روزنامـه روزنامه مردادماه 1405| شماره 3

🌺«به نام خداوند حکیم»🍀

۱۴۰۵/۵/۳۱
سلام و درود خدمت شما عزیزان! 💐
آخر ین روز از مردادماه پرمهر نیز در حال پایان است. زندگی همیشه به کام نخواهد بود؛ اما آدمی از فراز و نشیب‌ها می آموزد که چگونه تاب بیاورد در برابر آنچه خود انتخاب نکرده است. تسلیم باشد در برابر خواست پروردگار و آنچه
او ، برایش مقدر کرده است.
***

زندگی ذره كاهیست
كه كوهش كردیم
زندگی نام نکویی ست
كه خارش كردیم
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار
زندگی نیست بجز دیدن یار
زندگی نیست بجز عشق
بجز حرف محبت به كسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی كرده بسی
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد
دو سه تا كوچه و پس كوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم...🌱

***
این شماره از روزنامه را به @ZiziZizi عضو تأیید شده است. عزیز تقدیم می کنیم. امیدواریم روزهای پیش رو برایتان سرشار از آرامش باشند.
 
⌕ᯓاز دل هیاهو☕︎:

🐈〔از گربه‌ها تا گریه‌ها〕🔫🫢

˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚
چندی پیش مدوسا، همان منتقد معروف انجمن، در چت روم بیان داشت که این چه وضعی است؟ گربه‌ی خودی کیست؟ غیری خودی چه؟
ترانه نیز به او پیوست و هر دو به دنبال این بودند که چه شد که گربه شدن ترند شد؟
تا رسیدند به اینکه شاید بعضی ها می خواهند روحیات لطیفشان را به رخ انجمنیان بکشند.
در این مسیر پیش می رفتند که ترانه از جک و جانورهای معرف انرژی زنانه اش پرسید. پاسخ کوتاه و محکم بود: گراز.
اما اعتراضاتی در این باب پیش آمد که مگر آهو نبود؟ همان همسر خوش رو و خوش سیمای گوزن؟
ترانه خواست به طور کل بحث را دور بیندازد. ولی شاهدان عینی گفته اند که با شکست مواجه شد.
ماهک مهربان قصد جانفشانی کرد. او سخنان قلمبه سلمبه ای از سخنوران عرض کرد که:
آدم های فراوانی جایی هستند که نباید، روی صندلی هایی جا خوش کرده اند که بسیار بزرگ تر از حد شان است. بگذار این طفل معصوم چندصباحی در خیال خود آهو باشد.
ترانه لبخندی دلشکسته زد و از ماهک جان تشکر و درخواست عدم حمایت کرد.
اما او سخت تر از این حرف ها بود و اصرار می کرد که حق ترانه ی آهو سرشت را از ظالمان بگیرد.
ترانه دیگر طاقت نیاورد. به او گفت که قهری مصلحتی با تو خواهم کرد، تا بدانی تنها چیزی از گرفتن حق مظلومان شنیده‌ای.
در این میان مدوسا که پشیمان بود یا بازهم هوس بوس کرده بود، خواستار بوسیدن آهوی دلشکسته شد. چندی بعد پیشنهاد عملی خصمانه برعلیه ماهک را داد.
ماهک گریه کنان گفت که سوتفاهم نشود. ضعف گوش این گونه کار دست آدم می دهد.

ترانه گویا عزمش را جزم کرده بود، کار بی ادبانه ای انجام دهد. اما چشمش به عنوان انجمن ادبی افتاده و بیخیالش شده بود.
تنها به گفتن اینکه چرا همچون پیری نالان شده‌ای اکتفا کرد.
انگار ماهک دست از حمایت برنداشته بود که با گفتن نظر لطف شماست آهوجان، بحث گربه و آهو و گراز را خاتمه داد.

˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚˙˚

ژورنالیست↜ @ماه تی تیماه تی تی عضو تأیید شده است.
 
عقب
بالا پایین