هنر انسان، نخستین هنرمند، دکتر آرش نوروزی ایران زاد

دکتر آرش نوروزی ایران زاد

مترجم آزمایشی
مشاور
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
81
پسندها
پسندها
291
امتیازها
امتیازها
53
سکه
222
در آغاز هنوز موزه هنری وجود نداشت، گالری یی ساخته نشده بود، کتابی درباره زیبایی شناسی نوشته نشده بود و واژه یی برای هنر وجود نداشت. با این حال، انسان دست به آفرینش می زد. پیش از آنکه هنر به یک نهاد فرهنگی تبدیل شود یک رفتار انسانی بود.
انسان نخستین بر دیواره غار تصویر کشید، بر استخوان و سنگ، نقش ایجاد کرد، بدن خود را با رنگ و زیور آراست، برای مردگان آیین هایی برگزار کرد، صداهایی را به صورت الگو های تکرار شونده در آورد و برای تجربه های خود نشانه ساخت.
شاید او نمی دانست هنرمند چیست اما کاری انجام می داد که بعد ها یکی از بنیادی ترین فعالیت های فرهنگی بشر نام گرفت: او جهان را فقط آن گونه که می دید نمی پذیرفت بلکه می کوشید آن را دوباره بیافریند. همین نکته، یکی از نخستین کلید های فهم هنر است.
انسان، تنها موجودی نیست که محیط خود را تغییر می دهد. بسیاری از موجودات، برای بقا، محیط شان را دگرگون می کنند. اما انسان، افزون بر ساختن ابزار برای نیاز های مستقیم، چیزهایی می آفریند که گاه هیچ فایده فوری و آشکاری ندارند. چرا؟
چرا انسانی که برای شکار، پناهگاه و بقا تلاش می کند وقت و انرژی خود را صرف ساختن تصویری بر دیواره غار می کند؟
چرا رنگ، شکل، صدا، حرکت و ریتم برای او اهمیت پیدا می کنند؟
چرا انسان می خواهد چیزی را نشان دهد، روایت کند، به یاد بسپارد، زیبا کند یا از خود به جا بگذارد؟
پاسخ به این پرسش ها، ما را به قلب مسئله هنر می رساند.
هنر از جایی آغاز می شود که انسان از داشتن، فراتر می رود و به آفریدن می رسد. او دیگر فقط سنگ را بر نمی دارد. از سنگ، شکل می سازد. فقط صدا تولید نمی کند. صدا را به موسیقی تبدیل می کند. فقط با بدن، حرکت نمی کند. حرکت را به رقص تبدیل می کند. فقط سخن نمی گوید. از زبان، شعر می سازد. فقط در یک مکان، زندگی نمی کند، فضا را به معماری تبدیل می کند.
بنابراین، تاریخ هنر را می توان از زاویه یی دیگر، تاریخ تلاش انسان برای تبدیل تجربه به صورت دانست.
تجربه یی درونی، بیرونی، فردی یا جمعی، هنگامی که به تصویر، صدا، واژه، حرکت، فرم یا فضا تبدیل می شود وارد قلمرو آفرینش هنری می گردد.
اما این پایان داستان نیست زیرا هنر فقط درباره چیزی نیست که انسان می سازد. درباره چیزی نيز هست که انسان، هنگام ساختن، از خود آشکار می کند.
هر اثر هنری، خواه یک نقش بر دیواره غار باشد خواه یک شعر، یک فرش، یک مسجد، یک سمفونی یا یک فیلم یا یک اثر دیجیتال، در خود نشانه هایی از جهان انسانی دارد:
ترس ها، امیدها، عشق ها، باورها، رویاها، خاطرات، تضادها و پرسش های انسان.
از همین رو، مطالعه هنر، تنها مطالعه آثار زیبا نیست، مطالعه هنر، مطالعه انسان است و شاید به همین دلیل باشد که تاریخ هنر، در عمیق ترین معنای خود، چیزی جز یکی از روایت های بزرگ تاریخ انسان نیست.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: marym
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 4)
عقب
بالا پایین