نقد و بررسی دلنوشته صورتک شیشه‌ای| منتقد: SunShine

Mansi

مدیر تالار نقد + جادوگر سپید
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
منتقد
منتقد ادبی
داور آکادمی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
927
پسندها
پسندها
3,502
امتیازها
امتیازها
288
سکه
3,310
با سلام و عرض خسته نباشید.
دل‌نویس عزیز @هویار اثر شما طبق اصول و چهارچوب اصلی دلنوشته و حس‌انگیزی نقد گردیده است.
منتقد اثر شما: @SunShine
لینک اثر:

دلنوشته صورتک شیشه‌ای

● لطفا پیش از قرارگیری نقدنامه توسط منتقد در این تاپیک پستی ارسال نکنید!

● این تاپیک پس از قرارگیری نقد به مدت سه روز باز خواهد بود تا نظر شما ثبت شود، سپس قفل خواهد شد.

● اثر شما پس از ارسال نقدنامه تحت نظارت منتقدتان قرار خواهد گرفت؛ درصورتی که نسبت به نکات منتقد بی‌توجه باشید، دیگر هیچ درخواست نقدی از جانب شما پذیرفته نخواهد شد.

نکته‌ی مهم:
از شما نویسنده‌ی گرامی تقاضا می‌شود پس از دریافت نقد، دیدگاه خود را نسبت به آن در همین تاپیک ثبت فرمایید. آیا نقد ارائه‌شده برایتان مفید و راه‌گشا بوده؟ با کدام بخش‌ها هم‌داستانید و در کدام موارد، نظری دیگر دارید؟ اگر پاسخی یا دفاعیه‌ای نسبت به دیدگاه منتقد دارید، بی‌تردید بیانش کنید.
بازخورد شما نه‌تنها به غنای فرآیند نقد کمک می‌کند، بلکه در انتخاب «منتقد برتر ماه» نیز نقشی تعیین‌کننده دارد. پس به واکنشی ساده بسنده نکنید و نظر خود را با ما در میان بگذارید.

با توجه به این‌که نقد شورا تاثیر مستقیمی بر تگ‌دهی و سطح‌بندی اثر شما دارد، درصورتی که هرگونه شکایت، انتقاد یا پیشنهادی در ارتباط با تالار نقد و نقد اثر خود دارید؛ به تاپیک زیر مراجعه کنید.
تاپیک جامع پیشنهادات، اعتراضات و انتقادات تالار نقد


به امید موفقیت روز افزون شما
|مدیریت تالار نقد|
 
درود و قت بخیر
نقد و بررسی دل ‌نوشتۀ: صورتک شیشه‌ای اثر نویسنده: میم.هویار

عنوان:

دو کلمۀ «صورتک» و «شیشه‌‎ای» تشکیل دهندۀ عنوان اثر هستند که با فضای کلی و حس و ژانر اثر هماهنگ است. یکی از نکات قابل توجه دربارۀ عنوان انتخابی، انتقال حس شکنندگی و تراژیک به شیوه درست به مخاطب است. از سوی دیگر اما راوی فردی‌ست که بعد از مرگ شرح‌حال و خاطره می‌کند . با توجه به عنوان انتظاری که در ذهن خوانندگان اثر شکل می‌گیرد، تصویرسازی انتقال احساس از پشت قاب عکسی شیشه‌ای یا مفاهیم پررنگ‌تری بر خلاف تاکید تصویر و احساس خروارها خاک و سنگ سرد مزار است. اگرچه صحبت از قاب عکس شیشه‌ای و اشاراتی به آن به صورت گذرا در متن دیده می‌شود اما به حدی پررنگ نیست تا محوریت اصلی و تاثیرگذاری به شمار برود. پس لازم به ذکر است:
عنوان در دل‌نوشته نقش مهمی ایفا می‌کند و انتظار می‌رود در ادامۀ روایت اثر، عنوان به وضوح پررنگ شود به طوری که در ذهن مخاطب ارتباط عمیق و ماندگاری نقش ببند. عنوان اثر خلاقانه است و ظرفیت معنایی و زیبایی روایی قابل توجه‌ای دارد؛ اما در طول روایت اثر به اندازۀ کافی به آن پرداخته نمی‌شود و متاسفانه ارتباطی که مورد انتظار باشد با عنوان شکل نمی‌گیرد.

مقدمه:
از نکات مثبت مقدمه، پرهیز از جملات شعارگونه، کلیشه یا شبه‌فلسفی‌ست. نویسنده تلاش نکرده با استفاده از عبارت‌های افراطی و پیچیده بار متن را سنگین کند، بلکه از همان ابتدا با بیان پرسش‌ها و پاسخ، و همچنین مشخص شدن راوی که روایتگری از زیر خاک است با زبانی ساده، صمیمی و روان مخاطب را درگیر کشش می‌کند، به گونه‌ای که حس کنجکاوی را برای ادامه در مخاطب برمی‌انگیزد و اوج تاثیرگذاری مقدمه را می‌توان سوال پایانی آن دانست:
«پنجشنبه‌ها دارند تمام می‌شوند، پس تو کجایی؟»
این جمله مهر محکم انتقال موفق احساساتی مانند: اندوه، دلتنگی،انتظار، فقدان و... به خوبی انجام می شود که فضای تراژیک را به خوبی ملموس می‌کند.

ژانر:
از همان ابتدا ژانر اثر به وضوح قابل تشخیص است. عنوان، مقدمه و روند روایت از آغاز تا پایان، همگی در راستای ایجاد فضایی تراژیک و جملاتی پیوسته و مرتبط شکل گرفته‌اند و نویسنده در حفظ این حس و حال از مهارت عالی برخوردار بوده‌است.

لحن:
لحن انتخابی اثر ادبی و آمیخته با حس گلایه و اندوه است و از آنجا که مضمون اصلی اثر بر فقدان، انتظار و حسرت تاکید دارد، توانسته هماهنگ و بر باورپذیری روایت بی‌افزاید. نویسنده توانسته با حفظ زبانی روان و صمیمی احساسات راوی را به شکل منطقی و قابل لمس با تاثیرگذاری بالا به مخاطب منتقل کند. فضای احساسی دل‌نوشته به خوبی از ابتدا تا انتها هماهنگ و یکدست باقی مانده‌است.

ساختمان جملات و انسجام متن:
شاید نقطه ضعف آشکار دل‌نوشتۀ صورتک شیشه‌ای را بتوان در انسجام و ساختمان برخی جملات، نام برد. در بسیاری از پست‌های اثر، جمله‌ها مرتبط و ساختاری با معنا دارند و به خوبی به‌هم پیوند خورده‎‌اند. به طوری خواننده را مجذوب قلم نویسنده می‌کند و مسیر احساسی با تصویرسازی گلایه‌مند راوی به خوبی در ذهن نقش می‌بند، با این‌حال این انسجام در بخش‌هایی از اثر ناگهان بریده شده و ریتم احساسی و شاعرانه، دچار به‌هم ریختگی می‌شود و از آنجایی که نقطه قوت این اثر، قلم حس برانگیز، شاعرانه و پر مهارت نویسنده است، مخاطب انتظار همین تصویرسازی و عمق احساس را در همۀ متن دارد؛ اما کاهش ناگهانی در میانه یا پایان بعضی پاراگراف و پست‌های اثر باعث ایجاد شکافی ناخوشایند میان خواننده و اثر می‌شود. نویسنده به‌شدت در خلق تصاویر ذهنی و انتقال احساس کوشیده است و قلم پر ظرفیتی دارند. حفظ همین کیفیت که خواننده را دل‌بسته اثرشان می‌کند، در تمامی روایت و منسجم نگه داشتن جملات، می‌تواند تمام ظرفیت قلم نویسنده را به بهترین شکل نمایان کند و اثری شاهکار و ماندگار را در ذهن خوانندگان ثبت کند.

استفاده از آرایه‌های ادبی و انتخاب واژگان:
آرایه‌های ادبی در یک دل‌نوشته، بیشتر از آنکه نقش نمایشی داشته باشند، نقش احساسی و زبان اثر را ایفا می‌کنند. یعنی هدف از استفادۀ آنها تنها نمایش توانایی نویسنده یا زیباسازی نیست بلکه مسئول انتقال عمقی احساسات نیز هستند. نویسنده هوشمندانه و به‌اندازه از آرایه‌هایی مانند: «تشبیه، استعاره، تا حدودی تشخیص و ایهام» استفاده کرده‌است؛ اما به نظر می‌رسد استفاده از آرایۀ کنایه و حس آمیزی، مشخص‌ترین آنها باشد. نویسنده توانسته با ترکیب احساسات و خلق تصاویر ذهنی، روایتی ملموس و قابل درک برای مخاطب بسازد؛ اما همان‌طور که در بخش انسجام اشاره کردم، تنها نکته برای بهتر شدن این اثر تلاش برای حفظ تصویرسازی و استفاده از آرایه‌های ادبی در سراسر متن است.

اصول نگارشی:
نشانه‌گذاری‌ها در اغلب بخش‌های متن به‌درستی رعایت شده‌اند و تنها در چند مورد محدود، استفاده از علائم نگارشی می‌توانست دقیق‌تر باشد.

مرا در آغوشت حبس کردی و نفسم رفت. لال شدم.
مرا در آغوشت حبس کردی و نفسم رفت، لال شدم.

یک روز دلم می‌خواهد، میان تمام نبودن‌ها من باشم. میان تمام اشک‌ها من بخندم. میان تمام خاک‌ها من شکوفه بزنم.
یک روز دلم می‌خواهد میان تمام نبودن‌ها، من باشم. میان تمام اشک‌ها، من بخندم. میان تمام خاک‌ها، من شکوفه بزنم.
هرگاه اگر خواستی مرا ببینی. زیر این درخت بنشین و ثمره‌اش را تماشا کن.
گاهی اگر خواستی مرا ببینی، زیر این درخت بنشین و ثمره‌اش را تماشا کن.
راستی من متوجه شدم که همسایه هم دارم. آنها ساکت‌اند.
راستی من متوجه شدم که همسایه هم دارم! آنها ساکت‌اند.
آری، دارد.
آری... دارد.
من صادق چنین بر سنگ و خار و تیشه مُهر شده، که اگر جزایی برای صداقت باشد،
صداقت من چنین بر سنگ و خار و تیشه مُهر شده که اگر جزایی برای صادق بودن باشد،
و... .
و تنها یک جمله بار معنایی نامفهموم دارد که پیشنهاد می‌شود جایگزین شود:
حضورم برایت عدم بود، نه؟ من رهایت نکردم، هرگز؛ این تو بودی که مرا کشتی... .
حضورم برایت «تهی بود» «هیچ بود» «معنایی نداشت» نه؟ من رهایت نکردم، هرگز... این تو بودی که مرا کشتی.
فاصله‌گذاری و نیم‌فاصله نیز به درستی رعایت شده و همچنین جمله‌بندی‌ها روان و صمیمی هستند همچنین تعداد غلط‌های املایی یا تایپی بسیار اندک است :
میشد
می‌شد
میمیری
می‌میری
شکستن قواعد نگارشی یا ساختارهای استاندارد زبان دیده نمی‌شود و نویسنده توانسته میان حفظ اصول نگارش و انتقال احساس، تعادل متناسب برقرار کند. از نظر نگارشی می‌توان این اثر را، مطلوب خواند که تنها با اصلاح چند مورد جزئی، به کیفیتی بالاتر نیز خواهد رسید.

سخن پایانی :
در پایان، خواندن این اثر برای من تجربه‌ای لذت‌بخش و تأثیرگذار بود. اثری که توانست به‌خوبی با احساساتم ارتباط برقرار کند. قدرت اصلی نوشتۀ شما، در ایجاد حس دلتنگی و زنده کردن خاطراتی است که شاید بسیاری از ما تجربه کرده باشیم.
به‌گونه‌ای که اگر مخاطبی، عزیزی را از دست داده باشد، بسیار دشوار می‌تواند با خواندن این اثر به یاد آن شخص و لحظات از دست‌رفته نیفتد.
شما توانسته‌اید احساس فقدان، دلتنگی و حتی گاهی حس عذاب وجدان را به شکلی ملموس به خواننده منتقل کنید. احساسی که باعث می‌شود مخاطب بخشی از آن را در تجربه‌های شخصی خودش پیدا کند.
همین توانایی در برانگیختن احساسات، ارزش اصلی اثر و قلم شماست و اگر در بخش‌هایی انسجام جملات بیشتر شود و عنوان اثر نیز هماهنگی عمیق‌تر و کامل‌تری با فضای کلی نوشته پیدا کند، بدون شک می‌توان شاهد اثری پخته‌تر و ماندگارتر بود.
این اثر را می‌توان نوشته‌ای سرشار از احساس دانست که با تکیه بر زبان عاطفی و تصویرسازی‌های خود، توانسته جایگاهی در ذهن و احساس مخاطب پیدا کند؛ اثری که با کمی پرداخت بیشتر، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از دلنشین‌ترین و تأثیرگذارترین دل‌نوشته‌های احساسی را دارد.
 
عقب
بالا پایین