همگانی دورهمی ترجمه | شماره 26

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

serino

مدیر تالار ترجمه+رهبر جادوگران سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
نوشته‌ها
نوشته‌ها
717
پسندها
پسندها
3,657
امتیازها
امتیازها
288
سکه
4,442
متون مورد نظر به صورت مجزا از هم ترجمه شوند.


I couldn’t believe my father was
consulting a nun about my behavior. It was beyond mortifying

It was a fashion statement I found particularly amusing, but I
imagined my former grade school teacher would not agree

She
wasn’t the gentle, loving picture of servitude that nuns should have been. She
was stern, borderline crass, and loud. Her age had done nothing to improve her
mood, either. “Cliff, get out.” She motioned to the door

و بله بله همش از یک رمانه ولی خب جدا و مستقل اند جملات. هر سه رو ترجمه کنید لطفا​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
متون مورد نظر به صورت مجزا از هم ترجمه شوند.


I couldn’t believe my father was
consulting a nun about my behavior. It was beyond mortifyi
«اصلاً باورم نمی‌شد که پدرم برای رفتار من رفته پیش یک راهبه و باهاش مشورت کرده. این دیگه تهِ ضایع‌بازی بود.»

It was a fashion statement I found particularly amusing, but I
imagined my former grade school teacher would not agree
«یک تیپ و استایلی بود که به نظر خودم خیلی بامزه می‌اومد، ولی حدس می‌زدم معلمِ دوره دبستانم اصلاً ازش خوشش نیاد.»
She
wasn’t the gentle, loving picture of servitude that nuns should have been. She
was stern, borderline crass, and loud. Her age had done nothing to improve her
mood, either. “Cliff, get out.” She motioned to the door
«اصلاً شباهتی به اون راهبه‌های مهربون و دلسوز که باید باشن، نداشت. خیلی خشک، بی‌ادب و پرسروصدا بود. پیری هم که اصلاً اخلاقش رو بهتر نکرده بود. با دست به در اشاره کرد و گفت: «کلیف، گمشو بیرون.»
و بله بله همش از یک رمانه ولی خب جدا و مستقل اند جملات. هر سه رو ترجمه کنید لطفا​
یا
متون مورد نظر به صورت مجزا از هم ترجمه شوند.


I couldn’t believe my father was
consulting a nun about my behavior. It was beyond mortifying
«باورم نمی‌شد پدرم برای رفتار من با یک راهبه مشورت کرده باشد. این وضعیت تهِ خجالت بود . (واقعاً آبروریزی بود)
It was a fashion statement I found particularly amusing, but I
imagined my former grade school teacher would not agree
«این یک سبکِ پوشش بود که به نظرم خیلی سرگرم‌کننده می‌آمد، اما تصور می‌کردم معلمِ دوران دبستانم با آن موافق نباشد.»
She
wasn’t the gentle, loving picture of servitude that nuns should have been. She
was stern, borderline crass, and loud. Her age had done nothing to improve her
mood, either. “Cliff, get out.” She motioned to the door
«او آن تصویرِ ملایم و مهربانی که از راهبه‌ها انتظار می‌رفت، نبود. زنی سخت‌گیر، تا حدی گستاخ و پُر سروصدا بود. پیری هم کمکی به بهتر شدنِ خلق‌وخویش نکرده بود. با اشاره به در گفت: «کلیف، برو بیرون.»
و بله بله همش از یک رمانه ولی خب جدا و مستقل اند جملات. هر سه رو ترجمه کنید لطفا​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mah.sa
آخرین ویرایش:
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
آخرین ویرایش:
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 7)
عقب
بالا پایین