دین و مذهب ●▪دِل‌نِوِشته‌هاواَشعارِاَمین‌تَقدیم‌به‌رَهبَرشَهید▪︎●

.مَرزمِه..مَرزمِه. عضو تأیید شده است.

مدیرتالارهنرومذهب+مدیرسوشال‌مدیا+طراح‌وگوینده آز
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مقام‌دار آزمایشی
فرشته زمینی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,540
پسندها
پسندها
23,685
امتیازها
امتیازها
813
سکه
387
[بسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیم]
"
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ" سوره آل‌عمران (3)، آیه 169
ترجمه: گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده‌اند؛ بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.


به نام خدایی که جانها از اوست و به سوی اوست.🕊🌸


برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگ
پس از این لحظه‌های بی‌امانِ زخمیِ خون‌رنگ
تو را بعد از عبور دود و آتش، اشک می‌ریزم
پس از پیروزی نور حقیقت بر شب نیرنگ
گرفتیم این زمان رو به سر دشمن فَلاخَن را
صبوری کن دلم، باید که اکنون سنگ باشی، سنگ!
غمت را مشت کن بر قلب اهریمن بکوب آن‌سان
که دیگر برنخیزد «هایی» از آن طبل مرگ‌آهنگ
غمت را نیزه کن، پرتاب کن، آن‌سان که بی‌وقفه
بیندازد پیِ تاتارها فرسنگ تا فرسنگ

تمام ابرها را دانه‌دانه گریه خواهم کرد
ولی وقتی گذشتیم از خم این جادۀ دلتنگ

شاعر: سرکارخانم اعظم سعادتمند


img_a7413dd8_1780402278.jpg



گاه، زبان از گفتنِ بزرگیِ یک راه قاصر می‌ماند و قلم، تنها پناهگاهی می‌شود تا واژه‌ها در آن آرام بگیرند.
شهادت، نه پایانِ یک مسیر، که آغازِ یک حضورِ جاودانه و پربرکت است؛
حضوری که با رفتنش، هزاران جوانه در دل‌های بیدار می‌رویاند.
این تاپیک، محفلی است برای ثبتِ «دل‌نوشته‌هاواشعارِامین»؛ زمزمه‌هایی که از عمقِ جان برخاسته و با احترام و ارادت، به پیشگاهِ رهبرِ شهید انقلاب اسلامی ایران تقدیم شده است. این سطور، نه فقط کلماتی بر روی صفحه، که گواهی بر زنده بودنِ آرمان‌هایی است که با خونِ پاکِ شهیدان آبیاری شده است.
در این فضا، هر واژه و هر جمله، ادایِ دینی است به ساحتِ کسی‌است که برای عزت و ایمان و سربلندی ایران، از جانِ خویش گذشت.
از شما خوبان دعوت می‌شود تا در این نجواهایِ صمیمانه و دل‌نوشته‌هایِ برخاسته از اخلاص، با ما همراه باشند.
:gol narenji:

 
وقتی مراد اینجاست، باید مرید بودن...

🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ»؛ سرودۀ شاعران در رثای رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه، همزمان با ایام سوگواری شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام.​


شام سیاه بودن، صبح سپید بودن
حال بدی‌ست بین بیم و امید بودن

آن سو فقط سیاهی، آشفتگی، تباهی
حتی اگر نخواهی، باید پلید بودن

این سو امام تنهاست، لب‌تشنه بین اعداست
وقتی مراد اینجاست، باید مرید بودن

این معرکه مهیاست، این انتخاب با ماست
یا با حسین بودن، یا با یزید بودن

یا ذلت یزیدی، یا عزت حسینی
یا روسیاه بودن، یا روسفید بودن

در راه دیدن خیر، باید بریدن از غیر
آری چقدر سخت است شیخ مفید بودن

هم با امام بودن، هم با امام مردن
بادا شهید مردن، بادا شهید بودن

شاعر: «آقای مجتبی حاذق»
 
از دوری‌ تو جان بدهم باز هم کم است...

🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ»؛ سرودۀ شاعران در رثای رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌‌الله‌علیه، همزمان با ایام سوگواری شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام.


آقای روضه‌دار کجایی؟ محرم است
بعد از تو خاک میهنمان غرق ماتم است

ایران حسینیه‌ست پس از پر گشودنت
هر کوچه را که می‌نگری رزم پرچم است

بیعت نکرده‌ایم دمی با یزیدیان
در کارزار، پاسخ ما مشت محکم است

بعد از تو خاک بر سر دنیا، امام ما
بعد از عروج سرخ تو عالَم پر از غم است

بیش از همیشه یاد تو افتاده این دلم
این روزها که روضه برایم مجسم است

نزدیک می‌شود غم تشییع پیکرت
از دوری‌ تو جان بدهم باز هم کم است

شاعر: «خانم سارا رمضانی»
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
«رفتی به دیدار خدا با دخترت آقا!»

💗 تبار_نور: سرودۀ شاعران در رثای رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌‌الله‌علیه.​


هفت آسمان مشتاق چشمان ترت آقا
پرواز، عمری تشنۀ بال و پرت آقا
عشق وطن در تار و پود باورت آقا
آزادگی زانو زده در محضرت آقا
شد اعتبار خاک ایران پیکرت آقا

در خطبه‌های خویش از صاحب‌زمان گفتی
هربار از نظم نوین این جهان گفتی
از مردم خوب و شریف و قهرمان گفتی
المرأة ریحانة خواندی، از زنان گفتی
رفتی به دیدار خدا با دخترت آقا

پیمودن راه شهید بی‌کفن سخت است
یک عمر مانند شهیدان زیستن سخت است
آری! عبور از خویش در راه وطن سخت است
مانند تو آقا شدن، آقای من سخت است
تو ایستادی پای دین و کشورت آقا

اندوه تو با روضۀ مادر گره خورده
با غربت و تنهایی حیدر گره خورده
با کربلا، با کشتۀ بی‌سر گرده خورده
با ماتم دستان آب‌آور گره خورده
آن مشت محکم بود حرف آخرت آقا

دل‌های پاک اهل ایمان دوستدار تو
دنیا شده مبهوت عزم و اقتدار تو
تو از تبار نوری و نور از تبار تو
ای ماه! در راه توایم و در مدار تو
ما «ملت مبعوث ایران» لشکرت آقا

راه تو راه رود بود و مقصدت دریا
رسم تو رسم عشق بود ای فاتح دل‌ها
نام تو ذکر بادهای آسمان‌پیما
ای بی‌کران، ای خوب، ای فرماندۀ فردا
زنده‌ست نام و اعتقاد و باورت آقا

ما تا ابد از داغ پروازت عزاداریم
از صبح‌ روز رفتن تو زیر آواریم
طاقت نداریم از غم تو دست برداریم
دلتنگ لبخند توایم و دوستت داریم
ماییم و اشک و چفیه و انگشترت آقا!

شاعر: «خانم بشری صاحبی»
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین

به جای تمام کسانى که به تو ناسزا گفتند، دوستت دارم 💔✨️​
 
  • Sad
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین

برده وداعِ با تو از این دل قرار را
شوق شکوفه دادن هر نوبهار را

جان می دهیم روز وداعت بیا ببین
بر شانه می‌کشیم غم روزگار را

بی تو تمام پنجره‌ها بی ستاره‌اند
برگرد و روشنا بده این شام تار را

ای روضه‌خوان فاطمیه، خادم‌الحسین
از ما گرفته روضه‌ی‌تو اختیار را

ای آفتاب شرق که تابنده‌تر شدی
از آینه گرفته نگاهت غبار را

برخاسته‌ست امتِ مبعوث و مقتدر
دنیا ستوده شوکت این اقتدار را

برخاستیم و قله به ما احترام کرد
داده مسیر روشنت این اعتبار را

حاشا اگر ز خون عزیز تو بگذریم
در دست ما نشانده خدا ذوالفقار را

حالا که می‌روی به سلامت، سفر به خیر
بسپار دست حق دلِ این لاله‌زار را

در روشنایِ صبحِ ظهورش که می‌رسی
از ما بده سلام و ثنا آن سوار را

شاعر:سرکارخانم فاطمه نانی‌زاد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
آهنگران از نو بخوان..

«در رثای آقای شهید ایران»


روح از روانم می رود تا آسمان امشب
ای روضه خوان از بهر ما مقتل بخوان امشب

باید بخوانی وصف آن زهرا سرشتی را
پشت سر هم آن دوبیتی های دشتی را

نفرین به هرکس در عزای رهبرم لال است
آهنگران از نو بخوان ، زهرا به گودال است

آهنگران سوز بیانت فرق خواهد کرد
این با «نوایِ کاروانت» فرق خواهد کرد

آهنگران باید بخوانی ، سینه در بند است
وقتِ «سبکبالان خرامیدند و رفتند» است

صبح دهم مظلومِ مظلومانه می رفتند
«سوی دیار عاشقان» جانانه می رفتند

« تو صاف بودی ، ساده بودی» آه آقاجان
بر خاک ها افتاده بودی آه آقاجان

آهنگران سوز نوایت وه چه دلچسب است
وقت ترنّم با نوای «جاده و اسب» است

با شور شعرت سهم هتاکان ذلیلی کن
از نو بخوان « ای صبح صادق چهره نیلی کن»

فریادهای هجر آن جانِ جهان سر کن
حاجی بیا «ای لشکر صاحب زمان» سر کن

قدری بخوان از غربت آن یارِ حیدر دوست
مقتل بخوان از قتلگاهِ کوی کشور دوست

مثل رقیه سوخت موی نازِ زهرایش
ایران فدای جسم پاک و ارباً اربایش

از بیت ، سوز شعله ها آن روز بالا بود
در شعله ها ای وای جسم پاک آقا بود

چشم تمام لاله ها از غربتت تر بود
در شعله ها فریادِ یا زهرایِ اطهر بود

نور شهادت از تمام چهره حاکی شد
خاکم به سر چفیه عبا عمامه خاکی شد

ابری شدم بارانی ام هر لحظه میبارم
یاد دمِ اهل حرم میر و علمدارم

وا غربتا فریاد ، همچون محشر است اینجا
والشمرُ جالسْ ، کربلایی دیگر است اینجا

واضیعتا ، پای حرامی در حرم وا شد
امشب شهادت نامه ی عشاق امضا شد

یکسو تن از برگ گل نازک ترش می‌سوخت
یکسو تن بشریٰ عزیزش ، دخترش می‌سوخت

ای آسمان قدری ببار آخر به فریادش
خونین عروس و پاره پاره نعش دامادش

یا رب تو شاهد باش مخفی گاهشان این بود
مزد شهادت بهرشان آمال دیرین بود..

آقا فدای غربت جسم شهیدانت
قربان
صوت آخرین ترتیلِ قرآنت

فرمول پیروزی به جا مانده ست در مشتت
ما را رساندی تا به قلّه با سرانگشتت

آقا پس از یک عمر هم یک بار می‌خوابی
ما را دعا کن پیش دختر های مینابی

ای جان بسوز از جسم ایران روح جانان رفت
سید علی عطشان به پیش شاه عطشان رفت

آخر رسید آن پیر بر دیدار دلدارش
شد قتلگاهش خانه ی او ، دفتر کارش

این خون پاک از رگ رگ جان تازه میگردد
سیّد علی نامش بلند آوازه میگردد

صهیون بداند آخرین نیرنگ شیطانی ست
ذکر «علی مولا مدد» شور رجزخوانی ست

ما کوه خشمیم و عدو صد چاک خواهد شد
از نقشه نام آل صهیون پاک خواهد شد

زین پس صفای کربلا در خاک تهران است
شبها قرار مردم ما در خیابان است

این عزم خونخواهی چو رستاخیز خواهد بود
دشمن بداند تیغ مهدی تیز خواهد بود

خامنه ای رفته است ای مردم خدا با ماست
بعد از علی شمشیر سید مجتبی با ماست

شاعر: امیررضا فرجوند
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
فقط به شوقِ تماشایِ قتلِ قاتلِ اوست
نَمُرده‌ام اگر از غم برای خامنه‌ای ..​
 
مثل طفلی که بچسبد به پدر وقت خطر
شهر چسبیده به تو، خون تو پاشیده به شهر​
 
تا در آغوشش گرفتت شاه اقلیم رضا
کرد سیرابت ز آب چشمه ی ناب ولا

دید با بال و پر خونین رسیدی محضرش
حضرتش فرمود: بر تو صد هزاران مرحبا

جان و مال و خانمانت را به یکباره تو نیز
در ره معبود بی‌همتای خود کردی فدا

با چنین ایثار و اخلاص و ز جان بگذشتنی
زنده کردی بار دیگر انقلاب کربلا

آخرش در دار دنیا شد شهادت قسمتت
وه چه زیبا گشته‌ای نائل به دیدار خدا

مرگ سرخِ مرد حق، در پیشگاه ایزدی
هست پاداش وفای عهد دیرین «بلیٰ»

هرچه در امر ولا بالا، بلا افزون‌تر است
نیست هر کس در حوادث لایق این ابتلا

خاک این درگه که شد منزلگه پایانی ات
با هوایش بوده‌ای در طول عمرت آشنا

هر که شد مهمان این خاک بهشت آسای ما
بر سرش ریزد مداوم سیل باران عطا

راستی! عطرِ حسین و خواهرم را می‌دهی
خوش نشستی در برم ای زائر شاه وَلا


شاعر: حسن تقی لو (سالک زنجانی)
 
عقب
بالا پایین