فیلم سینمایی انگل، شاهکار بی ادعایی است که نه تنها در جشنواره های سینمایی گوی سبقت را از خیلی فیلم های رقیب ربوده است که به دلیل ساختار قدرتمند سینمایی اش از دروازه تاریخی سینما عبور کرده است و نامش برای همیشه در تاریخ سینما بیان می شود. جایگاه فعلی این فیلم، نقد آن را بسیار سخت می سازد.
نقد و بررسی و تحلیل فیلم سینمایی انگل، کار ساده یی نیست زیرا این اثر سینمایی نه تنها مورد تحسین منتقدان سینماست که عموم مردم هم از دیدن فیلم لذت برده اند و این موضوع نشان می دهد که فیلم سینمایی انگل دارای لایه های بسیاری است که هم برای مخاطب حرفه یی سینما حرفی برای گفتن دارد و هم برای مخاطب عام سینما.
اولین صحنه یی که در فیلم سینمایی انگل بر روی پرده سینما نقش می بندد خلاصه یی از داستان این فیلم سینمایی است. در این قاب ما با پنجره یی مواجه می شویم که در مقابلش جوراب هایی آویزان است. این پنجره مانند یک پنجره معمولی نیست. خصوصیت پنجره، آوردن نور و هوا به خانه است اما این پنجره در سطح یک کوچه باز می شود.
جوراب های آویزان، یادآور بوی نامطبوع پا است. جوراب هایی که جلوی پنجره آویزان شده است تا با جریان اندک هوا باعث خشک شدن سریع تر آنها شود. بویی که به این راحتی ها دست از سر مردمان فقیر بر نخواهد داشت. سطح پایین تر از اجتماعی که مانند بوی تن خود آدم همیشه دست به گریبان همه انسان ها است.
فیلم سینمایی انگل متعلق به هیچ ژانری نیست اما همه ژانر ها را در خود دارد. فیلم در ابتدا با ژانر کمدی شروع می کند. کمدی سخیفی که چندان هم باب میل سینمادوستان نیست و بیشتر شبیه سریال های طنز تلویزیونی است که فقط قصدش خنداندن مخاطب است اما چیزی نمی گذرد که این طنز سخیف به طنز تلخی تبدیل می شود که خیلی حرف ها برای گفتن دارد.
اولین مشکل خانواده کیم نداشتن وای فای رایگان است. پدر خانواده به پسر می گوید دست هایت را بالا بگیر و این بالا گرفتن دست ها نه تنها قرار است باعث دریافت سیگنال وای فای همسایه شود که قرار است نشان از یک بلندپروازی در زندگی باشد. بلندپروازی که سرنوشت آن را ما هنوز نمی دانیم.
پیدا کردن سیگنال وای فای برای چک کردن پیام پیتزا فروشی ها برای گرفتن سفارش درست کردن جعبه های پیتزا. اما این وای فای کجا آنتن می دهد؟ در کنار توالت فرنگی. این توالت فرنگی چرا سطحش از خانه بالاتر است؟ زیرا سیستم دفع فاضلاب شهرها تا یک ارتفاعی از لوله کشی ساختمان را قبول می کند و در صورتی که سطح لوله توالت فرنگی پایین تر باشد سیستم فاضلاب به صورت معکوس کار می کند و به جای دفع فاضلاب شاهد ورود آن به خانه خواهیم بود.
این پایین تر بودن خانواده از محل قرارگیری توالت فرنگی ساختمان شان چیزی فراتر از یک مسئله فنی است. فیلمساز قبل از اینکه روابط این خانواده با اجتماع را نشان دهد زاویهی دید اجتماعی که هنوز ندیده ایم را برای ما به تصویر می کشد. خانواده کیم از دید اجتماع بیرون پایین تر از چیزی است که حتی دلشان بخواهد دیده شود. انتخاب سنگ توسط فیلمنامه نمادی از اجتماع انسانی ماست. اجتماعی که به این راحتی ها شما قادر به تغییر آن نیستید. شاید برایش اسم بگذارید و بگویید سنگ شانس است اما این تغییری در مفهوم و ذات سنگ ایجاد نمی کند.
جامعه سرمایه داری که مثل سنگ سفت شده است و به این راحتی ها نمی توان به آن رسوخ کرد و آن را تغییر داد. جامعه یی که کرامت انسان هایش همسطح توالت فرنگی خانه های شان است.
استعداد دختر خانواده به قدری بالاست که توانایی جعل کردن مدرک دانشگاه معتبر سئول را دارد. پسر خانواده در نقش دانشجوی دانشگاه به مصاحبه می رود اما قبل از آن اعتراف می کند این فقط یک تکه کاغذ است و او سال دیگر در همان دانشگاه خواهد بود. این موضوع که دختر خانواده توانایی هنری زیادی دارد اما به دلیل نداشتن پول به دانشگاه نرفته است و پسر خانواده خودش می داند که لایق بودن در دانشگاه است اما به جبر زمانه نتوانسته است موفق شود.
یکی از مهمترین نماد های فیلم سینمایی انگل، پله است. پله هایی که کاراکتر ها از آن بالا می روند و قرار است نشان دهد که پله های ترقی را طی می کنند اما همیشه اینطور نیست. گاهی اوقات همه انسان ها صعود نمی کنند و سقوط می کنند. خانه خانواده کیم چند پله پایین تر از سطح زمین است و در مقابل، خانه یی که برای مصاحبه به آن وارد می شود چندین پله بالاتر از سطح خیابان است.
فیلم سینمایی انگل، نقش منفی ندارد. این نداشتن نقش منفی به این معنا نیست که هیچ قسمت منفی در فیلم نداریم بلکه کاراکتر ها همه خاکستری هستند. همه اشتباه می کنند و همه با استعداد خدادادی هستند اما این اجتماع فعلی ماست که نقش ها را سفید و سیاه نشان می دهد پس می توان گفت نقشه منفی فیلم سینمایی انگل، خود اجتماع سرمایه داری است. اجتماعی که انسان ها را در طبقات مختلف جای داده است و آنها را از یکدیگر دور کرده است و این خط کشی اجتماعی مانند سنگ شانس خانواده سفت و سخت است و قابل تغییر نیست و شاید باید برای اصلاح آن سنگ را به هر زحمتی که هست شکست.
پایان فیلم انگل یکی از بهترین قسمت های فیلم است. وقتی پسر فیلم می گوید می خواهد ثروتمند شود و خانه را بخرد و پدرش را آزاد کند تا نور خورشید را ببیند.
فیلم سینمایی انگل در مفهوم واقعی کلمه، فیلم است. داستانی لایه لایه و شخصیت های عمیق با فیلمنامه یی کم ایراد و فیلم برداری سیال و پایان تراژیک برای مدت ها در ذهن مخاطبان خواهد ماند.
نقد و بررسی و تحلیل فیلم سینمایی انگل، کار ساده یی نیست زیرا این اثر سینمایی نه تنها مورد تحسین منتقدان سینماست که عموم مردم هم از دیدن فیلم لذت برده اند و این موضوع نشان می دهد که فیلم سینمایی انگل دارای لایه های بسیاری است که هم برای مخاطب حرفه یی سینما حرفی برای گفتن دارد و هم برای مخاطب عام سینما.
اولین صحنه یی که در فیلم سینمایی انگل بر روی پرده سینما نقش می بندد خلاصه یی از داستان این فیلم سینمایی است. در این قاب ما با پنجره یی مواجه می شویم که در مقابلش جوراب هایی آویزان است. این پنجره مانند یک پنجره معمولی نیست. خصوصیت پنجره، آوردن نور و هوا به خانه است اما این پنجره در سطح یک کوچه باز می شود.
جوراب های آویزان، یادآور بوی نامطبوع پا است. جوراب هایی که جلوی پنجره آویزان شده است تا با جریان اندک هوا باعث خشک شدن سریع تر آنها شود. بویی که به این راحتی ها دست از سر مردمان فقیر بر نخواهد داشت. سطح پایین تر از اجتماعی که مانند بوی تن خود آدم همیشه دست به گریبان همه انسان ها است.
فیلم سینمایی انگل متعلق به هیچ ژانری نیست اما همه ژانر ها را در خود دارد. فیلم در ابتدا با ژانر کمدی شروع می کند. کمدی سخیفی که چندان هم باب میل سینمادوستان نیست و بیشتر شبیه سریال های طنز تلویزیونی است که فقط قصدش خنداندن مخاطب است اما چیزی نمی گذرد که این طنز سخیف به طنز تلخی تبدیل می شود که خیلی حرف ها برای گفتن دارد.
اولین مشکل خانواده کیم نداشتن وای فای رایگان است. پدر خانواده به پسر می گوید دست هایت را بالا بگیر و این بالا گرفتن دست ها نه تنها قرار است باعث دریافت سیگنال وای فای همسایه شود که قرار است نشان از یک بلندپروازی در زندگی باشد. بلندپروازی که سرنوشت آن را ما هنوز نمی دانیم.
پیدا کردن سیگنال وای فای برای چک کردن پیام پیتزا فروشی ها برای گرفتن سفارش درست کردن جعبه های پیتزا. اما این وای فای کجا آنتن می دهد؟ در کنار توالت فرنگی. این توالت فرنگی چرا سطحش از خانه بالاتر است؟ زیرا سیستم دفع فاضلاب شهرها تا یک ارتفاعی از لوله کشی ساختمان را قبول می کند و در صورتی که سطح لوله توالت فرنگی پایین تر باشد سیستم فاضلاب به صورت معکوس کار می کند و به جای دفع فاضلاب شاهد ورود آن به خانه خواهیم بود.
این پایین تر بودن خانواده از محل قرارگیری توالت فرنگی ساختمان شان چیزی فراتر از یک مسئله فنی است. فیلمساز قبل از اینکه روابط این خانواده با اجتماع را نشان دهد زاویهی دید اجتماعی که هنوز ندیده ایم را برای ما به تصویر می کشد. خانواده کیم از دید اجتماع بیرون پایین تر از چیزی است که حتی دلشان بخواهد دیده شود. انتخاب سنگ توسط فیلمنامه نمادی از اجتماع انسانی ماست. اجتماعی که به این راحتی ها شما قادر به تغییر آن نیستید. شاید برایش اسم بگذارید و بگویید سنگ شانس است اما این تغییری در مفهوم و ذات سنگ ایجاد نمی کند.
جامعه سرمایه داری که مثل سنگ سفت شده است و به این راحتی ها نمی توان به آن رسوخ کرد و آن را تغییر داد. جامعه یی که کرامت انسان هایش همسطح توالت فرنگی خانه های شان است.
استعداد دختر خانواده به قدری بالاست که توانایی جعل کردن مدرک دانشگاه معتبر سئول را دارد. پسر خانواده در نقش دانشجوی دانشگاه به مصاحبه می رود اما قبل از آن اعتراف می کند این فقط یک تکه کاغذ است و او سال دیگر در همان دانشگاه خواهد بود. این موضوع که دختر خانواده توانایی هنری زیادی دارد اما به دلیل نداشتن پول به دانشگاه نرفته است و پسر خانواده خودش می داند که لایق بودن در دانشگاه است اما به جبر زمانه نتوانسته است موفق شود.
یکی از مهمترین نماد های فیلم سینمایی انگل، پله است. پله هایی که کاراکتر ها از آن بالا می روند و قرار است نشان دهد که پله های ترقی را طی می کنند اما همیشه اینطور نیست. گاهی اوقات همه انسان ها صعود نمی کنند و سقوط می کنند. خانه خانواده کیم چند پله پایین تر از سطح زمین است و در مقابل، خانه یی که برای مصاحبه به آن وارد می شود چندین پله بالاتر از سطح خیابان است.
فیلم سینمایی انگل، نقش منفی ندارد. این نداشتن نقش منفی به این معنا نیست که هیچ قسمت منفی در فیلم نداریم بلکه کاراکتر ها همه خاکستری هستند. همه اشتباه می کنند و همه با استعداد خدادادی هستند اما این اجتماع فعلی ماست که نقش ها را سفید و سیاه نشان می دهد پس می توان گفت نقشه منفی فیلم سینمایی انگل، خود اجتماع سرمایه داری است. اجتماعی که انسان ها را در طبقات مختلف جای داده است و آنها را از یکدیگر دور کرده است و این خط کشی اجتماعی مانند سنگ شانس خانواده سفت و سخت است و قابل تغییر نیست و شاید باید برای اصلاح آن سنگ را به هر زحمتی که هست شکست.
پایان فیلم انگل یکی از بهترین قسمت های فیلم است. وقتی پسر فیلم می گوید می خواهد ثروتمند شود و خانه را بخرد و پدرش را آزاد کند تا نور خورشید را ببیند.
فیلم سینمایی انگل در مفهوم واقعی کلمه، فیلم است. داستانی لایه لایه و شخصیت های عمیق با فیلمنامه یی کم ایراد و فیلم برداری سیال و پایان تراژیک برای مدت ها در ذهن مخاطبان خواهد ماند.