درود نویسنده گرامی
با عرض پوزش به دلیل تاخیر در نقد شما
۱. عنوان
عنوان یک دلنوشته زمانی در بهترین حالت خود است که هم بار احساسی و ادبی داشته باشد و هم بدیع و نو باشد. عنوان «غمگین کمان» هر دو مورد را داراست و یکی از اصلیترین ارکان دلنوشته را که دری برای ورود و جذب مخاطب محسوب میشود، به خوبی ایجاد کردهاست.
این عبارت، ترکیبی از «غمگین» + «رنگینکمان» است؛ رنگینکمان عنصری از طبیعت است که همواره با نشاط و شادی عجین شدهاست. همچنین پس از حضور ابرهای تیره و بارشِ باران که هردو با غم متناسباند، حضور رنگینکمان یادآور امید است. به این ترتیب، نویسنده با انتخاب خود همزمان غم و امید را در یک کلمه ترکیبی جا داده که در نوع خود بسیار هوشمندانه است.
۲. مقدمه
دستانم را رها نکن، من بی تو روحی بی زار از تنم.
بی تو، تک مصرعی نوشته شده با قلمی غمگینم.
بی تو، سازی ناکوک بر دستان اخفالگری در شبهای تهرانم.
بی تو، پرندهای شکسته بال گیر افتاده در طوفانم.
بی تو، آخرین لبخند دختری تنها، بعد از وداع تلخ با دوستانم.
بی تو، از گذشته گریزان و از آینده هراسانم.
بی تو، در انتهای جادهها در تاریکی مطلق مانده ام به امید، آخرین نگاهم.
مرا در آغوش بگیر تا زنده ام. به دیدار خودم بیا، نه جنازهای بی جان که توان لمس دستانت را ندارد.
مرا در آغوش بگیر برای درک معنای زندگی؛ که اگر نباشی تمام جهان در نگاهم هیچ است.
مرا در آغوش بگیر که سال هاست،درد دلتنگی تازیانه می زند بر جانم با من حرف بزن من هنوز، در انتظار تو روی نیمکت نم خورده تکیه دادم.
اولین موردی که در مواجهه با مقدمه به چشم می خورد، طولانی بودن آن است (فرم استاندارد مقدمه بین 3 تا 8 خط توصیه میشود.) خواننده با دیدن سطرهای طولانی که همگی با یک عبارت یکسان (بی تو) آغاز میشوند، ممکن است دلسرد شود و مقدمه را با فرض تکراری بودن کلماتش، سرسری بخواند. مقدمه نیز همچون عنوان، در جذب ابتدایی خواننده تاثیر بسزایی دارد؛ پس توصیه میشود فرم استاندارتر و البته خاصتری به آن داده شود.
برای مثال به جای تکرار عبارت «بی تو»، میتوان از مواردی همچون «نبودن»، «هجران»، «فقدان»، «رفتن»، «از دست دادن» و... استفاده کرد. گرچه از نظر منتقد حذف به قرینۀ لفظی این عبارت نیز آسیب معنایی به جملات نمیزند و آن را بهتر نیز میکند.
۳. ژانر و لحن
ژانر دلنوشته تراژدی و روانشناختی است که هر دو انتخاب درست به نظر میرسند و در شمار ژانرهای مجاز نیز هستند. ژانر تراژدی در مواردی استفاده میشود که درد و رنج سنگین، از درونمایه های اصلی محتوا باشد یا پایانی تلخ نصیب خواننده شود. در متن پیشرو نیز، ناامیدی از جزئیات زندگی دیده میشود که بار تراژدیک دلنوشته را رقم زدهاست:
رویا، واژه گران قیمتی ست.بهای سنگینی دارد اما بازهم دست نیافتنی ست،ما چقدر دویدیم به امید رسیدن به رویا اما هرچقدر تلاش ما افزون تر می شد، رویا به نقطه دور تری پرواز می کرد.
به حدی در ابهامات گذشته گیر افتادیم و گرفتار شدیم، که فرصتی زندگی را از دست دادیم.
آخرین کسی به من لبخند زد،او دیگر بین ما نیست.
همچنین جملاتی طلایی در دلنوشته هستند که زانر روان شناختی را به خوبی در آن نشان می دهند:
زندگی گذرگاه عجیبی ست،در گذشته زندگی می کنیم و از آینده گریزانیم در این میان فقط از همین لحظه هایی که اکنون در گذر است غافل هستیم.
به حدی در ابهامات گذشته گیر افتادیم و گرفتار شدیم، که فرصتی زندگی را از دست دادیم.
از دوران کودکی تا لحظهی مرگ، آغوش نقش چشمگیری در زندگی انسانها میگذارد؛ از لحظهی تولد در آغوش مادر گرفته، تا آغوشِ بغلدستیِ مدرسه، هنگامهی دیدن نمرهی بدِ کارنامه، و یا آغوشِ فردی که شبیه خودش باشد و تا لحظهی مرگ در کنارش بماند.
بعضی از انسانها خودشان را در آغوش میگیرند. به تنهایی عادت کردهاند، بهقدری در زیستن مهارت پیدا کردهاند که هیچ نیازی به فرد دیگری در زندگی ندارند.
رویا، واژه گران قیمتی ست.بهای سنگینی دارد اما بازهم دست نیافتنی ست،
برای یکبار هم که شده، جواب سؤال را در گذشته خود جستوجو کنیم؛ از خودمان بپرسیم چه بر سرش آوردیم که در لحظهای فروریخت، تمام زندگیاش را رها کرد و رفت.
به نظر میرسد که قلم نویسنده، قابلیت پرداختن به جملات روانشناختی را بیش از این و به شکلی عمیقتر دارد که در حال حاضر در قسمتهای ادبی و تراژدیک دلنوشته، گم شدهاند. این پرداخت میتواند در ذهن مخاطب، تاثیر مثبتی داشته باشد و قدرت قلم دلنویس عزیز را بیشازپیش به نمایش بگذارد.
لحن نویسنده از ابتدا تا انتها بیآنکه اوج و فرود را از دست بدهد، تقریبا یکسان میماند. جز در موارد معدودی که لحن ادبی و عامیانه با هم ترکیب شده و از کنترل خارج شدهاند. چنان که در بخشهای بالاتر اشاره شد، لحن تراژدیک است و در جایجای جملات، غم و حسرتی از گذشته به چشم میخورد که زندگی کنونی نگارنده را نیز درگیر خود کردهاست.
۴. ساختمان جملات و انسجام
مقدمه کمی از ساختار اصلی متن جداست؛ در مقدمه ما فقط شاهد لحظاتی هستیم که نویسنده، از دست دادن کسی را توصیف میکند. با این حال بدنۀ دلنوشته که به خوبی به بخشهای موضوعی مختلفی همچون «رویا»، «رفتن»، «آغوش» و... تقسیم شدهاست، به موارد دیگری نیز میپردازد. انسجام مقدمه و بدنه، جای کاری بیشتری دارد. توصیه میشود در مقدمه نیز از ساختار روانشناختی میانۀ دلنوشته استفاده شود و بخشهای موضوعی به نحوی جمعبندی شوند که ارتباطشان با یکدیگر بیشتر مشخص شود.
۵. انتخاب واژگان و آرایهها
انتخاب واژگان پیچیدگی خاصی ندارد اما دلنویس گرامی به خوبی توانستهاند با گزینش کلماتی ساده، معنایی عمیق به وجود بیاورند. این سادگی حتی در انتخاب عنوان بخشها نیز تکرار شده است که از نظر منتقد، دلیل زیبایی آن ترکیب درست روایت و توصیفات است. در بیشتر دلنوشتهها شاهد این هستیم که نویسنده تنها به شرح و توصیف احساسات خود میپردازد اما در دلنوشتۀ «غمگین کمان» دلنویس از سفر شمال، آغوش مدرسه و خانواده، خاطرات نافرمانی در روزهای بارانی و حتی آشنایی با دوستی قدیمی در کودکی، معنا به وجود آوردهاست. داشتن روایت و داستان، مرز باریکی میان داستانک و دلنوشته است که نویسنده تا اینجا به خوبی تعادل قلم خود را روی این مرز حفظ کردهاست.
با این حال دلنوشته به آرایههای ادبی مناسب هم نیاز دارد؛ نکتهای که جای خالی آن در این دلنوشته احساس میشود. علاوه بر روایت و توصیفات، از یک دلنویس مسلط و ماهر انتظار میرود با آرایه های ادبی نیز بازی کند و عباراتی خلاقانه به مخاطب خود نشان دهد که با توجه به ساخت عنوانی چنین معنیدار و زیبا، نویسندۀ عزیز ما به خوبی میتواند از پس چنین کاری بربیاید.
۶. اصول نگارشی
مهم ترین نکته در اصول نگارشی، رعایت نیمفاصله است که در بیشتر افعال و کلمات، به خصوص در ده پارت ابتدایی دلنوشته به کار نرفته است.
در برخی سطرها نیز فاصله بین کاما (،) یا نقطه (.) با عبارت بعدی حفظ نشده است.
یک دوست داشتن معمولی،تا در آستانه
زندگی گذرگاه عجیبی ست،در گذشته
بهترین دوستم را پیدا کردم،اکنون
چند کلمه با غلط املایی نیز مشاهده شد که نیاز به بازنویسی دارد:
سرار
❌ سراسر
✅
قرار ست
❌ قرار است
✅
مطابق دستورات نگارشی انجمن، استفاده از «هی» باید با «ۀ» در کلمات جایگزین شوند. مانند:
هنگامهی
❌ هنگامۀ
✅
لحظهی
❌ لحظۀ
✅
در عبارت زیر، کلمۀ «تیکه» حالتی محاوره دارد و بهتر است با «طعنه» یا «کنایه» جایگزین شود.
۷. سخن آخر منتقد
دلنویس عزیز، شما قابلیت بالایی برای خلق یک متن ادبی و جذاب دارید که احساسات و کنجکاوی مخاطب را درگیر خود کند؛ نزدیک شدن به فرمهای استاندارد هر بخش از دلنوشته و تطابق با ژانر انتخابیتان، به زیبایی و قدرت قلم شما میافزاید و استفاده از آرایههای ادبیِ بیشتر، به متن شما عمق کافی میبخشد.
از خواندن دلنوشتۀ زیبای شما بسیار لذت بردم.
قلمتان مانا