« به نامِ خالقِ زبانی که انتقاد میکند »
مجموعه اشعار دیوان فرِّ وصال
●شاعر: @ایراندخت
●منتقد: @:)MAHAK
●لینک اثر:
●شاعر: @ایراندخت
●منتقد: @:)MAHAK
●لینک اثر:
عنوان: دیوان فرِّ وصال
شاعر: ایراندخت سلطانزاده
ژانر: عاشقانه
قالب: غزل
عصاره:
به بویِ نامِ تو دل در جهان سفر دارد
هنوز در نفسِ خویش، شورِ دگر دارد
زِ نقشِ خندهی تو آینه جان گرفتهست
که هرچه هست در او جلوهی هنر دارد
نه آن نگاه نخستین ز یاد خواهد رفت
که در نگاه تو صد گونه نیشتر دارد
ز چشم توست که این شب چراغ میگیرد
وگرنه روز جهان نیز رهگذر دارد
به هر کجا که روم، سایهات به دنبال است
اگرچه جسم تو از چشمها خبر دارد
هزار پرده زِ معنا نهفته در لبِ توست
که هر سکوتِ تو صد شعرِ دیگر دارد
مرا ز خویش مگیر ای حضورِ بیپایان
که بیتو جانِ غزل رنگِ بیثمر دارد
اگر وصال تو یک لحظه رخ...
شاعر: ایراندخت سلطانزاده
ژانر: عاشقانه
قالب: غزل
عصاره:
به بویِ نامِ تو دل در جهان سفر دارد
هنوز در نفسِ خویش، شورِ دگر دارد
زِ نقشِ خندهی تو آینه جان گرفتهست
که هرچه هست در او جلوهی هنر دارد
نه آن نگاه نخستین ز یاد خواهد رفت
که در نگاه تو صد گونه نیشتر دارد
ز چشم توست که این شب چراغ میگیرد
وگرنه روز جهان نیز رهگذر دارد
به هر کجا که روم، سایهات به دنبال است
اگرچه جسم تو از چشمها خبر دارد
هزار پرده زِ معنا نهفته در لبِ توست
که هر سکوتِ تو صد شعرِ دیگر دارد
مرا ز خویش مگیر ای حضورِ بیپایان
که بیتو جانِ غزل رنگِ بیثمر دارد
اگر وصال تو یک لحظه رخ...
نقد به هرجهت باید بر این پایه باشد که صادقانه تمامی کاستیهای اثر را بازگو کند و درجهت پیشرفت آن، قلمِ نقاد خود را حرکت دهد.
به یاد داشته باشید، منتقد شما با دیدی بیطرف و به دور از کینه، در راستای ارتقای سطح قلم شما گام برمیدارد.
« مدیر تالار شعر »