روانپزشکی به زبان ساده
نویسنده: دکتر آرش نوروزی ایران زاد
انسان موجودی شگفت انگیز است. ما جهان بیرون را با چشم های مان می بینیم، صداها را با گوش های مان می شنویم، لمس می کنیم، می چشیم و بوها را تشخیص می دهیم اما بخش بزرگی از زندگی ما در جهانی اتفاق می افتد که دیگران نمی توانند مستقیما آن را ببینند: جهان درون ما.
در درون هر انسان، مجموعه یی پیچیده از افکار، احساسات، خاطرات، خواسته ها، ترس ها، امید ها، برداشت ها و تجربه ها جریان دارد.
گاهی شادیم و دلیل شادی مان را می دانیم. گاهی غمگینیم و می دانیم چه چیزی مارا اندوهگین کرده است. گاهی مضطرب می شویم بی آنکه دقیقا بدانیم چرا. گاهی خاطره یی قدیمی سالها بعد دوباره احساس خاصی را در ما زنده می کند. گاهی تصمیمی می گیریم و بعد از خودمان می پرسیم: چرا چنین کاری کردم؟!... همین پرسش ها، مارا به یکی از پیچیده ترین موضوعات شناخت انسان می رسانند: ذهن.
شناخت ذهن، رفتار و اختلالات مربوط به آنها یکی از مهمترین حوزه های علوم پزشکی و انسانی است و روانپزشکی یکی از رشته هایی است که به مطالعه، تشخیص و درمان اختلالات روانی می پردازد. اما پیش از آنکه درباره بیماری ها، اختلالات، داروها یا روش های درمان صحبت کنیم باید یک سوال اساسی تر را پاسخ دهیم: ذهن چیست؟
ذهن، واژه یی بسیار آشناست اما تعریف دقیق آن، آسان نیست. وقتی از ذهن صحبت می کنیم معمولا مجموعه یی از فرآیند های درونی انسان را در نظر داریم. فرآیند هایی مانند: فکر کردن، یادگیری، به خاطر سپردن، تصمیم گیری، توجه کردن، تصور کردن، تجربه کردن هیجان ها، درک محیط، شکل دادن به باور ها، تجربه احساسات درونی.
ذهن را نمی توان مانند قلب یا کبد در یک تصویر پزشکی ساده مشاهده کرد، با این حال، این به آن معنا نیست که ذهن از بدن جداست. برعکس، آنچه ما ذهن می نامیم با فعالیت مغز و سایر فرآیند های بدن، ارتباط بسیار نزدیکی دارد. وقتی می ترسیم فقط یک فکر ترسناک در ذهن مان شکل نمی گیرد. ضربان قلب، ممکن است افزایش پیدا کند، تنفس تغییر کند، عضلات منقبض شوند و بدن برای واکنش، آماده شود.
وقتی غمگین هستیم نیز ممکن است خواب، اشتها، انرژی، تمرکز و حتی احساسات جسمانی ما تغییر کنند. بنابراین برای فهم سلامت روان، باید انسان را یک مجموعه یکپارچه ببینیم نه ذهنی جدا از بدن.
نویسنده: دکتر آرش نوروزی ایران زاد
انسان موجودی شگفت انگیز است. ما جهان بیرون را با چشم های مان می بینیم، صداها را با گوش های مان می شنویم، لمس می کنیم، می چشیم و بوها را تشخیص می دهیم اما بخش بزرگی از زندگی ما در جهانی اتفاق می افتد که دیگران نمی توانند مستقیما آن را ببینند: جهان درون ما.
در درون هر انسان، مجموعه یی پیچیده از افکار، احساسات، خاطرات، خواسته ها، ترس ها، امید ها، برداشت ها و تجربه ها جریان دارد.
گاهی شادیم و دلیل شادی مان را می دانیم. گاهی غمگینیم و می دانیم چه چیزی مارا اندوهگین کرده است. گاهی مضطرب می شویم بی آنکه دقیقا بدانیم چرا. گاهی خاطره یی قدیمی سالها بعد دوباره احساس خاصی را در ما زنده می کند. گاهی تصمیمی می گیریم و بعد از خودمان می پرسیم: چرا چنین کاری کردم؟!... همین پرسش ها، مارا به یکی از پیچیده ترین موضوعات شناخت انسان می رسانند: ذهن.
شناخت ذهن، رفتار و اختلالات مربوط به آنها یکی از مهمترین حوزه های علوم پزشکی و انسانی است و روانپزشکی یکی از رشته هایی است که به مطالعه، تشخیص و درمان اختلالات روانی می پردازد. اما پیش از آنکه درباره بیماری ها، اختلالات، داروها یا روش های درمان صحبت کنیم باید یک سوال اساسی تر را پاسخ دهیم: ذهن چیست؟
ذهن، واژه یی بسیار آشناست اما تعریف دقیق آن، آسان نیست. وقتی از ذهن صحبت می کنیم معمولا مجموعه یی از فرآیند های درونی انسان را در نظر داریم. فرآیند هایی مانند: فکر کردن، یادگیری، به خاطر سپردن، تصمیم گیری، توجه کردن، تصور کردن، تجربه کردن هیجان ها، درک محیط، شکل دادن به باور ها، تجربه احساسات درونی.
ذهن را نمی توان مانند قلب یا کبد در یک تصویر پزشکی ساده مشاهده کرد، با این حال، این به آن معنا نیست که ذهن از بدن جداست. برعکس، آنچه ما ذهن می نامیم با فعالیت مغز و سایر فرآیند های بدن، ارتباط بسیار نزدیکی دارد. وقتی می ترسیم فقط یک فکر ترسناک در ذهن مان شکل نمی گیرد. ضربان قلب، ممکن است افزایش پیدا کند، تنفس تغییر کند، عضلات منقبض شوند و بدن برای واکنش، آماده شود.
وقتی غمگین هستیم نیز ممکن است خواب، اشتها، انرژی، تمرکز و حتی احساسات جسمانی ما تغییر کنند. بنابراین برای فهم سلامت روان، باید انسان را یک مجموعه یکپارچه ببینیم نه ذهنی جدا از بدن.
آخرین ویرایش: