مشاوره فعال مشاوره‌ی شعر | مشاور حیات

سلام، روز بخیر 🌹
معذرت می‌خوام بابت طول کشیدن ویرایش.
یه مشکلی برام پیش اومده بود و باعث شد ویرایش پارت اول کمی طول بکشه.
سعی کردم بین تصویرها و بخش‌های مختلف شعر یک ارتباط معنایی ایجاد کنم و تا جای ممکن پرش‌های ناگهانی بین تصاویر رو از بین ببرم طوری که هر تصویر به تصویر بعدی وصل بشه و شعر یک مسیر فکری مشخص داشته باشه. امیدوارم خوب شده باشه
***
ای طوبی من،
در باغِ حق
ریشه‌هایت
در تاریکیِ خاک
و شاخه‌هایت
در روشنای آسمان
آشیانی بهشتی دارند
بوی خاک باران‌خورده
از پای درخت بلند می‌شود
و برگ‌ها،
مشت‌های کوچک نورند
در دست‌های باد.
هر فصل
چیزی از تو می‌گیرد
و چیزی به تو می‌بخشد.
بهار
جوانه‌ای بر پوست سبزینه‌فام شاخه‌ها،
و تابستان،
نسیمی خنک در سایه‌سار شاخه‌ها.
پاییز، دست زرد و ارغوان‌گون خود را
میانِ شاخه‌ها می‌برد
و برگ‌به‌برگ تو را سبک‌تر می‌کند.
اما
هرچه از تو بر زمین می‌ریزد، خاک
برای بهار بعد نگهش می‌دارد.
طوبی من،
صعود کن
تا جایی که آسمان
از میان شاخه‌هایت پیدا باشد.
فقط ریشه‌هایت را در همین خاک نگه دار
همین‌جا که هنوز بوی باران می‌دهد،
همین‌جا که نام تو با بوی خاک در هم آمیخته است
سلام عرض شد. حالا بار معنایی و جمله و مفهوم و در کل...مفهوم درونی آشکار شد!
الان جمله‌هاتون به عنوان یه شعر، خامه.. اول قالب و وزنتون بگید که میخواید چی باشه؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
عقب
بالا پایین