلب های نصفه و نیمه
به هرکس می رسی احساس او در دست تعمیرست

در این گونه لجن زاری همان بهتر که تنها ماند

خوشا قلبی که با تنهایی ش هر روز درگیرست...
 
عقب
بالا پایین