دین و مذهب ●▪︎روزشُمارِمُحَرَم|روزِشِشُم▪︎●

.بَهاران..بَهاران. عضو تأیید شده است.

مدیر سوشال‌مدیا+مدیر رسمی هنر و مذهب+ گوینده آز
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
گرافیست
مقام‌دار آزمایشی
فرشته زمینی
برترین ارسال کننده ماه
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,224
پسندها
پسندها
22,346
امتیازها
امتیازها
813
سکه
307
••اَلْحَمدُ اللهِ الَذی خَلَقَ الحُسيـــن (ع)••
الهی به امید تو ❤️


کافه‌نویسندگانی‌ها، سلام.

فرارسیدن فصل سرخ عاشقی
و ماهِ پیروزی ِخون بر شمشیر،
بر شما دلسوختگان حسینی تسلیت و تعزیت باد.

در این دهه‌ی پر از حزن و حماسه، بر آن شدیم تا هر روز با ایجاد یک تاپیک مجزا، قدم به قدم با کاروانِ عشق همسفر شویم.
اینجا "روزشمارِ واقعه" است؛
مجالی برای آنکه لحظه به لحظه بر آنچه در صحرای کربلا گذشت درنگ کنیم و از رویدادهایی بگوییم که تاریخ را به دو نیمه تقسیم کرد:
پیش از حسین و پس از حسین.

امروز، در این تاپیک،
به بازخوانی وقایع [روز ِششم] محرم می‌پردازیم..

🌱🖤​


شما هم میتوانید دلنوشته، اشعار و روایات و محتواهای مرتبط با وقایع روز ششم محرم را با ما در این تاپیک به اشتراک بگذارید.
:gol narenji:


التماس دعا
🖤
"مدیریت هنر، فرهنگ و مذهب"
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Espera

1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد كه:
من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده‏‌ام.
توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من مي‏فرستند.

2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیه السلام عرض كرد:
یابن رسول اللّه‏! در این نزدیكی طائفه‏ای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.
امام علیه السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت:
بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت مي‏كنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مي‏نمایم... .
در این هنگام مردی از بني‏اسد كه او را "عبداللّه‏ بن بشیر" مي‏نامیدند برخاست و گفت:
من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت مي‏كنم و سپس رجزی حماسی خواند:
قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا
اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ

"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام."
سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر مي‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه السلام حركت كردند.
در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیه السلام نداشتند. هنگامی كه یاران بني‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.
حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه السلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیه السلام فرمودند:

"لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ"

📚منبع:
بحارالانوار، ج44، ص386
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Espera
عقب
بالا پایین