پایان‌نقدوبررسی دلنوشته ناگفته‌های او| منتقد: Mansi

Mansi

مدیر تالار نقد + جادوگر سپید
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
منتقد
منتقد ادبی
ناظر ارشد آثار
داور آکادمی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
632
پسندها
پسندها
2,747
امتیازها
امتیازها
203
سکه
2,311
با سلام و عرض خسته نباشید.
دل‌نویس عزیز @معصومه بهرامی. اثر شما طبق اصول و چهارچوب اصلی دلنوشته و حس‌انگیزی نقد گردیده است.
منتقد اثر شما: @Mansi
لینک اثر:


● لطفا پیش از قرارگیری نقدنامه توسط منتقد در این تاپیک پستی ارسال نکنید!

● این تاپیک پس از قرارگیری نقد به مدت سه روز باز خواهد بود تا نظر شما ثبت شود، سپس قفل خواهد شد.

● اثر شما پس از ارسال نقدنامه تحت نظارت منتقدتان قرار خواهد گرفت؛ درصورتی که نسبت به نکات منتقد بی‌توجه باشید، دیگر هیچ درخواست نقدی از جانب شما پذیرفته نخواهد شد.

نکته‌ی مهم:
از شما نویسنده‌ی گرامی تقاضا می‌شود پس از دریافت نقد، دیدگاه خود را نسبت به آن در همین تاپیک ثبت فرمایید. آیا نقد ارائه‌شده برایتان مفید و راه‌گشا بوده؟ با کدام بخش‌ها هم‌داستانید و در کدام موارد، نظری دیگر دارید؟ اگر پاسخی یا دفاعیه‌ای نسبت به دیدگاه منتقد دارید، بی‌تردید بیانش کنید.
بازخورد شما نه‌تنها به غنای فرآیند نقد کمک می‌کند، بلکه در انتخاب «منتقد برتر ماه» نیز نقشی تعیین‌کننده دارد. پس به واکنشی ساده بسنده نکنید و نظر خود را با ما در میان بگذارید.

با توجه به این‌که نقد شورا تاثیر مستقیمی بر تگ‌دهی و سطح‌بندی اثر شما دارد، درصورتی که هرگونه شکایت، انتقاد یا پیشنهادی در ارتباط با تالار نقد و نقد اثر خود دارید؛ به تاپیک زیر مراجعه کنید.
تاپیک جامع پیشنهادات، اعتراضات و انتقادات تالار نقد


به امید موفقیت روز افزون شما
|مدیریت تالار نقد|
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Alirix
۱. عنوان
عنوان این دلنوشته «ناگفته‌های او» می‌باشد؛ چنین عنوانی حتی قبل از شروع دلنوشته ذهن ما را به سمت صحبت‌هایی هدایت می‌کند که برای نویسنده همچون رازی مگوست. این مستقیم گویی، اگرچه برای مخاطب به عنوان روشن‌گری خوب و مناسب است، اما حس کشش و کنجکاوی را در خواننده می‌کُشد و در موارد زیادی استفاده شده است. توصیه می‌شود عنوان شاعرانه‌تر و منحصربه‌فرد شود.

۲. مقدمه
«شرح حالش را با شعر آغاز میکند
این شعر تمامِ اوست.
یک ثانیه خورشیدم و یک ثانیه اَبرم
تلفیق غَـم و شادی و دلتنگی و صَبــرم...
این دلنوشته روایت درد ها و غم هاو شادی ها و ترس ها
و زندگی اوست.»
مقدمه کوتاه و مختصر است؛ غالب محتوای مقدمه شعری‌ست که از خود نویسنده نقل نشده است و صرفا توصیفی بیرونی از حال اوست. گرچه این شعر می‌تواند باعث همذات‌پنداری بیشتر مخاطب با دلنویس شود، اما اگر از همان ابتدا دلنویس به نقل‌قول از دیگر افراد و منابع روی بیاورد، باعث دلسردی خواننده می‌شود. چراکه دلنوشته، نشانه‌ای از ذوق و هنر ادبی خوn دلنویس است. ضمن این که در هنگام نقلقول این بیت شعر، علائم نگارشی غیرضروری تصحیح نشده و حالتی مصنوعی و ماشینی به متن داده است. قلم زیبای نویسنده این پتانسیل را داراست که با قدرت خود مقدمه‌ای انحصاری خلق کند.


۳. ژانر
ژانر دلنوشته تراژدی و اجتماعی ست. اجتماعی معمولا به آثاری اطلاق می‌شود که به درد و مشکلات اجتماعی مانند فقر، اعتیاد، مشکلات روانی و جسمی و تاثیرات آن و... می‌باشد که برای این دلنوشته ژانر مناسبی نیست.
تراژدی در نوع بیان احساسات نگارنده، ژانر مناسب‌تری است؛ چون در جای‌جای داستان، غمی بیان شده که نگارنده سعی در تقلیل آن دارد. توصیۀ منتقد اضافه کردن ژانر روانشناختی به دلنوشته است. ژانر روان‌شناختی بر کشف ویژگی‌های معنوی، عاطفی و ذهنی شخصیت‌ها تأکید دارد که با توجه به گفتگوها و تضادهای درونی دلنویس، برای این دلنوشته ژانری نسبتا مناسب محسوب می‌شود.


۴. لحن
لحن دلنوشته از ارکانی بود که با پیشروی در طول متن، بهتروبهتر و به پختگی نزدیک می‌شد. لحن دلنویس گاهی به شکوِه و شکایت، و گاه به مناجات‌ نزدیک می‌شد. غالب لحن حل‌محور تضاد درونی نویسنده می‌چرخد. با این حال تمرکز کافی برای ماندن حول یک موضوع واحد را در دلنوشته ندارد. حذف بعضی از موضوعات فرعی غیرضروری که جایی در دلنوشته ندارد؛ برای مثال تعریف خاطرات شخصی یا بیان عقاید مذهبی و اجتماعی، می‌تواند به بهبود لحن و انسجام آن کمک خوبی کند.
همچنین پارت ها در عین متفاوت بودن می‌توانند عنصری مشترک را دارا باشند که در دلنوشتۀ پیش رو، این موضوع جای کار بیشتری دارد. بهتر بود راوی و سوژه از هم تمایز بیشتری داشته باشند یا به نوعی برای مخاطب تعریف شوند تا دچار سردرگمی نشود.


۵. ساختمان جملات و انسجام
در کلیت متن، اگرچه موضوعات و لحن نویسنده زیباست، اما ساختمان جملات و انسجام موضوعی آن‌ها نیاز به ارتقا دارند.
برای مثال در جملۀ زیر، ساختاری غلط به کار رفته است و جای ارکان جمله به خوبی رعایت نشده است. «حتما» و «اصرار » دو کلمۀ مشابه هم هستند و باعث زیاده‌گویی می‌شوند. برای «همه جا»، «در» ضروری نیست و برای تاکید روی فرد، می‌توان از کلمۀ «خود» استفاده کرد. برای اصلاح مواردی از این دست ساختار زیر توصیه می‌شود:
او حتما به اصرار خود،باید مادرش در همه جا با او باشد؛زیرا از همه چیز می ترسد!
او خود اصرار دارد مادرش همه جا با او باشد؛ زیرا از همه چیز می ترسد!

جملات زیر نیز در دو پارت پشت‌سرهم، با هم تضاد دارند که به انسجام متن آسیب می‌زند:
خداراشکر، او در این امتحانات تا حالا پیروز شده است.چون بر این باور است که امام زمانش اورا میبیند!به جز این خودش هم باعث کسر شانش میشود نگاهش به نگاه نامحرم بیافتد.
بگذریم از این سخن ها من خوشم نمی آید زیاد از کسی تعریف کنم!
او از خودش خوشش نمی آید و همیشه خود را سرزنش میکند،که چرا من در این دنیا زاده شده ام که هیچ خلقیات خوبی ندارم!ای کاش نبودم!اگر نبودم همه مسرور بودند!
چرا باید برای بقیه زندگی کنم.
چرا باید همیشه دنبال راضی کردن بقیه باشم،


۶. انتخاب واژگان و آرایه‌ها
در ابتدا به نظر می‌آید مخاطب دلنویس کس دیگری غیر از خودش است، اما کم‌کم متوجه می‌شویم نویسنده با بخشی از خود، در حال گفتگو و مجادله است. دلنوشته با آرایه و ذوق ادبی و شاعرانه ساخته می‌شود؛ اما دلنویس عزیز در بعضی قسمت‌ها فقط به شرح زندگی و نقل‌قول از اطرافیان، بدون قرار دادن آن در هیچ‌گونه قالب ادبی می‌پردازد. برای این کار، دفتر خاطرات گزینه‌ی مناسب‌تری است. آرایه‌ها و واژگان ادبی بخش‌های بسیاری پتانسیل بالایی برای اضافه شدن دارند، برای مثال:
دخترم درست را بخوان به خدا،آدم تا درس نخواند به جایی نمی رسد!
صدا به کار هیچکس نمی آید،قشنگ است اما با آن چه می توان کرد... .

همین عبارت می‌توانست آرایۀ ادبی داشته باشد و در قالب زیباتری بیان شود:
اگرچه مادر اعتقاد داشت تنها پله‌ای که او را به آسمان‌ها می‌رساند، درس خواندن است و گویندگی جز کشتن ثانیه‌به‌ثانیۀ ارزشمندش، هیچ سودی در بر ندارد، اما قلب او برای پژواک صدای آهنگینش می‌تپید؛ آنگاه که داستانی را بلند می‌خواند یا احساسات ناب دلنوشته‌ای را با دیوارهای اتاق در میان می‌گذاشت. بازشنیدن صدای خود در زمان صداپیشگیِ، نقوش ظریفی از اشتیاق بود ذره‌ذره بر آستان وجودش حک می‌شدند.


۷. اصول نگارشی
اصول نگارشی نیازی به یک بازنویسی کلی دارد که برای این کار تاپیک شیوه نامۀ نگارشی انجمن توصیه می‌شود.

می دانم
می کشند
نمیکند
نمی کند
گویندگی ات
در موارد بالا استفاده از نیم‌فاصله نیاز است.

بپذیرید درست است

مَنه رهنما،مَنه راوی؟
ه کسره در اینجا نیاز نیست بلکه کسره بدون حرف «ه» بیان می شود.

او پایانش را احساس میکند؛همچون احساساتی دیگر که به حقیقت پیوست.
چون احساس میکند،ضعیف دیده میشود.
غرق در غم،غم از دست دادن ایمانش و پسر عمویش.
بعد از کلیۀ علائم نگارشی ابتدا فاصله و سپس جملۀ بعد، قرار می‌گیرد. مثال مشابه در همین جمله آورده شده است.
برای دیالوگ‌نویسی، فرم استاندارد به صورت قرار دادن عبارت نقل‌قول شده در گیومه «» می‌باشد و فرم‌های دیگر استاندارد انجمن محسوب نمی‌شوند.

۸. سخن آخر منتقد

نویسندۀ عزیز، شما همچون عنوان دلنوشته‌تان پر از ناگفته‌های زیبا هستید. و پتانسیل خوبی در قلم و انگیزۀ شما نمایان است.
توصیه می‌شود با استفاده از آموزش‌های موجود در انجمن، محتوای خود را بازنویسی کنید تا به بهبود قلم خود نیز کمکی کرده باشید.
تیم نقد در این مسیر، در کنار شماست.
با سپاس و آرزوی موفقیت -118-"{}
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین