ترسناک تئوری | کودکی که هیچ‌وقت بزرگ نشد.

HIIIS

مدیر تالار علوم+مدیرآز ادبیات+مترجم آز+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مدیر آزمایـشی تالار
ژورنالیست
مشاور
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,992
پسندها
پسندها
19,615
امتیازها
امتیازها
813
سکه
5,002

مقدمه​


همه ما آدم‌های باسیاست را معمولاً جدی، خونسرد و حسابگر تصور می‌کنیم؛ آدم‌هایی که قبل از هر حرفی فکر می‌کنند، احساساتشان را کنترل می‌کنند و به‌راحتی اجازه نمی‌دهند کسی ذهنشان را بخواند. اما یک نوع عجیب‌تر هم وجود دارد؛ آدم‌هایی که در عین سیاست‌مداری، رفتارهایی کاملاً بچگانه دارند. قهر می‌کنند. لوس می‌شوند. عمداً مسخره‌بازی درمی‌آورند. گاهی وانمود می‌کنند چیزی را نفهمیده‌اند. گاهی برای موضوعی کوچک بیش از حد خوشحال یا ناراحت می‌شوند. در نگاه اول، این رفتارها ممکن است نشانه‌ی سادگی یا حتی ناپختگی به نظر برسد.

اما یک تئوری تاریک می‌گوید:
شاید این آدم‌ها بچگانه نیستند؛ شاید فقط فهمیده‌اند که بچگانه به نظر رسیدن، یکی از بهترین راه‌های پنهان کردن هوش است.
 

توضیح تئوری​


طبق این تئوری، آدم باسیاست همیشه مجبور نیست خودش را باهوش نشان دهد؛ برعکس، گاهی باهوش‌ترین حرکت این است که دیگران فکر کنند چندان باهوش نیستی. چنین فردی ممکن است عمداً تصویری از خودش بسازد که دیگران او را جدی نگیرند. مثلاً وسط یک بحث جدی ناگهان شوخی کند. وقتی کسی از او ناراحت است، خودش را مظلوم نشان دهد. گاهی قهر کودکانه کند تا طرف مقابل برای آشتی جلو بیاید یا حتی وانمود کند چیزی را متوجه نشده است.

نتیجه چیست؟
دیگران شروع می‌کنند به توضیح دادن و هرچه بیشتر توضیح بدهند، اطلاعات بیشتری لو می‌دهند. آدم مقابل شاید فکر کند:
«این که اصلاً حواسش نیست.»

درحالی‌که ممکن است طرف دقیقاً همان لحظه داشته باشد رفتار، لحن، تناقض‌ها و واکنش‌های او را بررسی می‌کند. ترسناک‌تر اینکه چنین شخصی لازم نیست همیشه نقشه‌ای پیچیده داشته باشد. گاهی فقط واکنش آدم‌ها را جمع می‌کند. امروز می‌فهمد چه چیزی ناراحتت می‌کند. فردا متوجه می‌شود از چه چیزی می‌ترسی. پس‌فردا می‌فهمد برای چه چیزی حاضر به کوتاه آمدنی.

و تو فکر می‌کنی تمام این مدت فقط داشته با تو شوخی می‌کرده.
 

چرا این تئوری ترسناک است؟​


۱. چون دست‌کم گرفته شدن، تبدیل به مزیت می‌شود​

وقتی کسی را ساده فرض می‌کنیم، بیشتر مراقب حرف‌هایمان نیستیم و دقیقاً همین موضوع می‌تواند به نفع آدم باسیاست تمام شود.

کمتر جدی گرفته شدن = کمتر زیر نظر بودن.

۲. رفتار کودکانه می‌تواند نقش «پوشش» داشته باشد​

آدم‌ها معمولاً از فردی که شوخ، شیطون یا کمی لوس به نظر می‌رسد، انتظار نقشه‌های پیچیده ندارند. ذهن ما ناخودآگاه می‌گوید:
«این آدم که این‌قدر بچگانه‌ست، بعید می‌دونم حسابگر باشه.»

و شاید همین قضاوت، بزرگ‌ترین اشتباه باشد.
 

۳. قهر کردن می‌تواند یک آزمایش باشد​

گاهی قهر فقط قهر نیست. ممکن است فرد بخواهد ببیند:
«اگر من عقب بکشم، چه کسی اول برمی‌گردد؟»

واکنش تو برایش اطلاعات است. اگر سریع دنبالش بروی، می‌فهمد وابستگی وجود دارد. اگر بی‌تفاوت بمانی، اطلاعات دیگری به دست می‌آورد. اگر عصبانی شوی، می‌فهمد کدام نقطه حساس‌تر است.

۴. «نفهمیدن» گاهی از فهمیدن قدرتمندتر است​

یکی از تاریک‌ترین قسمت‌های این تئوری همین است. فرض کن کسی حرفی می‌زند که تو می‌دانی منظور پنهانی دارد. به‌جای اینکه نشان بدهی متوجه شده‌ای، می‌گویی:
«ها؟ یعنی چی؟»

طرف شروع می‌کند به توضیح دادن و شاید در همان توضیح، چیزی را بگوید که اگر مستقیماً از او می‌پرسیدی، هرگز اعتراف نمی‌کرد.
 

نکات جالب تئوری​

ممکن است یک آدم بسیار حسابگر، عمداً در جمع بیش از حد شوخ و بی‌خیال باشد.
بعضی افراد زمانی که می‌خواهند کسی را بهتر بشناسند، بیشتر از همیشه خودشان را ساده نشان می‌دهند.
کسی که همیشه واکنش‌های شدید نشان می‌دهد، لزوماً احساساتی‌تر نیست؛ ممکن است از واکنش دیگران اطلاعات جمع کند.
«من که چیزی نمی‌دونم» گاهی می‌تواند بهترین جمله برای وادار کردن دیگران به حرف زدن باشد.
آدمی که همیشه نقش دلقک جمع را بازی می‌کند، ممکن است در واقع دقیق‌ترین مشاهده‌گر جمع باشد.
ترسناک‌ترین حالت زمانی است که نفهمی کدام رفتارهای او واقعی‌اند و کدام‌ها اجرا.
و شاید مهم‌تر از همه: سیاست‌مدارترین آدم اتاق همیشه کسی نیست که جدی‌ترین چهره را دارد؛ گاهی کسی است که همه فکر می‌کنند فقط آمده‌اند کمی شیطنت کنند.
 

پایان تئوری​


شاید برای همین است که بعضی آدم‌ها وقتی بزرگ می‌شوند، کودک درونشان را حفظ نمی‌کنند؛ بلکه کودک را تبدیل به نقاب می‌کنند. نقابی که پشت آن، آدمی نشسته که بیشتر از چیزی که نشان می‌دهد می‌بیند، بیشتر از چیزی که می‌گوید می‌فهمد و گاهی عمداً اجازه می‌دهد دیگران تصور کنند:
«این فقط یک آدم بچگانه است.»

درحالی‌که شاید تمام مدت، بچه بازی نمی‌کرده؛ داشته بازی شما را تماشا می‌کرده.
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 4)
عقب
بالا پایین